اصطلاحی بین برخی روزنامهنگاران است که وقتی به شخص پرمدعایی در این حرفه میرسند، میگویند: «مگه تو لوموند کار میکنی؟» یا مثلا «طوری رفتار میکنی انگار خبرنگار لوموندی! ».
به هر حال روزنامه لوموند یکی از نشان(برند)های جهانی است که وقتی وارد دفتر کار آن میشوید، متوجه تمام این شوخیها، مثالها و حتی ادعاها خواهید شد. ساختمان بزرگی که در منطقه ۱۳ پاریس در بلوار آگوست بلانکی واقع شده و بیش از ۴۰۰ نفر برای این روزنامه مشهور فرانسوی کار میکنند. لوموند یکی از روزنامههای قدیمی و از مهمترین روزنامههای اروپا و معتبرترین روزنامه در فرانسه است که در ۲۴صفحه و با تیراژی بیش از ۳۰۰ هزار نسخه در روز به چاپ میرسد که حدود ۸۵ درصد آن در همان روز به فروش میرسد. لوموند از دسامبر ۱۹۴۴ (دی۱۳۲۳) تا امروز بهعنوان روزنامه مرجع در مطبوعات فرانسه شناخته میشود. این روزنامه یکی از آخرین بازماندگان روزنامههای فرانسوی بهاصطلاح شب است که ساعت ۱۰.۳۰ صبح برای چاپ روانه چاپخانه میشود و بعدازظهر هر روز در پاریس و صبح روز بعد در شهرستانها و حومه توزیع میشود. در جریان سفری که برای تعدادی از خبرنگاران ایرانی به پاریس فراهم شد، توانستیم از تحریریه عریض و طویل لوموند بازدید کنیم و چند ساعتی را با همکاران خارجیمان در پاریس بگذارنیم تا از حال و هوا و شیوه کار این روزنامه نیز گزارشی فراهم آوریم. ورود ما به تحریریه لوموند، شرایط کمی سختگیرانه داشت و باید ابتدا هماهنگیهای لازم انجام میشد تا اجازه حضور برایمان صادر شود. آنطور که میگفتند؛ گویا قبل از حملات تروریسی داعش در پاریس، رفتوآمد به دفتر روزنامه چندان سختگیرانه نبوده و این سختگیریها پس از فاجعههای اسفبار، برای تامین امنیت بیشتر انجام میشود. حتی ورود کارکنان لوموند با کارت شناسایی هوشمند امکانپذیر است. به هر حال قبل از ورود به تحریریه با «لویی امبر» خبرنگار سرویس خاورمیانه و ایران لوموند که هماهنگیها از قبل با وی انجام شده بود دیدار کردیم و مجوز ورودمان شد به ساختمان این روزنامه فرانسوی. وی از همان ابتدا شروع به توضیحاتی درباره روزنامه کرد و در هنگام اینکه ما را به بخش تحریریه روزنامه راهنمایی میکرد، توضیح داد که بهزودی قرار است نقلمکان کرده و دفتر روزنامه به جای جدیدی برود. او در توضیحاتش گفت که در این ساختمان نزدیک به ۴۰۰ نفر مشغول به کار هستند؛ از خبرنگار و عکاس گرفته تا سایر کارکنان. فضای کلی تحریریه را شاید بتوان تا حدودی شبیه به نشریات و روزنامههای ایران دانست، اما در اندازهای وسیعتر و بزرگتر. گروههای مختلف روزنامه در سالنهای بزرگی قرار داشتند و هر یک از آنها در فضایی جداگانه جای گرفته بودند. در ابتدا، بازدیدمان از گروه اقتصادی روزنامه بود؛ یک سالن بزرگ که با تعداد زیادی میز و صندلی پر شده و روی هر میز یک مانیتور قرار داشت و با حجم زیادی کاغذ، کتاب و روزنامه و خبرنگارانی که پشت این میزها نشستهاند. آنطور که لویی امبر میگوید: قبلا گروه اقتصادی لوموند در این حد گسترده نبود، اما اینک حدود ۳۵ خبرنگار در این حوزه فعالیت میکنند و میتوان گفت که تولیدات این بخش نسبتبه سایر بخشها بیشتر است. سعی میکنیم بهروز باشیم روزنامه لوموند بهجز بخش اقتصادی دارای گروههای سیاسی، بینالملل، اجتماعی و فرهنگی نیز هست. بهعنوان نمونه در بخش بینالملل روزنامه؛ چند خبرنگار و متخصص در حوزههای مختلف فعالیت میکنند که بخش خاورمیانه نیز بهطور مجزا وجود دارد و ایران هم زیرمجموعه آن است. به گفته او؛ خبرنگاران اشراف کاملی به حوزه کاری خود دارند و بر همین اساس انتخاب سوژه با خودشان است که چه خبری تولید کنند، اما ممکن است مدیران هم به دلیل وسعت دیدی که دارند، هدایتگر خوبی برای نوشتار ما باشند. ما تلاش میکنیم که با یکدیگر صحبت و از نظرات یکدیگر درباره مطالبی که مینویسیم، استفاده کنیم. در این صورت متوجه میشویم که آیا گزارشمان کامل است و توانستهایم موضوع را به شکل درست در اختیار مخاطبانمان قرار دهیم یا خیر؟ ضمن اینکه در نهایت مسئولی داریم که مطالب را میخواند و آن را تایید میکند. به هر حال شیوه کار اینگونه است که هر خبرنگار خودش مطلب تولید میکند و در عین حال از همکاران دیگر نیز کمک میگیرد. هدف نهایی نیز این است که روزنامه مورد پسند مخاطبان و از جذابیت کافی برخوردار باشد. لویی امبر میگوید: ما ابتدا برای سوژهای که میخواهیم دربارهاش گزارش بنویسیم، بحث میکنیم. بنابراین از همان ابتدا مشخص است که چه هدفی را دنبال میکنیم؛ این کار باعث میشود که در مراحل پایانی کار، تغییری در گزارشها ایجاد نشود. بهعنوان نمونه من حدود ۷ سال است که در این روزنامه فعالیت میکنم و حتی یک خط از گزارشم تا به الان، توسط دیگری تغییر نکرده است. او در بخش دیگری از صحبتهایش نیز به این موضوع اشاره کرد که همواره سعی کردهایم، اطلاعاتمان با بقیه متفاوت باشد و از آنجایی که بهاصطلاح روزنامه شب هستیم تاحدودی توانستهایم در این امر موفق باشیم. به عنوان نمونه ما اتفاقاتی که در این بازه زمانی رخ میدهد را در روزنامهمان پوشش میدهیم و این در حالی است که این اخبار را ممکن است سایر روزنامهها نداشته باشند. اما به هر حال در روزنامه چاپی ناخودآگاه از برخی خبرهای روز عقب میمانیم که تلاش کردهایم این بخش را در وبسایت لوموند پوشش دهیم. این وبسایت، به صورت ۲۴ساعته در چند شیفت کاری فعالیت میکند. قابل ذکر است که فعالیت لوموند فقط به چاپ روزانه روزنامه ختم نمیشود و در همین ساختمان خبرنگارانی هستند که در بخش وبسایت فعالیت دارند. آنطور که امبر میگوید، در کنار تیراژ مناسب روزنامه لوموند، وبسایتشان هم بازدید خوبی دارد و میانگین بازدیدهای این وبسایت به یکمیلیون نفر نیز میرسد. بخش آنلاین لوموند در طبقه دیگری از ساختمان واقع شده که یک سالن بزرگ را به خود اختصاص داده است. در این سالن میزهایی تعبیه شده که دور هر یک از میزها حدود ۶ تا ۷ خبرنگار نشستهاند و جلوی آنها یک یا دو مانیتور قرار دارد. در این طبقه، شیوه کار به این صورت است که یک اتاق فکر و تصمیمگیری وجود دارد و مشخص میشود چه خبری با توجه به موضوع و اهمیت آن، کار شود تا در نهایت حوزه مربوط روی آن کار کند. درآمدزایی از وبسایت تا سینما در ادامه از لویی امبر درباره نحوه درآمدزایی لوموند میپرسیم که پاسخ میدهد: بخشی از درآمدهای لوموند از انتشار آگهیها و تبلیغاتی است که در روزنامه چاپ میشود که تلاش کردهایم این بخش را ارتقا دهیم. اما به هر حال از آنجایی که آگهی تبلیغاتی این روزها به اندازه کافی درآمد ایجاد نمیکند، راههای دیگری را انتخاب کردهایم برای کسب درآمد. بهعنوان نمونه در وبسایت لوموند بابت مطالبی که در اختیار مخاطبان قرار داده میشود، هزینه اشتراک دریافت میکنیم و فقط بخش کمی از مطالب به صورت رایگان منتشر میشود. هر چند که این امر انتقاداتی به همراه داشته، چون عادت کردهایم همه چی دربستر اینترنت را به صورت رایگان داشته باشیم، اما به هر حال ما این کار را انجام میدهیم. همچنین تلاش میکنیم آگهی رویدادهایی همچون کنفرانس، همایش، سینما، تئاتر و کنسرت برگزار کنیم و به این صورت تلاش میکنیم راه رشد را پیدا کرده تا هزینههایمان تامین شود. خبرنگار لوموند میگوید: برای اینکه بتوانیم در شرایط امروز دنیا که شبکههای اجتماعی بهشدت افزایش یافتهاند و به گونهای به زندگی مردم رخنه کردهاند و باعث شده تیراژ و فروش رسانههای چاپی کاهش یابد، ادامه حیات دهیم و همچنان انتشار کاغذی لوموند را داشته باشیم و ۸۵ درصد فروشمان را از دست ندهیم؛ مجبوریم که دنبال راههای جدیدی باشیم. البته این دغدغه همه روزنامههای اروپایی است و ما تلاش داریم که با روشهای جدید از این دغدغه کم کنیم. لوموند، لوکس کوچک روزانه نرخ یک نسخه روزنامه ما ۲.۵۰ یورو است که روزنامه گرانی به شمار میرود، بنابراین میتوانم بگویم که روزنامه ما یک لوکس کوچک روزانه بهشمار میآید که در اختیار مخاطبان قرار میگیرد. از خبرنگار لوموند درباره حقوق دریافتیشان هم پرسیدیم که پاسخ داد: درآمد ماهانه خبرنگاران در اینجا به اندازهای هست که بتواند جوابگوی زندگی و تا حدی پساندازشان باشد. به عنوان نمونه یک روزنامهنگار که تازهکار است، درآمد متوسط ماهانه ۲ هزار و ۵۰۰ یورو دارد و در مقایسه با اجارهخانههای پاریس که به طور تقریبی یک هزار یورو است؛ حقوق چندان بالایی بهشمار نمیرود. زندگی در پاریس گران است و این در حالی است که کمکی از سوی دولت نمیشود. شاید حقوق خبرنگاران در اینجا بالاتر از ایران باشد اما به طور حتم هزینه زندگی هم به همان نسبت در پاریس بالاتر است. ضمن اینکه باید این را هم بگویم که در اینجا حقوقها به این صورت نیست که هر سال براساس یک قانون یا روال افزایش پیدا کند، مثلا حقوق من نسبت به سال گذشته هیچ تغییری نداشته و اگر انتظار بالا رفتن حقوق را داریم باید تقاضا دهیم تا به آن رسیدگی شود. ضمن اینکه خبرنگارانی که در لوموند کار میکنند، حق ندارند همزمان در روزنامه دیگری فعالیت داشته باشند، مگر اینکه در یک نشریه تخصصی باشد. اما این شرایط برایشان فراهم است که همزمان در تلویزیون یا رادیو نیز کار کنند یا در انتشار کتاب فعالیت داشته باشند. لویی امبر در نهایت از سفر اخیری که به ایران داشته و گزارشی در لوموند نوشته است، سخن گفت. طبق گفته خودش، او در این سالها با توجه به حوزه فعالیتش به کشورهایی در حوزه خاورمیانه سفر کرده و ایران را از نزدیک دیده است. چون معتقد است وقتی در حوزهای فعالیت میکنم باید از نزدیک با آن کشورها آشنا شوم و از نزدیک احساسشان کنم. او میگوید، وقتی به ایران رفتم، کاری که دوست داشتم انجام بدهم را انجام دادم؛ یک ماشین کرایه کردم و از تهران به قزوین، گیلان، آذربایجان و تا مرز ارمنستان رفتم و از نزدیک با زندگی مردم عادی ایران آشنا شدم. به گفته او، اینگونه سفرها میتواند از جنبههای مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و... برای ما ارزش داشته باشد که به کارمان هم کمک بسیاری میکند و مهم است. بخش پایانی بازدیدمان هم از کافهروزنامه لوموند بود که خبرنگاران در طول روز میتوانستند در یک فضای صمیمی دقایقی را با همکاران خود سپری کنند، ضمن اینکه در بخشی از این فضا فوتبالدستی قرار داده شده بود که کارمندان لوموند میتوانند از آن استفاده کنند.