سيدکمال سيدعلي/ کارشناس بانکي
بازار ارز ما از يک حالت پرنوسان به يک آرامش و ثباتنسبي رسيده است، اما با توجه به متغيرهاي اقتصادي و همچنين وضعيت قيمت نفت و درآمدهاي ارزي دولت، چنانچه برنامهريزي و مديريت کارآمدي در بازار ارز انجام نشود، بعيد نيست که دوباره در اين بازار شاهد اختلاف و از بين رفتن اين ثباتنسبي باشيم.
پول ملي متناسب با اتفاقاتي که در اقتصاد رخ ميدهد در برابر ارزهاي خارجي تقويت يا تضعيف ميشود و مادام که اين روال بر دوام باشد و مسير کلي بازار ارز، تحت مديريت درست، متناسب با واقعيتهاي اقتصادي باشد، شرايط تحليلپذير و قابلقبول خواهد بود، اما تثبيت نرخ ارز به طور دستوري، مانند نگهداشتن فنر قيمتي است که عاقبت، همانگونه که در دولتهاي پيش رخ داد، جهش قيمتي را درپي خواهد داشت.
تعيين نرخ ارز در چارچوب نظام ارزي بايد انجام شود بنابراين چنانچه سياستگذار اين بازار پس از انتخاب رژيم ارزي و اعمال يکسانسازي، نرخ ارز را تعيين کند، به نظر من رژيم ارزي ما «شناور مديريتشده» خواهد بود. مبناي تعيين نرخ ارز در يکسانسازي، بايد نرخ روز بازار باشد و هر نرخي کمتر از آن يا هر نرخي که به طور دستوري از سوي دولت يا بانک مرکزي اعمال شود، محکوم به شکست خواهد بود. در اين فرآيند، نرخ شناور با يک هدف بلندمدت روزانه تعيين خواهد شد اما بديهي است که نرخ تورم، نرخ تبديل ارزها و نوسانات بينالمللي نيز در نرخ روزانه اعلامي بانک مرکزي موثر خواهد بود. يکسانسازي نرخ ارز موضوعي نيست که دولت يا بانک مرکزي نگاه مثبت يا منفي به آن داشته باشند. اين امر به دلايل مختلف ازجمله حذف پذيرش رانت، حذف تقاضاي اضافي، شفافسازي در اقتصاد و تجارت و درنهايت سرمايه خارجي، يک ضرورت است. البته در بلندمدت چنانچه ورودي ارز از طريق منابع بينالمللي مانند فاينانس و سرمايهگذاري خارجي، بيشتر نشود و شيب نرخ ارز نيز به سمت بالا نباشد به عقيده من، بعد از 2سال باز هم شاهد پرش نرخ ارز خواهيم بود. انتظار مردم براي کاهش نرخ ارز، با ديگر متغيرها و پديدههاي اقتصادي کشـور همخواني ندارد. به عبارتي اگر رشد خوبي در توليد و اقتصاد نداشته باشيم و نرخ تورم هم بالا باشد، بيدليل نميتوانيم و نبايد قيمت ارز را پايين نگهداريم چراکه ريال زماني بايد تقويت شود که توليد، اشتغال و صادرات غيرنفتي افزايش يابد و پس از آن با عرضه ارز حاصل از صادرات غيرنفتي در بازار، تقاضا را پاسخ دهيم و قيمت ارز را کنترل کنيم. اگر اين اتفاق نيفتد، کاهش قيمت ارز با مداخله بانک مرکزي مصنوعي خواهد بود و نميتواند براي مدت زيادي ادامه داشته باشد. بنابراين تکنرخي کردن ارز بايد براساس نرخ ارز در بازار آزاد باشد. اينکه بانک مرکزي اعلام کند در چه قيمتي ارز را تکنرخي ميکند نيز چندان فرقي نميکند يعني اگر تکنرخي در 3هزار و ۸۰۰تومان باشد دوباره بانک مرکزي بايد اين نرخ را با نرخ بازار آزاد مديريت کند؛ اگر قيمت بازار آزاد بالا رفت قيمت ارز تکنرخي را نيز بايد بالا ببرد و اگر پايين آمد نيز قيمت ارز تکنرخي را بايد پايين بياورد. به اين معنا که به صورت «شناور مديريتشده» تلاش کند تا قيمت ارز تکنرخي، همان قيمتي باشد که بازار تعيين ميکند چراکه اگر قرار باشد يکسانسازي نرخ ارز روي قيمتهاي پايين و غيرواقعي انجام شود باز هم در عمل، شاهد نرخ متفاوتي در بازار آزاد خواهيم بود. از اينرو من اعتقاد ندارم که حالا بانک مرکزي نرخ ارز را پايين ميآورد تا بتواند اعلام تک نرخي کند و آن را شناور کند چراکه تکنرخي شدن ارز روي قيمتهاي بالاتر، نگاه سفته بازي در پي ندارد. يعني هرچقدر نرخ ارز بالاتر باشد، حمله به سمت ارز کمتر خواهد بود يعني کسي به طور سفتهبازي وارد اين بازار نميشود. پس بانک مرکزي بايد نرخي اعلام کند که فقط مصرفکننده واقعي سراغ ارز بيايد.