با روی کار آمدن دونالد ترامپ و سیاستهای او در زمینه ایران نگرانیهایی ایجاد شد و بحثهایی پیش آمد که ما به جای دلار از ارزهای محلی استفاده و سعی کنیم روابط تجاری خود را با کشورهای دیگر در منطقه و اروپا گسترش و وابستگی خود را به دلار کاهش دهیم.
به گزارش پایگاه خبری گسترش، روزنامه صمت نوشت: مطرح میشود از آنجا که بیشتر معاملات بینالمللی ایران با دلار است افزایش نرخ دلار بر ارزش پول ملی ما تاثیر میگذارد بنابراین باید به دنبال ارزهای جایگزین بود. البته مسئله جایگزینی دلار چندان جدید نیست و بارها در اقتصاد ایران مطرح شده و هرگاه نرخ دلار تکان خورده ما به این فکر افتادهایم که وابستگی خود را به آن کاهش دهیم، بارها هم در حل آن ناتوان بودهایم. اقتصاد نفتی، ضعف تولید، تورم از جمله مواردی هستند که روی پول ملی ما تاثیر گذاشته و ما را وابسته و در بازیگری منطقه و جهانی ضعیف نگه داشته است. درباره اینکه چه نیازی است ما از ارزهای جایگزین دلار استفاده کنیم و اینکه آیا با جایگزینی دلار مشکلات ما حل میشود، چقدر ما توان جایگزینی را داریم و اینکه به چه سمتی میرویم در نمایشگاه مطبوعات با کارشناسان این حوزه در غرفه صمت گفتوگو کردیم. قراردادهای دوجانبه، کمکی به اقتصاد ایران مسعود دانشمند، رئیس خانه اقتصاد ایران: قبل از انقلاب روابط ما با چین و کشورهای بلوک شرق بر مبنای پول ملی بود اما تسویهمان بر مبنای دلار تهاتری بود. در آن زمان ما حتی یک قدم جلوتر آمدیم و پول واحد آسیایی درست کردیم. درواقع قبل از اینکه چیزی به عنوان یورو درست شود بین ایران، پاکستان، هند و سریلانکا پول واحد آسیایی بود که یک پول فرضی بود و ما مبادلات مان را با آن انجام میدادیم. اما بعد از انقلاب ما پروندهها را بستیم و گفتیم تابع دلار هستیم درحالی که دلار یک ارز امریکایی است، تصمیمگیرندگان درباره دلار هم امریکاییها هستند. آنها با توحه به منافع ملی خود تصمیم میگیرند و برایشان مهم نیست منافع ما حفظ شود یا صدمه ببیند. در این روند وقتی ما همه کارهایمان را به دلار انجام میدهیم تصمیمات امریکا روی اقتصاد ما که حال خوشی هم ندارد تاثیر زیادی میگذارد. از چند سال پیش که این بحثها در کشور مطرح شد کارگروهی در بانک مرکزی به اسم کارگروه پیمانهای ارزی دوجانبه و چندجانبه شکل گرفت. هرچند این کارگروه کاری انجام نداد اما با آمدن ترامپ و سیاستهای محلی و دوری از جهانی شدن ما صدمه تصمیم داخلی آنها را میخوریم درحالی که میتوانیم پیمانهای ارزی دو جانبه و چندجانبه با دیگر کشورها داشته باشیم. بعد از بانک مرکزی بخواهیم که این کارگروه را به اداره امور صادرات تبدیل و این اداره شروع به کار کند. پیمانهای دوجانبه مدلهایی دارد که با هر کشوری متفاوت است و مانورهای خوبی را میتوانیم در این حوزه داشته باشیم. باید بتوانیم دایره همکاریها با کشورهای دیگر را متفاوت از هم پیگیری کنیم. این مسئلهای است که میشود از آن استفاده کرد و برای ما هیچ مشکلی پیش نمیآورد به طور مثال میتوان به چین اشاره کرد که امروز یکی از پیشتازهای قرارداد دوجانبه و چندجانبه است و با ارزهای مختلف مبادله میکند. از یک سال پیش ما کاهش ارزش دلار را در برابری با یورو و فرانک سوئیس میبینیم. یک سال و خردهای قبل برابری آن حدود ۰۷/۱ بود و اکنون به ۱۸/۱ رسیده که نشاندهنده کاهش ارزش دلار نسبت به سایر ارزهاست. دلیل این کاهش هم آن است که امریکا بتواند نرخ تمام شده کالای خود را به نسبت کالاهای مشابه کاهش دهد و بتواند اشتغال را به سرزمین خود برگرداند. وقتی میگوییم امریکا کشور بدهکاری است به این معنی است که اشتغالی نداشته و بعد ناچار شود هزینههایش را بپردازد و هزینهها هم وقتی تولید و اشتغال با مشکل روبهرو شود و مالیات وصول نشود با کاستی روبهرو میشود. میتوان گفت درآمد دولت کاهش یافته و کارگر بیکار هم میایستد در صف حقوق ایام بیکاری درنتیجه از هر دو سو بودجه دولت امریکا تحت فشار قرار میگیرد. در این روند با توجه به سیاستهای محلیگرایی ترامپ و دوری از جهانی شدن گرایش ما به ارزهای محلی میتواند موثر باشد. البته این به معنای نفی دلار نیست و درواقع میتوان گفت که دلار سر جای خود باقی میماند. همانطور که میدانید ما درحالحاضر هر چیزی را که بخواهیم خریداری کنیم باید به دلار بخریم. دوره بنیصدر هم ما خواستیم با ارزهای اروپا کار کنیم اما دوباره آن را تبدیل میکردیم تا بتوانیم کالای مورد نیاز خود را بخریم، برای اینکه شاخص نرخ در دنیا به دلار اعلام میشود بنابراین ورود ما به قراردادهای دوجانبه و چندجانبه به این معنی نیست که دلار را کنار گذاشتهایم؛ یعنی ما بتوانیم امکانات بهتری داشته باشیم. با شرایطی که الان داریم و در بازی بانکهای جهانی نیستیم و سختیهایی که داریم و ممکن است ادامه پیدا کند باید یک راهحل میانه پیدا کنیم که بتوانیم با ارز بومی مبادله کنیم. در این روند ما باید معاملات را تسهیل کرده و از بروکراسی اداری بکاهیم تا بتوانیم ثبات نرخ را به مواد اولیه برگردانیم. در این بین بانک مرکزی باید با درایت عمل کند و با توجه به منافع ملی نقش خود را به عنوان مدیریت بازار پولی درست انجام بدهد. سختیهای اقتصاد بدون دلار مجیدرضا حریری، نایبرئیس اتاق ایران و چین: دلار و یورو ابزارهای تجارت هستند به این معنی که شما اگر قرار است ساعتتان را تعمیر کنید با ابزار مناسب این کار را میکنید و نمیتوانید از وسایل بیربط برای حل مشکل خود استفاده کنید. در استفاده از دلار به عنوان یک ارز معتبر هم میتوان گفت مسئله این است که ما چقدر از اقتصاد دنیا را تشکیل میدهیم که اینهمه دم از پول ملی میزنیم؟ ما کمتر از ۰۲/ ۱ درصد تولید ناخالص داخلی (GDP) دنیا را داریم و همین حدود هم جمعیت دنیا را شکل میدهیم. این نشان میدهد که ما در دنیا رقم قابل ملاحظهای نداریم و اینقدر که تصور میکنیم در حوزه اقتصادی تاثیرگذار نیستیم. اینکه ما چه چیزی را به دنیا صادر میکنیم خیلی مهم است. همانطور که میدانید ما بیشتر مواد خامی را صادر میکنیم که قیمتهای آن را اشخاص دیگری با دلار تعیین میکنند. علاوه بر همه اینها شاکله اقتصاد دنیا با دلار سنجیده میشود بنابراین اینکه ما از امریکا خوشمان میآید یا بدمان میآید یک موضوع است و اینکه بدانیم بدون دلار در اقتصاد دنیا نمیتوان نفس کشید یک بحث دیگر است و اگر چنین تصمیمی بگیریم به طور حتم با چالش روبهرو میشویم. بنده با مثالهایی که جناب دانشمند درباره روابط دوجانبه و پیمانهای پولی دوجانبه زدند موافقم اما باور دارم که درصد آن کمتر از یک درصد مبادلات جهانی است و نمیتوانیم بگوییم ارزهای محلی جایگزین مناسبی برای دلار هستند. درحالحاضر چین که دومین اقتصاد دنیاست و ۱۷ درصد تولید ناخالص داخلی دنیا را دارد بزرگترین کشوری است که با ارزهای ملی در حوزه آسهآن و امریکای لاتین کار میکند. تاثیر ارز این کشور بر اقتصادش کمتر از ۳ درصد است و ۹۰ درصد بقیه با دلار است. به این ترتیب اینکه بخواهیم دلار را جایگزین کنیم تنها جار و جنجال بیخودی درست کردهایم که موضوعیت ندارد. گرچه چند وقت پیش هیاتی از ایران به ترکیه رفتند منتها به نظرم این اقدام چندان اثربخش نیست. ما به جز نفت چه چیزی داریم که میخواهیم به ترکیه بفرستیم؟! آیا منطقی است که نفت را به ترکیه بدهیم و در مقابل آن لیر بگیریم؟ در این روند هرکس که این کار را بکند باور دارم کاسب خوبی نیست. چین با اینکه اقتصاد دوم جهان است اما ۸۰۰ میلیارد ذخایر ارزی دلاری دارد درنتیجه شما حکومت دلار را در صحنه اقتصاد جهانی نباید به حکومتهای دیگر ارتباط دهید. هرچند دنیا توافق کرده که با ارزهای رایجی مثل دلار، یورو، یوآن، ین، فرانک و کرون پیش برود و هرچند چین به سمتی میرود که نرخ نفت را بتواند به صورت یوآن مطرح کند اما در دنیا کسی خیلی به این مسئله توجه نمیکند و هنوز ارز قدرتمند دلار است. البته پروژه چین به ۱۵ سال آینده مربوط است و این ابرقدرت سیاسی نظامی اقتصادی دنیا برنامهریزیهایی دارد اما یوآن را نمیتوان در هر پیشخوانی گذاشت و جنس خرید ولی دلار را به اصطلاح روی سنگ هم بگذاریم آب میشود و خریدار دارد. دلار را نمیتوان از مبادلات حذف کرد علی صادقین، کارشناس اقتصاد: در ۴، ۵ سال گذشته الگوی جدیدی مطرح شده تا کشورهایی که مبادلات تجاری وسیعی دارند برای تسریع در مبادلات از ارزهای یکدیگر استفاده کنند. من میخواهم به این مسئله چند ایراد وارد کنم. اول از همه اینکه از آنجایی که بیش از ۸۰ درصد از اقتصادی که قابل مبادله باشد در ایران تابعی از بازارهای جهانی است و لاجرم این بازارها با نرخ دلار تبادل میشوند اصطلاح اقتصادی به اسم تاچ کردن برای آن مطرح میشود. حتی اگر شما محصولات پتروشیمی خود را با کشور چین در قالب یوآن هم مبادله کنید به اصطلاح باید با دلار انجام شود پس اینکه ما بخواهیم به کلی دلار را از مبادلات خود حذف کنیم معنی ندارد. در ادامه باید گفت که ما چیزی به اسم نوسان ارز نداریم که فقط متعلق به دلار باشد و روی ارزهای دیگر تاثیر بگذارد. در اقتصاد امریکا بعد از سال ۹۴ به صورت مستمر هر سال ما شاهد افزایش نرخ بهره بودهایم که درست مترادف و هممعنی با افزایش نرخ دلار است. به این ترتیب امریکا سیاست انبساطی را کنار گذاشته و به سمتی رفته که جذب سرمایههای بینالمللی را با افزایش نرخ بهره داشته باشد بنابراین چه بخواهیم و چه نخواهیم دلار روند رو به افزایشی خواهد داشت که حتی اگر مبادلات دوطرفه بدون دلار هم باشد اثر افزایش خود را در مبادلات محلی خواهد گذاشت. بنابراین، این اقتصاد ماست که ضربهپذیری بسیار زیادی دارد نه اینکه بگوییم نوسانات نرخ ارزهای بینالمللی بر پول ملی ما تاثیرگذار است. بدون تردید در ۶ ماه آینده یورو هم از رکود بینالمللی با شاخصهای اقتصادی خارج خواهد شد. البته ما شوک اولیه یورو را در بازارهای تهران چند وقت پیش شاهد بودیم بنابراین اگر اقتصاد ما تنوعی در ایجاد بازار و صادرات محصولات نداشته باشد شاهد خواهیم بود که تمام ارزها روند رو به رشدی نسبت به ما خواهند گرفت. به نوع جهتگیریهای سیاسی در مبادلات هم باید توجه کنیم. بسیاری از اهداف مبادلات تجاری بهویژه در تراز پرداختها در قالب تقویت پایه پولی با ارزهای معتبر بینالمللی است. ارزهایی مثل لیر به عنوان ارز معتبر بینالمللی منجر به تقویت پول ملی و بهبود اقتصادی نخواهد شد. فقط یک مزیت را میتوان گفت که جناب دانشمند هم به درستی اشاره کردند و آن هم در قالب بلوکهای تجاری تسریع در مبادله، کاهش بروکراسی اداری، شناخت بیشتر در قالب کاهش موانع تعرفهای و غیر تعرفهای بین دو کشور میتواند باشد که در روابط بینالمللی چندان معنادار نیست. تمام مبادلات بورس شانگهای در چین که بزرگترین بورس آسیاست با یورو است. یوآن فقط در اصطلاح نوشته میشود اما درعمل تاچ با دلار ثبت میشود که این مهم نشان میدهد دلار نمیتواند از مبادلات بینالمللی حذف شود و جایگزین مناسبی برای مبادلات کشورها باشد.