محمدرضا مودودی/ معاون سازمان توسعهتجارت ایران
در ایران، شاخصهای کلان اقتصادی در طول ۴ سال دولت یازدهم، بهبود چشمگیری یافتند و قطار رشد اقتصادی که از ریل توسعه خارجشده بود،بار دیگر و بهزحمت و سختی به مسیر اصلی خود بازگشت و ما شاهد بودیم که بهبود ۳۲ پلهای شاخص فضای کسبوکار (از ۱۵۲به۱۲۰) بهوقوع پیوست، ۶ پله شاخص رقابتپذیری کشور (از ۸۲ به ۷۶) ارتقا یافت، افزایش نرخ رشد بخش صنعت از منفی ۵/۱۰درصد (در سال ۹۱) به حدود مثبت ۵/۶ درصد در سال ۹۵ محقق شد، تامین مالی و تکمیل ۲۰ هزار واحد جدید صنعتی و توسعهای با سرمایهگذاری بیش از ۷۶ هزار میلیارد تومان و اشتغال مستقیم بیش از ۳۱۷ هزار نفر در این بخش، از دیگر اتفاقهای مثبتی بود و شاخص تراز تجاری کل دولت یازدهم نسبت به دولت دهم به میزان ۱۰ برابر بهبود یافت (از منفی۹۰ میلیارد تومان در دولت دهم به منفی۵/۹میلیارد تومان در دولت یازدهم، که در دو سال آخر نیز تراز تجاری کشور در بخش غیرنفتی برای نخستین بار مثبت شد و نیز صرفهجویی ارزی ۵میلیارد دلاری در واردات ۵ قلم کالای اساسی را شاهد بودیم، همچنین صادرات فولاد در دولت یازدهم نسبت به دوره پیش آن ۴ برابر افزایش یافت (از ۲/۱ به ۸/۴میلیون تن در سال) و عملیات ژئوفیزیک هوایی برای شناسایی ذخایر معدنی در دولت یازدهم ۳ برابر بیشتر از کل اقدامات مشابه در دولتهای پیشین بود و تولید طلا نیز از معادن کشور ۵برابر افزایش یافت (از یکبهپنج تن در سال). اما باوجود تمام این بهبودها، معتقدیم هنوز هم از جایگاهی که شایسته آنیم، فاصلهای زیاد داریم. جایگاهی که نباید فقط با اتکا به ذخایر طبیعی، محصولات کارخانهای و کشاورزی نابهرهور، آن را تعقیب کرد، بلکه باید با درک تحولات فناورانه جهان، مسیر تازهای را در پیش گرفت و متناسب با فرهنگ ملی و ظرفیتهای بالقوه فکری، آیندهای جدید را رهبری کرد. فناوریهایی که موجد عصر جدید هستند و قدرت نفوذ محصولاتشان فقط در ارزش اقتصادی آنها نیست؛ بلکه گسترهای وسیعتر از فرهنگ، رفتار و سیاست را پوشش میدهد و منابعی بیش از آنچه در عصر صنعتی نصیب دولتها میشد را شامل میشود که به آن «قدرت نرم» نیز میگویند. هالیوود امریکا، بالیوود هند و نالیوود نیجریه، تنها نمونههایی از این رویکرد فرااقتصادی درحال گسترش هستند و شبکههای اجتماعی، تارهای عنکبوتی عظیمی هستند که در پشت نامهای تازه متولدشدهای چون سیلیکونولی یا مجموعهها و غولهای نرمافزاری دنیا مانند گوگل، اپل، فیسبوک، اینستاگرام، تلگرام و... در این کره خاکی بیش از پیش، این دهکده جهانی را کوچک کرده و بر آن حکم میرانند. این اقلیمی که فناوریهای پیشرفته نوین، در ورای جغرافیای خاکی پدید آوردهاند، آن را تبدیل به عامل موفقیتی کرده که با توسل به این ابزارهای نوین، همهچیز حتی فرهنگ، باور و نوع مصرف را ناگزیر از بازتعریف و بازبینی کرده است. اگر زمانی، ثروت و قدرت نظامی، امپراتوریهای عظیم را در قلمروهای جغرافیایی بنا مینهادند؛ امروز دیگر سنجه ارزیابی جایگاه کشورها فقط تاریخ باشکوه و قدرت نظامیشان نیستند؛ (گرچه هنوز این شاخصها دارای ارزش و اهمیت هستند)، اما شاخص تعیینکنندهای که دژ قدرتمند عصر جدید را میسازد، از جنس اندیشه، فناوری و زبان صفر و یک انفورماتیک است و کشورهایی که بتوانند این ابزارها و این مرزها را با مشارکت خلاق شهروندان و همبستگی و شفقت ملی به تسخیر خود درآورند، سهم بیشتری از آینده خواهند داشت و کیفیت زندگی اجتماعی خود را بهبود خواهند بخشید. درواقع نوآوری که عامل اصلی موج چهارم انقلاب اقتصادی و ظهور عصر فراصنعتی، مجازیسازی و دیجیتال است، مهمترین عامل بازسازی و شکلدهی به تجارت جهانی نیز به شمار میرود و تولیداتی که نتوانستهاند خود را با این معیار و این فناوری همسو کنند، بیشک نقش تعیینکنندهای در آینده تجارت جهان نخواهند داشت. فناوری، همچنان بستری برای توسعه کسبوکارها و خلق پارادایمهای اجتماعی جدید است و دولت باید وظیفه اصلی خود را اتخاذ راهبردهایی بداند که در آن فرصت شکلگیری به «فرهنگ اقلیم و کسبوکار نوین» دادهشده و این فرهنگ، عمق و بسط بیابد. فرهنگی که مردم را دچار اشتهایی سیریناپذیر برای خلاقیت، تحول و توسعه کرده و سهم آنها را در تعیین سرنوشتشان افزایش دهد. باید بپذیریم مفهوم قدرت درحال پوستاندازی و تغییر محتواست و دیگر نمیتوان فقط با اتکا به داشتههای گذشته، افتخارات تاریخی پیشین و سایر عناصر قرن بیستمی، اعتبار و شهرت خود را در قرنهای پیشرو حفظ کرد و آن را بسط و عمق داد. امروز بیش از هرزمان دیگری نیازمند آنیم که به آینده نگاهی متفاوت از گذشته داشته باشیم و از دریچه آینده، به حال بنگریم و با درک تفاوت این دو عصر، آن را بازتعریف، بازسازی و بنا کنیم.