پدرام سلطانی / نایب رئیس اتاق بازرگانی ایران
موضوعها، نیازها و راهکارهای حوزه تجارت در دو بخش داخلی و خارجی با یکدیگر متفاوت است که درحالحاضر با توجه به اینکه تجارت خارجی اهمیت بسیاری در شرایط اقتصاد کنونی کشور دارد، باید بیشتر و بهتر مورد بررسی قرار گیرد. اگر بخواهیم اشارهای به حوزه بازرگانی خارجی داشته باشیم میتوان دوبخش «کالاوخدمت تجارتپذیر» و «محیط کسب و کار» را برای آن متصور شد. وضعیت و ترکیب اقتصاد ما در شرایط کنونی به گونهایی است که ظرفیت لازم برای افزایش صادرات و جهش صادراتی وجود ندارد؛ چراکه تولید مکفی و البته براساس سلیقه مشتری در کشور نداریم. ترکیب تولید کشور بیشتر شامل محصولات معدنی، مواد اولیه نفتی، گاز، پتروشیمی و بخشی هم کالاهای کشاورزی اعم از خشکبار و امثال آن است و اگر این محصولات را از ترکیبات صادرات ایران کنار بگذاریم، سهم سایر اقلام صادراتی بهطور حتم به ۵میلیارد دلار هم نخواهد رسید و این ضعف و مشکل بزرگی برای کشور ما به شمار میرود. در این شرایط چون تولید صادراتپذیر و تجارتپذیر در کشور نداریم؛ بنابراین نمیتوانیم در صادرات امیدی به جهش و رشد قابل قبول داشته باشیم. در نتیجه باید فقط به جهت ترکیب کالاهای صادراتی کشور دستمان را بالا بگیریم و دعا کنیم که تجارت جهانی رونق داشته باشد تا با افزایش نرخ نفت، گاز، پتروشیمی، سنگ آهن و مانند آن تجارت و صادرات ما نیز رونق بگیرد. به عبارت بهتر، باید گفت حجم تجارت ما بیشتر بستگی به رونق تجارت جهانی دارد، به این صورت که اگر تجارت جهانی رونق داشته باشد، تقاضا بالا خواهد رفت و اگر بیرونق باشد تقاضا نیز با افت روبهرو میشود و این واقعیتی است که باید آن را پذیرفت. در بخش دوم یعنی بهبود فضای کسب و کار نیز به همت جدی نیاز داریم تا بتوان به توسعه رسید. به نظر میرسد مادامی که شرایط و محیط کسب و کار برای سرمایهگذاریهای جدید مناسب نباشد، وضعیت ما همین خواهد بود. بنابراین در این بخش نیاز است تا محیط کسب و کار یک محیط چابک، چالاک و شفاف و ارزان باشد تا امنیت روحی و روانی مناسب برای سرمایهگذاران نیز فراهم شود. توسعه تجارت و صادرات در کشور در حالی نیازمند جذب سرمایهگذاری مناسب است که وقتی به آمارهای بانک مرکزی درباره نرخ تشکیل سرمایه ثابت ناخالص در چند سال گذشته، نگاه میکنیم متوجه این موضوع خواهیم شد که اغلب تشکیل سرمایه ثابت ناخالص ما منفی بوده، یعنی اینکه سرمایهگذاریهای مستمر کشور روندی کاهشی داشته و حتی رو به افول است. این موضوع هم طبیعی است که وقتی سرمایهگذاری انجام نمیشود هر سال نسبت به سال قبل تولید کمتری خواهیم داشت. متاسفانه سرمایهگذاریهای سالهای گذشته رانتی یا به عبارت بهتر سرمایهگذاری گلخانهایی بوده است به این صورت که با توجه به شرایط آن زمان، با نگاه به نیاز داخل، با رویکرد وام ارزان یا ارز ارزان سرمایهگذاری انجام شده است. اما در شرایط امروز وضعیت بازار داخل قوی نیست و دیگر امکانی برای استفاده از وام و ارز ارزن وجود ندارد، بنابراین واحدهای تولیدی و اقتصادی کشور هم خوابیدهاند و این شرایط باعث شده که بخش عمدهای از واحدهای صنعتی کشور توان تولید را از دست بدهند و توجیه اقتصادی هم برای تولید وجود نداشته باشد. در نتیجه، نیاز به ورود سرمایهگذاری جدید به کشور داریم تا هم فناوری در واحدها و هم مدیریت و ساخت واحدهای جدید تغییر کند. البته اینبار سرمایهگذاریها باید متناسب با مزیتهای رقابتی کشور و نگاه صادراتی باشد؛ بنابراین درحالحاضر و با توجه به آنچه گفته شد نمیتوانیم چندان به رشد صادرات امیدوار باشیم مگر اینکه شرایط کنونی تغییر کند ضمن اینکه اگر هم شرایط مساعد شود به طور قطع در یک بازه زمانی ۳ تا ۵ سال میتوانیم اثرمثبتی را در توسعه صادرات شاهد باشیم.