زهرا طهرانی / روزنامهنگار
تراژدی فراموش نشدنی رودبار، منجیل، بم و حتی ورزقان برای مردم ایران تکرار شد؛ فاجعهای که از زلزله چند ثانیهای شهر تاریخی کرمان با از دست رفتن یک سوم جمعیت آن و تخریب ۷۰درصدی شهر، شدیدتر بود و هموطنان بسیاری را داغدار کرد. بزرگی زلزلهای که استانهای غربی کشور را لرزاند با زلزله ۲۷ سال پیش یکسان بود و کرمانشاه ایران نیز مانند رودبار و منجیل با شدت ۳/۷ ریشتر بر سر مردمان خونگرم و مهماننوازش آوار شد تا بار دیگر یادآور نداشتههایمان باشد؛ نداشتههایی که اگر داشتیم، حال و روز بم هنوز که هنوز است اینگونه نبود. شدت زلزله مناطق غربی ایران هرچند بیش از بمکوچکمان بود، اما کارشناسان معتقدند تنها دو عامل باعث کاهش تلفات جانی زلزله شدید یکشنبهشب در شهر «ازگله» استان کرمانشاه و استانهای غرب کشور شد تا شاهد چندین باره مرگبارترین فاجعه ایران نباشیم؛ البته هنوز هم نمیتوان آمار دقیقی از خسارتها بهدست آورد؛ زود است برای ما! قبل از زلزله ۳/۷ ریشتری ساعت ۲۱ و ۴۸ دقیقه یکشنبهشب استان کرمانشاه، زلزلهای ۴ریشتری به وقوع پیوست که بسیاری از مردم را به بیرون از چهاردیواریهایشان کشاند و آنها را آماده لرزههای دیگری هم کرد. عامل دیگر اما؛ که در کاهش تلفات زلزله و خسارتهای احتمالی تاثیرگذار بوده، وقوع زلزله ازگله در عمق ۱۱کیلومتری زمین است؛ این در حالی است که هرچه عمق زلزلهها کمتر باشد خرابیهای بیشتری بههمراه دارد. تاسفبارتر از همه چیز؛ این است که در روند بازسازی شهرها و روستاها، فقط به بازسازی ظاهری توجه داریم؛ آن هم با زیرساختهای نصفه و نیمه که با تاخیر، شاید رضایت بخش شود. هستند بسیاری از شهرها که بافت و آثار تاریخی خود را هم از دست دادهاند؛ آثاری که فرهنگ و تمدن ایران است؛ مانند ارگ بم و به تازگی هم که کاروانسرای عباسی و عمارت خسرو و چارقاپی در قصرشیرین و قلعه یزدگرد در شهرستان دالاهو. بازسازیها باید همه ابعاد تخریب شده را در بربگیرد؛ مانند بازسازی روانی، اجتماعی و فرهنگی که البته در کشور ما اولویت چندانی ندارد. باور کنیم که زلزلهزدگان نیازی به بازدید ما ندارند پس به دنبال شوآف نباشیم که نه برایشان خانه میشود و نه عزیز ازدست رفته. همین بم را ببینید که هنوز هم بعد از گذشت ۱۴ سال، به شرایط عادی خود بازنگشته و شاید هیچ وقت هم بازنگردد. اما به هر حال بار دیگر زنگ خطری برای کشور و مسئولانش زده شده که برای وقوع چنین بلایای طبیعی چه تدابیری اندیشیدهاند؟ ایران از لحاظ جغرافیایی در منطقهای پر خطر و روی گسلها و کانونهای زلزله خیز قرار گرفته اما هنوز هم مدیریت بحرانش ضعیف است و هزاران تاسف که بعد از بحران نیز، همه چیز فراموش میشود تا فاجعه بعدی! نگاهی به آمار ۲۴ زلزله مهم بیش از ۵/۵ ریشتر که در ۴۰ سال گذشته در کشور به وقوع پیوست به خوبی ما را هوشیار میکند که برای این پدیدههای طبیعی چه کرده و چه میکنیم؟ آقایان و خانمهای عزیز! کمی فکر کنید؛ آیا پاسخ بازماندههای مناطق زلزلهزدهای چون بم و ورزقان و... را که روزها و شبها با بیل و کلنگ و حتی دستهای خالی سعی میکردند عزیزانشان را از دل خاک بیرون بشکند؛ دادهاید؟ آیا شیوهنامهها و برنامههایی داریم برای اینکه دستکم مدیریت بحرانمان زبانزد باشد؟ فرهنگسازی کردهاید برای واکنش مردم در زمان رویارویی با چنین بلایایی تا کمتر آسیب ببینیم؟ زندگی از دست رفته بازماندگان را چه کسی به آنها برمیگرداند؟ پلاسکو هم نمونه کوچکی از یک زلزله بود که هم تلفات جانی داشت و هم مالی؛ دو ماه دیگر باید بزرگداشت سالروز عزیزان از دست رفته ساختمان ۵۰ساله پایتخت را برگزار کنیم، اما هنوز خبری از عملی شدن وعده وعیدهایی که در گرمای آن روزها و شبها به داغداران داده میشد، نیست. بازدیدی هم اگر دارید؛ قول بیهوده ندهید که بیشترین ظلم را خواهید کرد تا لطف! دستکم به بازدید! نروید؛ تنهایشان بگذارید و در تنهاییتان فکری به حال مملکت کنید.