محمود اولاد / کارشناس اقتصاد
اغلب افرادی که دارای درآمدهای تدریجی هستند، در هزینه کردن محتاطتر از افرادی با درآمدهای اتفاقی بزرگ هستند؛ حتی اگر درآمد گروه نخست بیشتر از گروه دوم باشد.
شیوه پول خرج کردن یک پزشک با یک مهندس قابلمقایسه نیست. پزشک درآمد خود را از حق ویزیتهای کوچک مقدار جمع میکند اما وقتی یک مهندس قرارداد نظارت ساختمانی میبندد، در یک قلم پیشپرداخت، شاید درآمد یکی، دو ماه پزشک را دریافت میکند. پزشک وقتی ۱۰۰ هزار تومان خرج میکند یا از دست میدهد، آن را با تعداد بیمارانی که ویزیت میکند، مقایسه میکند.
در نتیجه به نظرش میرسد رقم بزرگی از دست داده، اما وقتی یک مهندس، یک میلیون تومان (۱۰ برابر پزشک) از دست میدهد، حساب میکند که این بهعنوان نمونه ۲ درصد یکی از قراردادهایش است، بنابراین رقم زیادی از دست نداده است! این موضوع را با چندین پزشک و مهندس بررسی کردهام.
یکبار یکی از مهندسان شهرساز وقتی ۵ میلیون تومان پول از دست داد، گفت: «اشکالی ندارد. فرض میکنم امسال یک طرح هادی روستایی، کمتر قرارداد بستهام! » من به این پدیده، هیپنوتیزم شدن به وسیله اعداد بزرگ میگویم!
این پدیده، در مدیریتها نیز قابل توجه است. تصور کنید فردی پیشنهاد انجام کاری را در شهر برای شهردار مطرح میکند، شهردار میپرسد چقدر بودجه لازم است؟ فرد میگوید یک میلیارد تومان. شهردار این رقم را با بودجه حدود ۲۰ هزار میلیاردی شهر مقایسه میکند و چون هیپنوتیزم اعداد بزرگ میشود، دستور میدهد آن کار انجام شود.
تصور کنید فردای آن روز، پروژهای دیگر برای شهرداری مطرح میشود. شهردار دوباره رقم پیشنهادی را با بودجه مقایسه میکند. هیپنوتیزم اعداد بزرگ چنان او را مسحور کرده که فراموش میکند دیروز، خارج از بودجه هزینه دیگری کرده است و این ماجرا همواره ادامه دارد. در پایان سال، بیش از ۲۰ درصد خارج از بودجه هزینه شده است.
این موضوع، بهویژه وقتی درآمدهای شهرداری- نه مانند پزشک از تکتک افراد در قالب شارژ شهری، بلکه مانند مهندس ساختمان- با ارقام بسیار درشت از تعداد محدودی ساختوسازکننده بهدست میآید، مهم میشود. در چنین مواردی، شهردار در زمان تصمیمگیری با خود میگوید، این پول، برابر با عوارض تراکم یک ساختمان هم نمیشود؛ فرض میکنیم به اندازه یک ساختمان، کمتر تراکم فروخته شده است.
موضوع فقط به اینجا پایان نمییابد. ماجرا این است که ممکن است شما به شهردار مراجعه کنید و از او بخواهید تخفیفی در عوارض قابل پرداخت شما اعمال کند، چون توان پرداخت شما محدود است. مشاهده شده در چنین مواقعی، شهردار حتی تا ۱۰۰ درصد عوارض را هم بخشیده است، زیرا ۱۰۰ هزار تومان عوارض اصلا به چشم شهرداری که با مبالغ دههاهزار میلیاردی سر و کار دارد، نمیآید. به همین دلیل شهردار بهراحتی، برای انجام اموری خارج از حیطه وظایف شهرداری هزینه میکند.
این موضوع، بهویژه وقتی ساختوساز رونق دارد و شهرداری درآمدهای خوبی دارد، بیشتر اتفاق میافتد.
نگاه این است که مشکلی وجود ندارد و فرض میکنیم یک پروانه کمتر داده شده است. اگر کارمند جدیدی، خارج از نمودار سازمانی استخدام شود، چه میشود؟ مگر حقوق یک فرد در یک سال بیش از ۳۰ میلیون تومان میشود؟ ۳۰ میلیون تومان در۲۰ هزار میلیارد تومان عددی نیست. چه میشود این فرد، پس از استخدام، حتی وارد شهرداری هم نشود و در خانه بماند و حقوقش ماهانه به حسابش واریز شود؟ مگر چه سهمی در بودجه دارد؟ و در اثر همین نگاه است که شهرداری با ۶۰ هزار نیروی انسانی روبهرو میشود.
این هیپنوتیزم اعداد بزرگ است. به نظر میرسد شهردار کلانشهرهایی مانند تهران، باید کسی باشد که توانایی کنترل خود را در شرایط هیپنوتیزم شدن داشته باشد و به سرعت مسحور سحر اعداد بزرگ نشود.