طیبه سیاوشی / عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی
همیشه اجرای طرح ساماندهی معتادان مطرح بوده است. واژه ساماندهی یا جمعآوری برای خانواده و خود این افراد به طور حتم این را تداعی میکند که مسئولان میخواهند دوباره یک اقدام سلبی و قهری انجام دهند که به طور حتم تاکنون با همین سیاست حرکت کرده است. درحالحاضر این افراد از سوی مسئولان بیمار به شمار میروند، درحالی که در سالهای گذشته بزهکار نامیده میشدند. این افراد نیاز به یکسری تدابیر حمایتی از سوی سازمانهای بهزیستی، شهرداری و بهویژه سازمانهای مردم نهاد دارند. دولت باید از این تشکلهای غیردولتی به شکل قانونی معنوی و مادی حمایت کند، چون این سازمانها هستند که میتوانند به کاهش آسیبهای اجتماعی بهویژه اعتیاد کمک کنند. در هیچ جای جهان این آسیبها ریشهکن نشده اما میشود این آسیب را کاهش داد. الگوهای این کاهش وجود دارد که بتوان آن را به شکلی بومیسازی کرد و در این جهت عمل کرد زیرا درحالحاضر یک نفر معتاد نیست، این معضل زنجیرهای و به هم پیوسته است. برای رفع این مشکل چند سازمان باید با هم ورود پیدا کنند. تنها یک سازمان نمیتواند تاثیرگذار باشد. متاسفانه در این حوزه فقط نیروی انتظامی دیده شده و سازمانهایی که میتوانند حمایت کنند و خدمات به این قشر ارائه کنند کمتر دیده میشوند. به عنوان نمونه با ۷ میلیارد تومان نمیتواند بودجه مناسبی باشد برای کمپهای ترک اعتیاد استان تهران که معتادان ساماندهی شوند. باید کمپها در مکانهایی به شکل دائمی مستقر شوند که افراد معتاد بتوانند استقرار روانی داشته باشند و در آنجا دوران نقاهت را بگذرانند و بعد از آن وارد جامعه شوند. مسئله این است که بعد از ترک معتادان چه جایگاهی دارند؟ آیا خانوادهها میتوانند آنها را حمایت کند و بپذیرند؟ خانوادهها باید بتوانند از لحاظ مالی آنها را تامین کنند. البته حدود ۵۰ درصد این مشکلات رفع شده اما عمده معتادان از خانوادههای بیبضاعت و فقیر هستند؛ بنابراین لازم است دولت در این مرحله ورود پیدا کند که متاسفانه این ورود تاکنون بسیار ناچیز بوده است. ممکن است هنوز بسیاری از مردم شناخت دقیقی از مکانهایی به نام شلتر (سرپناه معتادان) نداشته باشند، درحالی که این مراکز از ۱۲ سال پیش شروع به فعالیت کردند. این مراکز، معتادان بیخانمانی را که مکانی برای زندگی کردن نداشتند و شاید مجبور میشدند برای سیر کردن شکم خود اقدام به سرقت و زورگیری کنند، در خود جای دادهاند. در شلترها، جای خواب، غذا، مکان استحمام و نظافت، لباس و حتی پزشک و کلینیک برای معتادان کارتنخواب فراهم شده و همچنین تحت آموزش در زمینه پیشگیری از ابتلا به بیماری ایدز و هپاتیت قرار میگیرند تا مانع از شیوع بیماریهای واگیر در بین مردم و اطرافیان شوند. با ایجاد پناهگاه برای معتادان فکر بسیاری از معتادان کارتنخواب راحت بود که از این پس به امکانات خاصی دسترسی و مکان مشخصی برای خوابیدن و خوردن غذا و استحمام خواهند داشت، اما متاسفانه سازمانهای متولی یعنی شهرداری و سازمان بهزیستی، آن طور که باید و شاید حمایتهای لازم را از شلترها به عمل نیاوردند.