علیاکبر نیکواقبال / دانشیار دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران
این موضوع همیشه برای خودمان و دیگران مطرح است که ایران با اینهمه اقتصاددان، چرا مسائل و مشکلات بسیاری دارد؟ این پرسش یعنی اینکه باوجود اندیشهها و دیدگاهها حرفهای اقتصادی، مشکلات و موانع دیگری هم وجود دارد که اجازه نمیدهد سیاستهای اقتصادی از سوی افراد توانمند اقتصادی در دولت اجرایی شود. ما کمبودی ازنظر کارشناسان بزرگ اقتصادی در ایران نداریم؛ اما با همه این احوال، آن انتظاراتی که داشته و باید داشته باشیم، برآورده نشده است. درنتیجه به نظر میرسد تشکیلات سازمانی قدری دارای محدودیت است که نمیتوانیم از نیروهای باتجربه و دانشمند خود نیز بهترین بهرهبرداری را داشته باشیم؛ بنابراین به اینکه آیا میتوانیم منتظر معجزه اقتصادی برای بهبود سیاستگذاریها و نتایج آن در کشور باشیم، باید با تردید نگاه کرد؛ زیرا موانعی درراه وجود دارد که اجازه نمیدهد از بهترین نظریههای موجود اقتصادی بهرهبرداری کنیم. دولتمردان تمام نهادهای پرقدرت مانند قوه قضاییه، نمایندگان مجلس و مسئولان دولت به یک اتفاقنظر، اجماع یا ائتلاف جمعی نیاز دارند تا دستکم درباره اهداف توسعه اقتصادی ایران و رشد اقتصادی و اشتغالزایی و... همگی از یک مصوبه واحد پیروی کنند. هرچند افراد خبرهای مانند آقایان نیلی و نهاوندیان و کرباسیان در شوراها و سازمانهای مختلف دولت حضور مییابند و سیاستگذاری هم میکنند اما متاسفانه نتیجهای که از برنامههای این افراد و استادان ارجمند خواهیم داشت صفر خواهد بود چراکه سیاستهایی که اتخاذ میشود در اجرا به موانع مختلفی برخورد میکند. با توجه به اینکه طرحها و سیاستها اقتصادی به نتیجه نمیرسد؛ پس باید به زیربناهای اجرایی که به مدیریت کشور مربوط است بیشتر بپردازیم. یکی از علل پیشرفت اقتصادی داشتن یا نداشتن، نوع مدیریت در سطح کلان است. فایدهای ندارد برنامه و سیاست اقتصادی تدوین شود اما هنوز مرکب آن خشک نشده قابلیت اجرا نداشته باشد. وقتی در بودجههای جاری و سالانه مسائل و مشکلات بسیاری داریم؛ چگونه میخواهیم برنامه ۵ ساله و چشمانداز ۱۴۰۴ را با تحقق اهداف مدنظر به اجرا برسانیم؟ ۵ برنامه ۵ساله توسعه از قبل از انقلاب و ۵ برنامه ۵ ساله نیز بعد از انقلاب داشتهایم و درحالحاضر هم برنامه ششم در حال اجراست اما هنوز از ایدهآلها فاصله داریم. برنامهای که فقط از احکام تشکیلشده باشد و بهطور علمی، اجرایی یا عملیاتی نشود، برنامه نیست. سیاستگذاری و تدوین اهداف و چشماندازها آسان است اما اینکه با کدام ابزار و سیاستها قرار است اجرا، نظارت و کنترل شود مهم خواهد بود. در نتیجه، تحقق اهداف برنامه ششم توسعه نیز با این بودجههای سالانه که فقط ۱۰درصد آن به بودجه عمرانی اختصاص مییابد محقق نمیشود؛ بنابراین با نهایت تاسف، تاسف و تاسف بهتر از برنامه پنجم نخواهد شد و این بسیار آشکار است. به هر حال، باید از شکستهای گذشته درس بگیریم. درست نیست با توجه به اینکه برنامه ۵ساله پنجم ناموفق بود؛ دوباره با جملات شیرین و رویایی قبلی، برنامه ششم را بخواهیم اجرا کنیم که از همین ابتدا مشخص است؛ در گام نخست که شامل بودجههای سالانه میشود ما را به اهداف برنامه ششم نمیرساند. مدیریتهای کلان و سازمانهای ما گرفتار نواقصی اساسی است، از ماشینسازی اراک گرفته تا کارخانه ارج، چرا نشان تجاری که پیشینه خوبی داشته به اینجا میرسد؟ بیایید به موارد مشابه آن در کشورهای پیشرفته نگاه کنیم. «بامو» آلمان که اکنون یکی از بزرگترین تولیدکنندگان جهانی خودرو است، حدود ۴۰ سال پیش ورشکسته شد و رو به انحلال بود؛ اما سیاستمداران آلمان به طور جدی نگران شدند و قوانینی را در مجلس به تصویب رساندند که حاصل آن اختصاص بودجه همراه با تجدید سازماندهی و مدیریت بود. دلیل اینکه نمیتوانیم با ایدهها و اهداف و سیاستهای اقتصادی مشاوران و مدیران ارشد اقتصادی موفقیتی در اقتصاد کسب کنیم این است که در مرحله اجرا، سوءمدیریتها موجب انحراف از تحقق اهداف آن میشوند. در این بین، مدیران لایق و شایسته با شهرت و سوابق خوب و دلسوزانه که بهدور از رانت و فساد باشند پیش نیاز موفقیت در همه امور از جمله خصوصیسازی است. درنتیجه اینکه، مشکلات مدیریتی و زیرساختها و بروکراسی عجیب و غریب همراه با رانتخواری بلای بزرگی برای کشور شده و لازم است دولتمردان دلسوزانهتر به مسائل اقتصاد ایران توجه کنند. امیدوارم در این دولت با تعریف جایگاههایی در بخش اقتصاد شاهد تصمیمگیریهای اصولی و اجرای به موقع بجا باشیم و با راهبری رئیسجمهوری، البته با کمک گروه اقتصادیاش شاهد تحول اقتصادی در مملکت باشیم.