ادبیات تجلیگاه خلاقیت و مظهر خودباوری ملتهاست. در این زمینه نیز بهطور طبیعی ملتهایی بهتر و ملتهایی دیگر ضعیفتر عمل کردهاند که این مهم در عصر حاضر منشا رقابت در حوزه گردشگری ادبی به شمار میرود.
به گزارش پایگاه خبری گسترش، روزنامه «گسترش تجارت» نوشت: ادبیات حوزه فرهنگی ایران زمین نیز به سبب غنا و تنوع غیرقابل انکار و گسترش در گذر سدههای بیشمار، گنجینهای است که میتواند اعتلای نام ایران را بهدنبال داشته باشد. از آنجا که ادبیات کهن و معاصر ما اکنون در سایه ادبیات سایر ملل تا حدودی رنگ باخته و از سوی قشرهای مختلف به ویژه جوانان نادیده گرفته میشود، در جهت معرفی آن به جهانیان و تقویت جایگاه آن در میان شهروندان جامعه خویش باید به شیوههای جذابتر، خلاقانهتر و کمتر نخبهگرا اندیشیده شود. یکی از این شیوهها که رهیافتهای فراوانی برای جامعه بهدنبال دارد، پیوند صنعت گردشگری با میراث ادبی کشور است. از تلفیق این دو مقوله، پدیدهای حاصل میشود که در ادبیات حوزه گردشگری آن را «گردشگری ادبی» مینامند (شاید به عبارتی بهتر است آن را گردشگری میراث ادبی نامید) که روندی رو به رشد در جهان، به ویژه در کشورهای توسعه یافته دارد.
گردشگری ادبی سفری است که به دلیل علاقه به یک نویسنده، اثر یا فضای ادبی یا میراث ادبی به مقصدی انجام میشود و از محل تولد یا مقبره آن نویسنده شهیر بازدید میشود یا اینکه به منظور حضور در یک برنامه ادبی یا بزرگداشت یک ادیب بزرگ به کشوری انجام میشود.
به هر روی ایران با دارا بودن مفاخر و مشاهیر ادبی بسیار ظرفیتهای بسیاری نیز در زمینه گردشگری ادبی دارد. ظرفیتهایی که بلااستفاده ماندهاند و از آنها استفاده نمیشود. در صورتی که کشورهایی مانند ترکیه به دلیل واقع شدن مقبره مولوی، شاعر بزرگ کشورمان در قونیه با برگزاری بزرگداشتهای سالانه درآمدهای کلانی به جیب میزنند.
ظرفیتهای بلااستفاده در گردشگری
به عقیده کارشناسان گردشگری، حوزه گردشگری ادبی در ایران دارای ظرفیتهای بسیاری است اما از آنها استفاده نمیکنیم. مریم رنجبری، مدرس دانشگاه در گفتوگو با «گسترشتجارت» اظهار کرد: در ایران مفاخر زیادی وجود دارند که در بسیاری از مناطق و شهرهای کشور خفتهاند. ایران از نظر مفاخر ادبی بسیار غنی است.
او افزود: متاسفانه در بسیاری از شهرها که برخی از آنها گردشگری نیز هستند از مقبرهها و ظرفیتهای مفاخر ادبی استفاده نمیشود و بهطور کلی نادیده انگاشته میشوند. بهعنوان نمونه مشهد یکی از شهرهایی است که مفاخر ادبی بسیار مهمی دارد اما تنها در زمینه گردشگری زیارتی و سلامت فعالیت میشود. در صورتی که گردشگری ادبی نیز هیچ تناقضی با گردشگری زیارتی نداشته و هرکدام مخاطبان خود را دارند. رنجبری در ادامه با اشاره به اینکه بسیاری از بزرگان و مشاهیر ادبی کشورمان به دیگر کشورها کوچ کرده یا مقبره آنها در کشورهای همسایه واقع شده است، بیان کرد: مولوی و نظامی از جمله مشاهیر بزرگ کشور بودند که مقبره آنها در کشورهای همسایه واقع شده است. کشورهای همسایه نیز از موقعیت به خوبی استفاده کردند. به طور نمونه کشور ترکیه هرسال در قونیه برای مولوی بزرگداشت برگزار و درآمدهای کلانی از آن کسب میکند. این در حالی است که قونیه یک شهر کوچک و درجه ۲ بوده و آثار باستانی و تاریخی چندانی نیز ندارد اما با سیاستگذاریها و برنامهریزیهای ترکیه و برگزاری آیین تولد و ترحیم مولوی این شهر درآمدهای کلانی به جیب میزند که برای تمام سال مردمان آن کافی است.
او با اشاره به اینکه دهها مفاخر ادبی در ایران واقع شدهاند، گفت: متاسفانه از ظرفیتهای این نویسندگان وشاعران بزرگ کشورمان در جذب گردشگران خارجی و توسعه گردشگری ادبی استفاده نمیشود در حالی که کشوری مانند ترکیه از مقبره مولوی سالانه درآمدهای کلانی داشته و گردشگران بسیاری را جذب میکند. در مقایسه با ایران ترکیه میراث فرهنگی و آثار باستانی چندانی ندارد. آثار تاریخی و باستانی ایران دهها برابر ترکیه است اما ترکیه به خوبی از این ظرفیتها استفاده کرده و ایران توجه چندانی به آنها نداشته است.
رنجبری با اشاره به ناآگاهی مردم کشورمان درباره مفاخر ادبی ایران اظهار کرد: بسیاری از مردم کشور از اینکه مقبره خیام یا نظامی در کدام شهر واقع شده، اطلاعی ندارند. از سویی دیگر شهرهایی که مقبره مفاخر کشورمان در آنها واقع شده است نیز زیرساختهای گردشگری مناسب را ندارند. به عنوان نمونه توس که مقبره فردوسی در آن واقع شده حتی یک هتل مناسب هم ندارد.
مشکلات توسعه گردشگری
به عقیده کارشناسان گردشگری، مشکلات توسعه گردشگری ادبی در تمامی عرصههای گردشگری وجود دارد. اگرچه مشکلات زیرساختی مانند کمبود مکانهای اقامتی و زیرساختهای حملونقلی در تمامی عرصههای گردشگری مشکلاتی را به همراه داشته، اما نمیتوان منتظر ماند تا تمامی زیرساختها تکمیل شده و سپس به توسعه گردشگری پرداخت و یا دست روی دست بگذاریم تا زمانی که همه چیز ایدهآل شود و آن زمان مراسم ادبی برگزار کنیم. در این صورت هرگز شاهد توسعه نخواهیم بود. جعفر باپیری، کارشناس گردشگری در گفتوگو با«گسترشتجارت» اظهار کرد: مشکل اصلی ما توسعه گردشگری ادبی یا زیارتی یا فرهنگی نیست، بلکه مشکل اصلی در کشور چگونگی توسعه گردشگری به طور کلی است و آن هم با موانع بسیاری روبهرو است چراکه زیرساختهای گردشگری فراهم نیست. زمانی که گردشگری با مشکلاتی همچون نقص زیرساختهای حملونقلی، اقامتی، آب و برق و گاز مواجه است نمیتوانیم به این امر بپردازیم که گردشگری ادبی با چه چالش هایی روبهرو است و در رفع آنها بکوشیم.
او درباره اینکه گردشگری تقاضا محور بوده و تقاضا موجب ایجاد زیرساختها میشود، بیان کرد: توسعه گردشگری با تقاضا محور بودن و عرضه محور بودن آن ارتباطی ندارد بلکه بایدتقاضا را ایجادکرده و سپس آن را مدیریت کرد. اما اینکه بخواهیم آیینهای ادبی تعریف کرده و بازاریابی انجام دهیم به معنای آن است که عرضه را افزایش داده و بازاریابی کردهایم و مشخص نیست برگزاری مراسم ادبی به افزایش تقاضا منجر شود.
باپیری گفت: مکانهای ادبی و تاریخی مانند حافظیه و سعدیه جذاب هستند اما این حس را در بازدیدکنندگان خارجی ایجاد نمیکنندکه بازگشته و از این مکانها برای بار دوم بازدید کنند. یکی از اقداماتی که میتوان به منظور توسعه گردشگری ادبی انجام داد تبدیل داستانهای ادبی کشورمان به محصول است. داستانهایی مانند شاهنامه را میتوان به محصولاتی دیداری مانند پارکها و مکانهایی که در آن شخصیتهای شاهنامه حضور داشته یا نقالان به بازگویی این داستانها میپردازند میتواند طرفداران بسیاری را جذب کند. در کشور بریتانیا نیز شهرکی را مبتنی بر داستانهای هریپاتر ایجاد کردهاند که هرسال گردشگران بسیاری را به خود جذب میکند.
او با اشاره به موانع و مشکلات موجود بر سر راه تبدیل داستانهای شاهنامه به شهرک گردشگری، اظهار کرد: یکی از مشکلات آن است که باید داستانهای شاهنامه و محصول ایجاد شده بنابر الگوی داستانهای شاهنامه را توصیف و تفسیر کرد و این امر میتواند مشکلات ایدئولوژیکی را پدید آورد بنابراین باید ساز و کارهایی را ایجاد کرده براساس آنها به مدیریت شهرکهای ایجاد شده براساس داستانهای ادبی کشورمان اقدام کرد.
سخن آخر
گردشگری ادبی حوزهای که در آن ظرفیتهای بسیاری داریم اما به جای استفاده از آنها بهانه میآوریم که نمیتوان از آنها استفاده کرد، زمان مناسبی برای برگزاری رویدادهای ادبی نیست، زیرساختها کامل نیستند و... در شزاز گردشگری ادبی در شهرهای درجه ۲ و ۳ دارند. نه تنها گردشگری ادبی، بلکه بسیاری از حوزههای گردشگری هنری در شهرهای کوچک فعال شدهاند و درآمدهای بسیاری به همراه داشتهاند. نمونه آن جشنواره کن در شهر کوچک کن در فرانسه است. پس به جای بهانه تراشی از ظرفیتهایمان استفاده کنیم.جلب گردشگران جهانی موفق عمل کردهاند؟
بسیاری از فعالیتهای ما تا روزی که همراه با بازاریابی، تبلیغات و ترویج و معرفی درست به نتیجه مطلوب دست نخواهیم یافت و این امر بارها از سوی رسانهها و کارشناسان مختلف عنوان شده اما اهمیتی به این گفتهها داده نشده و تاکنون هیچ اقدام مناسبی در بازاریابی و تبلیغات انجام نشده است. در مجموع گردشگری کشور دچار مدیریتهای کوتاهمدت است و مدیران پروژههای اساسی مدیران قبلی را جدی نگرفته و تنها برای جلوهگری گردشگری و اینکه در کوتاه مدت حرکتی انجام شود به اجرایی کردن پروژهها و برنامههای کوتاهمدت، سطحی و چشمگیر است. در نتیجه گردشگری نیازمند بازاریابی، نشان(برند)سازی و تبلیغات در زمینه جاذبههای گردشگری و ترویج حرفهای است. این در حالی است که برای اطلاع رسانی و تبلیغات تاکنون اقدامات چندانی انجام نشده و به طور کلی بازاریابی و تبلیغات در گردشگر جدی گرفته نشده است.