بررسی وضعیت معاملات رینگهای صادراتی نشان میدهد ارزش معاملات بورس کالا در سالهای گذشته بیش از ۸۱ هزار میلیارد تومان بوده است.
به گزارش پایگاه خبری گسترش، روزنامه صمت نوشت: درحالی که برخی کارشناسان تاثیر برجام بر بورس کالا در عملکرد این بورس را مثبت ارزیابی میکنند اما برخی دیگر معتقدند اینکه انتظار داشته باشیم بعد از گذشت بیش از ۲ سال از توافق برجام این رویداد آثار خود را به سرعت در وضعیت بورس کالا بهویژه رینگهای صادراتی نشان دهد، دور از ذهن است چراکه اقتصاد و صنعت کشور مشکلات ساختاری پیچیدهای دارند. ازسوی دیگر بخشی از رونق رینگ صادراتی به تعاملات ما با سایر بورسهای دنیا بستگی دارد، اینکه چقدر در شناسایی ظرفیتهای کشورهای دیگر بهویژه کشورهای همسایه توانمند بوده و در بازاریابی موفق عمل کردهایم. این در حالی است که لازمه پیوستن به اقتصاد جهانی شناسایی بازارهای هدف است، اتفاقی که در بازار عراق در حال وقوع است. شفافیت لازمه پیوستن به اقتصاد جهانی ذهنیتی که برجام بر عموم مردم، ازجمله افرادی که در حوزه اقتصادی فعالیت داشتند ایجاد کرد این بود که ما در ریل توسعه اقتصادی قرار خواهیم گرفت. این درحالی است که نیاز به ایجاد ساختارهای بهینه، تغییر ساختارها و تعریف مجدد چشماندازها، ماموریتها و رسیدن به برخی اهداف در راستای توسعه کشور ضرورت دارد. هاشم باروتی مدیر کالایی یک کارگزاری و فعال بازار کالا، با بیان این مطلب در بیستوسومین نمایشگاه مطبوعات به خبرنگار ما گفت: شرکتهای زیادی از اروپا و امریکا و سایر کشورها برای موضوع سرمایهگذاری آمدند اما این تعاملات در حد مذاکره باقی مانده است. وقتی صحبت از شروع فعالیت با این شرکتها میشود، آنها میگویند شما ساختارهای اولیه مالی و مدیریتی بهینه و مشخصی ندارید و حاضر نیستند پروژهها را پیش ببرند. وی افزود: در حوزه پتروشیمی نزدیک به ۱۰۰ شرکت برای سرمایهگذاری آمدند اما چون نرخ خوراک مشخص نبود رفتند. دولت و مجلس و سایر نهادهای مرتبط نتوانستند در اینباره به یک جمعبندی برسند تا سرمایهگذار خارجی براساس آن بیاید و سرمایهگذاری کند. وقتی نرخ اعلام شد در عمل، تمایل شرکتهای خارجی برای سرمایهگذاری در این حوزه کم شد.
باروتی با طرح این پرسش که بورس کالا چه جایگاهی در بازارهای منطقه میتواند داشته باشد، گفت: زمانیکه رینگ صادراتی را راهاندازی کردیم، در پی این بودیم که این رینگ بتواند با قیمتهایی که در بورس کالا کشف میشود، مرجع قیمتهای منطقهای باشد، تاحدودی هم در قیر صادراتی مرجع بودیم، به این شکل که تولیدکنندگان قیر مثل شرکتهای پاسارگاد و نفت جی خود را مکلف کرده بودند که بخش عمدهای از کالای خود را داخل بورس عرضه کنند و ایران یکی از مراجع قیمتگذاری جهانی قیمتی در حوزه قیر بود. اما بعد از اینکه عرضه این کالا در بورس کالا محدود شد در عمل این فرصت از ما گرفته شد. وی افزود: در دولت قبل قرار شد بورس نفت راهاندازی شود اما در عمل این بورس تبدیل به بورس انرژی شد و به واسطه اینکه رانت اقتصاد در حوزه درآمدزایی نفت بالا است، کسی رغبت نشان نداد که شفافسازی روی این حوزه انجام شود. به عبارتی امپراطوریهای نفتی به ساختارهای مدرن بازارسرمایه که وظیفهاش تامین مالی، کشف نرخ و ارائه خدمات متناسب با آن است، غلبه پیدا کرد. ما هنوز به اقتصاد جهانی متصل نیستیم، بنابراین حرفی برای گفتن در کشورهای منطقه نداریم. زمانی میتوان ادعا کرد که بازارهای منطقه را میتوانیم تحت تاثیر قرار دهیم که در رابطه با بازارهای جهانی حرفی برای گفتن داشته باشیم. وصلشدن به اقتصاد جهانی، نیازمند این است که شفافیت داشته باشیم. بررسی وضعیت یک رفتار معرف کل بازار نیست نقدهایی به بازارفرعی و بورس پسته نقدی یا هیاتمدیره بورس کالا وارد است اما اینکه کلیت این بازار را با این نقدها قضاوت کنیم کار درست و دقیقی نیست. محمدحسین بابالو کارشناس و فعال بورس کالا با بیان این مطلب در بررسی وضعیت صادرات کالا بعد از برجام در بورس کالا گفت: این وضعیت را از دو رویکرد میتوان بررسی کرد. نخست بحث عرضههای مواد اولیه وارداتی است و دیگری عرضههای صادراتی است که در این زمینه شاهد کملطفی برخی عرضهکنندگان مثل شرکتهای پتروشیمی در بورس کالا هستیم. ازسوی دیگر درباره برخی کالاها مثل فولاد از آنجا که عرضه صادراتی ندارند بنابراین انتظاری هم نیست. درباره قیر شرایط قدری متفاوتتر است از آنجا که برای عرضه این کالا در بورس الزام وجود دارد بنابراین اما و اگرهای قانونی خود را داشته و صادراتش از طریق بورس کالا انجام میشود.
به گفته این فعال کالایی، با بیان اینکه وضعیت یک بازار را نمیتوان معرف کل رفتار صادراتی بورس کالا به حساب آورد افزود: در حالی که عکس این حالت هم وجود دارد، بهطور مثال تفاهمنامهای که بین بورس کالای هند و ایران برای عرضه مستقیم قیر منعقد شد خیلی مهم است، بحث دوم ظرفیتهایی است که در بازار هند برای محصولات پتروشیمی ایران میتواند وجود داشته باشد یا در کنار آن پلیاتیلنهای سبک که بازار گستردهای دارد باید مورد بررسی قرار گیرد. وی با تاکید براینکه تلاشهای بورس کالا برای حضور همیشگی در بازار عراق نکته مهمی است که در آینده میتواند اتفاق بیفتد گفت: بازار عراق اگر نگوییم نخستین بازار منطقه است اما بهعنوان دومین بازار نقش مهمی ایفا میکند. بررسیها نشان میدهد آینده صادرات محورشدن بورس کالا قابل درک است اما اینکه از این موقعیتها چقدر استفاده کند حائز اهمیت است و درکل به نظر میرسد بتوان آینده خوبی برای بورس کالا متصور شد. بابالو افزود: بررسیها بیانگر این است که بورس کالا در سالهای گذشته در بازار عراق بین۶ تا ۷ میلیارد دلار به این کشور صادرات داشته است. اگر فقط با این پیشفرض که با افزایش نرخ نفت و افزایش حجم صادرات و اما و اگرهای کرکوک و اقلیم این ظرفیتها بیشتر میشود بنابراین میتوانیم به این کشور بیشتر صادرات داشته باشیم. براساس چشماندازی هم که تعریف شده است اگر بورس کالا فقط بتواند در یک چشمانداز ۲۰ میلیارد دلاری ۵ تا ۱۰ درصد از آن را به خود اختصاص دهد، بهویژه در کالاهایی که موردنیاز عراق است مثل فولاد و میلگرد، سیمان و مواد غذایی و محصولات کشاورزی، یک گام رو به جلو است.
وی تاکید کرد: درصورتیکه ایران و عراق با محوریت بازارها و اتاقهای بازرگانی دو کشور و بخش خصوصی با یکدیگر تعامل پیدا کنند خیلی قویتر عمل میکنند. با این پیشفرض که بسیاری از بانکها برای تسویه وجوه بین دو کشور محدودیتها را بردارند، این ۱۰ درصد به منزله کسب ۲ میلیارد دلار از محل صادرات کالا است. با این پیشفرض حجم معاملات فیزیکی بورس کالا در سال گذشته کمتر از ۴۰ هزار میلیارد تومان بوده است. بابالو در بررسی وضعیت عرضه سنگآهن در بورس کالا گفت: شواهد نشان میدهد با رشد قیمتهای سنگآهن در بازارهای جهانی و رشد عرضههای سنگآهن دانهبندیشده صادراتی که به بورس کالا رونق داد بازهم این کالا در بورس تقویت شود. همچنین اگر رابطه بین بورس کالای ایران و شانگهای و بورس دالیان برقرار شود شاید بتوانیم جهش بزرگی را هم در این زمینه شاهد باشیم. بررسی همه این موارد در کنار هم نشان میدهد که میشود بر صادراتمحور بودن بورس کالا تمرکز کرد.
وی درباره صادرات مواد اولیه بدون هیچگونه ارزش افزوده گفت: این موضوع را نه رد میکنم و نه تایید، برخی از کالاها در کشور ما تولیدش از مصرفش بیشتر است، درحالحاضر عرضه شمش فولاد کارخانههای داخلی از تقاضا بیشتر است. اقتصاد دو کشور عراق و ایران میتواند به شکل مکمل هم عمل کنند، تراز ایران هم یکطرفه است به این شکل که اگر ۷ تا ۸ میلیارد دلار درنظر بگیرید به طور تقریبی ۵/۶ میلیارد دلار صادرات ما به عراق است. یکطرفه بودن تجارت نشان میدهد که این موضوع دائمی نمیتواند باشد و باید برد-برد باشد. در چنین شرایطی که آنها بهدنبال یک عرضهکننده امن مواد اولیه هستند اهمیت بورس کالا بیشتر و برجستهتر میشود. این کارشناس کالایی تاکید کرد: زنجیره ارزش در کشور ما بسیار مهم است. اما وقتی عرضه شمش از مصرف کشور بالاتر است و نمیتوانیم میلگرد بفروشیم و در صادرات محصولات نهایی فولادی مشکل داریم درچنین شرایطی قدری باید واقعبینانهتر نگاه کرد. به این شرایط باید به شکل یک بسته نگاه کرد، بورس کالای ایران مدتها است در کنار این نیاز است تا با بورسهای کالایی کشورهای دیگر هم ارتباط واقعی داشته باشد این بورس یکی از میانبرهای صادرات کالاها خواهد شد. مشکل ساختاری تولید پیش از اینکه برجام تاثیری در وضعیت معاملات بورس کالا داشته باشد، باید مشکلات ساختاری در بخش تولید و صنعت کشور مورد بررسی و بازبینی قرار بگیرد. محمدمهدی رفیعی مدیر کالای یک کارگزاری با بیان این مطلب در حاشیه برگزاری بیستوسومین نمایشگاه مطبوعات گفت: زمانی که یک نفر از چین کالایی وارد میکند و در داخل کشور عرضه میکند ما چه انتظاری داریم که یک صنعتگر بیاید فعالیت صنعتی انجام دهد و این فعالیت را شفاف کند، این درحالی است که یکی از ابزارهای شفافیت هم که بورس کالا است، باید مورد استفاده قرار بگیرد. وی درباره تاثیر افزایش قیمتهای جهانی و نرخ دلار بر وضعیت صنایع صادراتمحور تصریح کرد: اینکه گفته میشود با افزایش قیمتهای جهانی و نرخ دلار، اوضاع شرکتهای صادراتمحور بهتر میشود، در ابتدا باید دید ما چه کالایی را صادر میکنیم. آیا کالایی را صادر میکنیم که ارزش افزوده دارد، ما خاک و سنگ و زعفران فله صادر میکنیم، کالایی را که در کشور ارزش افزوده داشته باشد تولید نمیکنیم که بخواهیم صادر کنیم. رفیعی افزود: با نگاهی به تاریخچه صنعت ایران در ۱۰۰سال گذشته بهراحتی میتوان دید که بیش از آنچه فناوری وارد کردهایم هیچوقت فناوری صادر نکردهایم. به گفته این فعال بازار کالا، پیش از برجام، عرضه برخی کالاها که در بورس کالا انجام میشد بهواسطه نظرات وزیر قبلی صنعت بسیاری از این کالاها در بورس عرضه نشد. مجتمعهای پتروشیمی بهشدت تمایل دارند خودشان صادرات داشته باشند. درواقع بهنوعی صادرات در اختیار خودشان است، بنابراین شفافیتی اتفاق نمیافتد.