در موسسه فرهنگی و مطبوعاتی صمت، رسم چندین سالهای داریم که از طبع بلند آقای رئیس و پیگیری و همکاری اهالی دیگر مجموعه نشات میگیرد؛ رسمی که میگوید همه باید حداقل یک سفر خارجی را به عنوان ماموریت کاری خود تجربه کنند؛ صمت و گسترش تجارت و گسترش معدن و گسترش صنعت هم ندارد.
به گزارش پایگاه خبری گسترش، روزنامه گسترش تجارت نوشت:اینبار قرعه به نام من و یکی از همکاران عزیزم افتاد و قرعهای که چندین بار برای موقعیتهای دیگر نیفتاد، نیمه تابستان به قزاقستان افتاد تا اکسپو ۲۰۱۷ را در ۲روز خوب خدا در آستانه به تماشا بنشینیم. قزاقستانی که شاید در نگاه برخی افراد ذهنیت خوبی برجای نگذاشته باشد و کشوری در حال توسعه با فقر نسبی تعریف شود؛ اما این کشور فارغ از هرگونه عقبماندگی توانست به سرعت مراحل رشد و پویایی را طی کند و میزبانی ۳ ماهه بیش از ۱۶۰ کشور را برای یکی از رویدادهای بزرگ نمایشگاهی، در کارنامه خود به ثبت برساند. انصافا «آستانه» با شکل و شمایل مدرن خود نگاه هر گردشگری را به خود جلب میکرد و این در حالی است که حدود ۱۹ سال پیش به عنوان پایتخت قزاقستان نام گرفت و در همین مدت اندک توانست رشد خوبی داشته باشد به نحوی که برخی معتقدند تا چند سال دیگر این کشور نیز مانند دوبی که به سرعت توسعه یافت، پررونق خواهد شد. به هر حال این شهر نوساز، ۳ ماه میزبان کشورهای مختلف دنیا بود که همگی بیهیچ مرزبندی برای همکاریهای بیشتر و ارتباط با یکدیگر گرد هم جمع شدند. اکسپو ۲۰۱۷ قزاقستان با موضوع اصلی «انرژی آینده» از ۲۰ خرداد آغاز به کار کرد و دیروز نیز به فعالیت خود پایان داد. البته این رویداد نمایشگاهی، جزو ساب اکسپوها بود، با این تعریف که اکسپوهای منطقهای رویدادی جهانی با رویکرد فرهنگی- اجتماعی هستند که هر ۳ سال یکبار برگزار میشوند. لوگوی شاد و رنگارنگ اکسپو ۲۰۱۷ نیز نشاندهنده ۳ منبع انرژی تجدیدپذیر یعنی آب، طبیعت و نور خورشید که البته طرح آن هم یادآور منبع چهارم، یعنی باد است و برگرفته از نماد انرژی بادی به عنوان شناختهشدهترین نماد انرژی جایگزین، تولیدکننده انرژی از طریق نیروی باد در نظر گرفته شده است. ایران نیز با محوریت انرژیهای پاک پاویون خود را در مساحت ۵۰۶ مترمربع طراحی کرد و پاویون کشورهای ویتنام، ژاپن و اندونزی نیز همسایگان آن در یک کریدور بودند. بعد از حدود ۸ ساعت پرواز که البته مستقیم نبود (چون پرواز مستقیم از ایران به آلماتی است) به شهرک ویژه اکسپوییها یا همان «اکسپو ویلیج» Expo Village رفتیم تا برای بازدید از یک اکسپو و ۱۶۰-۱۷۰ کشور آماده شویم. برای رسیدن به فضای اکسپو باید از شهرک وارد مجتمع تجاری بزرگی میشدیم که نام «راه ابریشم» Silk Way بر سردر آن خودنمایی میکرد. با اینکه دو خانم بودیم و خودتان هم میدانید که ویژگی بارز خانمها چیست؛ خرید و گشت وگذار فروشگاهی را به بعد موکول کردیم و بعد از بازرسی بدنی و رجیستری بارکد کارت ویژه اکسپوییها وارد فضای بسیار بزرگ اکسپو شدیم که از همان ابتدای مسیر، کره بزرگ پاویون قزاقستان چشمنوازی میکرد. حدود ۵۰۰-۶۰۰ متری رفتیم تا به کریدوری برسیم که پاویون ایران در آن واقع شده است؛ روی دیوار پاویون تصاویری از توربینهای بادی و استفاده از ۳ رنگ پرچم ایران دیده میشد که لوگو با طراحی زیبایی که داشت نگاه هر مخاطبی را به خود جذب میکرد. با ورود به پاویون حس خوبی به مخاطب منتقل میشد زیرا در مسیر ورودی زیر پای خود آب روانی پر از ماهی قرمزهای معروف سفره هفت سین خودنمایی میکند و دیوارها هم جاذبههای گردشگری ایران مانند تخت جمشید را به نمایش میگذارد. در واقع در بدو ورود به غرفه مخاطب از یک دالان میگذشت که سقف، کف و دیوارها همگی با نمایشگرهای الایدی پوشیده شده و از بازدیدکننده با تصویر و نماهنگهای جذاب پذیرایی میشد. پاویون ایران با ۳بخش میزبان مخاطبان و بازدیدکنندگان بود؛ ۳ بخش گذشته، حال و آینده؛ که داستان گذشته انرژی در ایران با نمایش راهکارهای ایرانیان در بهرهمندی از انرژیهای تجدیدپذیر؛ حال، با معرفی فناوریهای موجود در کشور؛ و آینده، با اعلام ظرفیتها و فرصتهای سرمایهگذاری نقل میشود. همچنین ۴ عنصر اصلی آب، باد، خاک و آتش و نحوه برخورد ایرانیان با این ۴ عنصر که محور فیلم بلند پاویون ایران را نیز شکل داده بود، از مفاهیمی است که طراحی داخلی بر اساس آن انجام شد. ثبت ۵۰۰هزار بازدیدکننده مدیر پاویون ایران در اکسپو ۲۰۱۷ قزاقستان میزان بازدید از پاویون ایران تا هفته نخست شهریور را بیش از ۵۰۰ هزارنفر اعلام کرد و گفت: تلاش ما براین بود تا علاوه بر معرفی توانمندیهای ایران در زمینه انرژیهای نو، امکان معرفی کشور در عرصههای دیگر را نیز مهیا کنیم. محمد میرمیران در گفتوگو با خبرنگار اعزامی موسسه فرهنگی و مطبوعاتی صمت به قزاقستان تصریح کرد: فیلم کوتاه ۲۰ دقیقهای نیز توسط یکی از کارگردانان کشور ساخته و در آن تلاش شده تا فرهنگ کشور را به شکل کامل به بازدیدکنندگان معرفی کنیم. در مدتی که در اکسپو بودیم، علیاصغر سلطانیه نماینده پیشین ایران در سازمان بینالمللی انرژی اتمی ایران از پاویون جمهوری اسلامی ایران در اکسپو قزاقستان بازدید کرد. همچنین دریافتکننده جایزه صلح نوبل جهانی به نمایندگی از انجمن پاگواش در سال ۱۹۹۵میلادی به غرفه ایران در اکسپو قزاقستان آمد. پروفسور فرانچسکو کلوجرا از بنیانگذاران انجمن جهانی پاگواش و از نخبگان فیزیک جهان پس از حضور در کنفرانس پاگواش که به مدت دو روز در آستانه و با حضور ۶۰ کشور برگزار شد از غرفه ایران در اکسپو ۲۰۱۷ قزاقستان هم بازدید کرد. از صف طولانی کره تا وسعت قزاقستان شیرینی این ماموریت کاری که البته با خاطره تلخی هم برای بنده حواسپرت، تمام شد، علاوه بر جاذبههای خوراکی آن، دیدن مردم و ظرفیتهای چندین کشور در یک فضا بود که برای من بسیار جالب بود. چرا که انگار به چندین کشور سفر کرده و با ملیتهای مختلف آشنا شدهای. پاویون افریقا با برنامههای موزیکال و جالبی که داشت مخاطبان بسیاری جذب میکرد که البته به نظر میرسید بیشتر برای فروش صنایع دستی و محصولات خاص خود به اکسپو آمده است؛ در فضای بیرونی پاویون صحنهای وجود داشت که افریقاییهای زیبا با همان پوست و مویی که آنها را از جهانیان تمیز میدهد، برنامههای فرحبخشی را اجرا میکردند که باعث تجمع افراد بسیار از کشورهای مختلف میشد. در بخش انتهایی پاویون نیز چندین غرفه وجود داشت که فروش داشتند و با روی خوش به بازدیدکنندگان خوشامد میگفتند. پاویون ژاپن روی دیسیپلین خاصی استوار بود و همه چیز حساب شده و برنامهریزی شده بود؛ ابتدا فردی با زبان ژاپنی، روسی، قزاقی و انگلیسی توضیخاتی درباره پاویون ارائه میکرد و سپس بعد از دعوت شما به اندکی صبر، در را به روی بازدیدکنندگان باز میکرد. این پاویون ۳سالن داشت که به ارائه توضیحات و دستاوردهای ژاپن در حوزه انرژی میپرداخت. یکی از نکات تاثیرگذاری که ژاپن به آن پرداخت فیلمی بود که در سالن دوم به نمایش گذاشت؛ فیلمی که بر ضرورت آموزشدهی به کودکان تاکید داشت. پاویون مصر نیز به نوعی مانند افریقا بیشتر به فروش محصولات پرداخته بود که البته خالی از لطف هم نبود. هرچند ایران هم بخشی از پاویون را به فروش محصولاتی مانند پسته، زعفران، فرش و تابلو نقره اختصاص داده بود که بیشتر با هدف شناساندن ایران و برخی محصولات نامی آن به جهانیان انجام شد. و اما کرهجنوبی؛ پاویونی که شنیدهها حاکی از جذاب بودن آن داشت اما به دلیل اینکه باید یک ساعتی در صف انتظار میایستادیم و فرصتمان محدود بود، قید دیدن جذابیتهایش را زدیم و به پاویون بزرگ قزاقستان رفتیم. اینکه مردم در صف طولانی بایستند موضوع بسیار مهمی است که ایران نیز از آن غافل نشد و سعی کرد کسی را پشت در منتظر نگذارد و با مدیریت و برنامه دقیق و حسابشده از مردم استقبال کرد. هرچند موفق به بازدید از پاویون کره نشدیم اما خب به قول معروف «نخوردیم نان گندم اما دیدیم دست مردم»؛ برایمان گفتند کره فیلمی تاثیرگذار و جذاب را به معرض نمایش گذاشته بود که زنجیره جایگزینی سوختهای فسیلی به انرژیهای نو را در ذهن مخاطب ماندگار میکرد. دیدن پاویون قزاقستان به تنهایی، یک روز زمان لازم داشت. پاویونی که با ظرافت و زیبایی خاصی طراحی شده بود و از چندین طبقه که هر کدام به موضوعی خاص میپرداخت، برخوردار بود. در یک بخش از این پاویون، محصولات کشاورزی قزاقستان که توانایی خوبی در آن دارد، زیر پای بازدیدکنندگان تعبیه شده بود که جذابیت خاصی به آن بخشیده بود و در بخش دیگر نیز دیواری مصور موزیکال با نورپردازی جالب، یک داستان قزاقی را تعریف میکرد. روز دومی هم که آنجا بودیم ساعت پایانی اکسپو به رژه باشکوهی گذشت که با المانهای آب، طبیعت و نور خورشید مزین شده بود و شور و هیجان عجیبی به فضا و مردم داده بود. موزه اکسپو نیز از دیگر جذابیتهای این سفر بود که تاریخچه اکسپو را در آن به نمایش گذاشته بودند. خلاصه اینکه، با دنیایی از تجربه متفاوت و تلخ و شیرینیهای خاص، قزاقستان محروم اما پرتلاش را با همه مردم مهربان و خوشبرخوردی که داشت ترک کردیم تا یکبار دیگر از این جهان متغیر و پرنوسان درسی بیاموزیم و بدانیم که باید، جور دیگر دید. راستی جذابیتهای خوراکی قزاقستان که در ابتدا به آن اشاره کردم جز لبنیات خوشطعم، آبگوجههایی بود که مزه رب میداد و مردمش مثل آب پرتقال و دیگر آبمیوههای مرسوم همه جا، علاقه زیادی به آن داشتد؛ هرچند من و همکار جان شیر خوشطعم و بوی قزاقی را به آب گوجه ترجیح دادیم و به دو وعده غذای هیجانانگیز ترکی و پیتزای قراقستانی هم بسنده کردیم که جای همگی خیلی خالی بود. اینها را گفتم که بدانید یکی از جاذبههای سفر به هر کشوری، بخش خوراکی آنجاست که من نیز خود و همکار عزیزم را از آن بینصیب نگذاشتم. اگر سری به قزاقستان زدید حتما لبنیات آن را امتحان کنید که حرف ندارد؛ زبان روسی و قزاقی هم یاد بگیرید چون انگلیسی زیاد به کارتان نمیآید. تا ماموریت بعدی خدانگهدار... (لبخند)