ناصر بزرگمهر / مدیر مسئول
در این ستون روزنامه و هر دوشنبه یک یادداشت از کتاب مدیریت کوتولهها چاپ شد. با این یادداشت که در ۲ قسمت هفته گذشته و امروز تقدیم میشود، مجموعه کتاب به پایان آمد. ختم یادداشتهای مدیریتی من با نام مولا علی علیهالسلام و دستورات ایشان در کتاب نهجالبلاغه و اوج آن در فرمانهایی است که به مالکاشتر دادهاند. باشد که فرامین ایشان فرا روی همه مدیران این سرزمین قرار گیرد. مولا علی(ع) از ریزهکاریهای اجرایی هم سخن میراند و تاکید میکند که «در تصدیق هیچ سخنی چنین شتاب مورز که سخنچین خیانتکار است، هر چند خود را به هیات نیکخواهان درآورده باشد». اوست که با بخل و حسد، کینه میورزد و ترسویان را از خود میراند و گشادهدستی را فرمان میدهد «در حیطه مدیریت خود، افراد بخیل و حسود را راه مده که آنها تو را از فضل و بخشش بازمیدارند. هیچ بزدل و ترسو و آزمندی را در مجلس خویش راه مده که از برخورد با جریانهای مختلف ناتوانت میکنند و مدام به فقر و تنگدستی تهدیدت خواهند کرد که بخل و ترس و آز غریزههای گوناگون هستند که همه در بدبینی به خدا ریشه مشترک دارند. مولا علی(ع) به مالک، شهد عشق را با گذشت از خطا میچشاند و میگوید: «مردم دو نوع بیشتر نیستند؛ یا در دین و آیین و مذهب با تو برادرند و یا در آفرینش از نوع تو هستند، پس با این مردم به شفقت و برادری رفتار کن و همانگونه که گذشت خدا را برای خود میخواهی، برای مردم هم بخواه و اگر دانسته یا ندانسته به کاری خطا دست زدند، آنقدر چشمپوشی کن که اگر خودت میکردی، دلت میخواست خداوند از خطایت چشمپوشی کند. مولا علی(ع) فرمان صبر میدهد و میفرماید: «در هیچ اقدامی تندی مکن، شتاب مکن. هرگز مباد که روزی با خود بگویی چون من فرمانروا هستم و فرمانی میدهم، باید بیدرنگ اجرا شود، که این تفکر سیاهکننده دلهاست. مباد که شکوه فرمانروایی، تو را به نخوت و خودبزرگبینی دچار کند. با مردم، چه غریبه و چه آشنا، چه آنها که گرایش خاصی داری و چه آنها که دوستشان نداری، انصاف را پاس بدار وگرنه دست به ستم خواهی آلود و هر که بر بندگان خدا ستم کند، نه با ستمدیده که با خدا در ستیز افتاده است.» مولا علی(ع) است که گذر زمان را میبیند و ریاکاران را میشناسد و توصیه میکند که مبادا آنها را به همرازی بگیرید و از نیروهای بهتری که در اختیار دارید، در اندیشه و اجرا، استفاده کنید که هزینهشان سبکتر و کارشان بیشتر و بهتر خواهد بود. مولا علی(ع) نقد سازمانی و نقد انسانی را حجت میداند؛ «گزیدهترین همکاران تو کسانی هستند که با تو سخن تلخ حق را بیپردهتر میگویند و مجیز و تملق تو را هم نمیگویند و با برشمردن کارهای ناکرده، بیهوده شادمانت نمیکنند.» مولا علی(ع) است که نیکوکار و بدکار را یکسان نمیبیند و برای همیشه تاریخ میگوید: «مباد که خادم و خائن یکسان باشند که اگر خادمی در ازای خدمت خود مرحمت نبیند، دلسرد میشود. رنج و تلاش هر کس را عادلانه ارج بگذار و در شناخت اطرافیان و بها دادن به آنها کوتاهی مکن. هرگز مباد که جایگاه اسمی کسی وادارت کند که کار کوچکش را بزرگ بشماری و یا گمنامی کسی باعث شود که کار بزرگش را کوچک ببینی.» مولا علی(ع) از کوچکترین مسائل مدیریتی نمیگذرد؛ «در امور کارگزارانت ژرف بنگر و بر مبنای ارزیابی درست به کارشان گمار، نه به انگیزه گرایشهای شخصی... و نه بر مبنای خودکامگی، که این دو تفکر ریشه در جور و خیانت دارند. همکارانت را پیوسته نگاهبانی کن، بازرسی ناپیدا کن، به رعایت امانت و مردمداری ناگزیرشان کن و اگر خطایی کردند، همسنگ کردار نادرستشان، بازخواستشان کن، وانگهی در کار مدیران و زیردستان خویش بیندیش و سرنوشت کارها را به بهترینها بسپار.» مولا علی(ع) است که مرتب میگوید: «مواظب باشید که فرصتطلبان جامعه میکوشند تا با تصنع و خوشخدمتی، خود را در نگاه زمامداران بیارایند، درحالی که در پس آن نقاب تزویر، نشانی از امانت و دلسوزی ندارند» و.... هر واژه علی(ع)، کتاب مدیریت است و توجه به افکار عمومی. هر کلمه علی(ع)، بستر آغازین یک مقاله بلند است. هر جمله علی(ع)، یک واحد درسی دانشگاهی است. به مدیران این سرزمین علیدوست توصیه میکنیم با نهجالبلاغه فال روزانه بگیرند که خدایش، بزرگش میدانست. یادداشت چهلم/ قسمت دوم - کتاب مدیریتکوتولهها