سود بالای بانکی آدرس غلطی برای جامعه است چراکه بانکها با این مشوق افراد را به سمت کار غیرتولیدی سوق میدهند و باعث میشوند که پول آنها در جایی که نباید برود، هزینه شود.
به گزارش پایگاه خبری گسترش، روزنامه صمت نوشت: با این سود بالا درآمدی کم دردسرتر از سود بانکی نمیتوان پیدا کرد چراکه فرد دیگر درگیر بیمه، مالیات و حق کارگر نمیشود و بدون دغدغه به سودی امن دست پیدا میکند. با این شرایط چه منطقی دارد که تولیدکننده به سمت کار مولد برود در حالی که میتواند شرایط بدون دغدغهای را تجربه کند و تولید توجیه خود را از دست میدهد. در حالی که سود بانکی در کشورهای پیشرفته یک تا ۳ درصد است در کشور ما این رقم تا قبل از عید ۱۸ درصد بوده و امروز هم به ۱۵ درصد رسیده است. بر اساس بخشنامه بانک مرکزی ، نرخ سود علیالحساب سپردههای سرمایهگذاری روزشمار ۱۰ درصد و نرخ سود علیالحساب مدتدار یکساله حداکثر ۱۵ درصد تعیین شده است. اگر بخواهیم تولید پا بگیرد یکی از کارهایی که باید انجام داد این است که سود سپرده را کاهش دهیم اما سوال این است که آیا با نرخ بهره ۱۵ درصدی مردم حاضر به خروج سپردههای خود هستند؟ چه شرایطی باید فراهم شودکه با کاهش نرخ بهره مردم به سمت بازار طلا و ارز نروند. در شرایط ثبات اقتصادی انگیزه برای سرمایهگذاری شکل میگیرد حمید آذرمند، تحلیلگر اقتصادی در گفتوگو با صمت اظهار کرد: بر اساس بخشنامه جدید بانک مرکزی ، نرخ سود علیالحساب سپردههای سرمایهگذاری روزشمار ۱۰ درصد و نرخ سود علیالحساب مدتدار یکساله حداکثر ۱۵ درصد تعیین شده است. با توجه به نرخ تورم ۱۰ درصدی و همچنین با توجه به ریسک پایین سپردهگذاری در بانکهای مجاز میتوان گفت با وجود کاهش نرخ سود، فعلا سپردهگذاری در بانکها برای سپردهگذاران همچنان جذابیت دارد. او در ادامه از افزایش دوباره نرخ تورم در آینده ابراز نگرانی کرد و گفت: اگر دولت نتواند به تورم تک رقمی متعهد باقی بماند در نتیجه با افزایش نرخ تورم، پدیده خروج سپردهها از بانکها و هجوم سرمایهها به سمت بازار داراییهایی مانند طلا، ارز و مسکن شکل خواهد گرفت. بنابراین آنچه به لحاظ سیاستگذاری اهمیت حیاتی دارد، مقید بودن دولت به حفظ تورم تکرقمی است که آن هم در گرو انضباط بودجهای و مدیریت مخارج دولت، اصلاح ساختار نظام بانکی و افزایش اختیارات و استقلال بانک مرکزی است. این تحلیلگر اقتصادی در پاسخ به این سوال که سرمایهگذاری در ارز و طلا و سایر داراییها چه عواقبی برای اقتصاد دارد گفت: انباشته شدن پسانداز خانوارها و سرمایه بنگاهها در داراییهایی مانند ارز، طلا و مستغلات موجب کاهش تشکیل سرمایه ثابت در اقتصاد شده و اثری منفی بر رشد اقتصادی کشور خواهد داشت. این پدیده، زمانی رخ میدهد که اقتصاد دچار بیثباتی شود و نرخ تورم افزایش یابد. در مقابل، در شرایط ثبات اقتصاد کلان، انگیزه برای سرمایهگذاریهای بلندمدت، هم برای سرمایهگذاران داخلی و هم برای سرمایهگذاران خارجی افزایش مییابد. او در این باره که تا چه حد میتوان نسبت به پایداری سیاست کاهش نرخ سود امیدوار بود گفت: پدیدهای که به تازگی به عنوان رقابت ناسالم بانکها برای افزایش نرخ سود شکل گرفته بود ناشی از مشکلات ساختاری نظام بانکی بود. عواملی مانند سهم بالای مستغلات در دارایی بانکها، سهم بالای داراییهای ناسالم، حجم بالای مطالبات غیرجاری، فشار سیاستهای مالی دولت بر نظام بانکی و برخی عوامل دیگر، بانکها را دچار شرایطی کرده بود که برای تامین منابع مورد نیاز خود وارد مسابقه جذب سپرده با نرخهای بالا شده بودند. اگرچه بخشنامه جدید بانک مرکزی و سختگیری نسبت به اجرای آن میتواند تاحدودی در کاهش نرخ سود موثر باشد ولی پایداری این شرایط تا حد زیادی مشروط به حل مشکلات ساختاری نظام بانکی خواهد بود. مشکلات اقتصادی ریشهدار است مهدی اسماعیلی، کارشناس بازار سرمایه در گفتوگو با صمت با بیان اینکه مشکلات اقتصادی ما خیلی ریشهدارتر از این حرفهاست اظهار کرد: اینکه مردم با کاهش نرخ بهره سرمایه خود را از بانکها خارج کنند و به سمت خرید طلا یا ارزهای معتبر بروند خود معلول یکسری تصمیمگیریهای دیگر است که به راحتی هم قابل حل و فصل نیست. او تاکید کرد: پاک کردن صورت مسئله و پرداختن به نتیجه یکسری سیاستگذاریها راه به جایی نمیبرد و بازی دو سر باختی را ایجاد میکند. در این بین اگر بخواهیم به نرخ سودها دست نزنیم اتفاقی میافتد و اگر بخواهیم آن را کاهش بدهیم احتمال دلالی و گرایش مردم به سمت طلا و ارز افزایش پیدا میکند بنابراین مشکل باید به طور ریشهای حل شود. او با اشاره به اهمیت جایگاه بانکها در اقتصاد کشور گفت: تا بانکها را در جایگاه واقعی و اساسی خود نبینیم و در امور آنها دخالت کنیم کار به همین منوال است. بانک یک وظیفه ذاتی دارد که اگر در جایگاه خود ننشیند و از موقعیتی که دارد سوءاستفاده کند به سمت دلالی و شرکتداری رفته و در نهایت از وظیفه خود دور میشود. به این ترتیب بانک یک جایگاه واسطهگری برای خدمات پولی و مالی دارد نه اینکه یک مجموعه بنگاهداری با منابع بیحد و حصر مالی و با هزینههای بسیار زیاد باشد. اسماعیلی ادامه داد: بانکهای ما نسبت به سطح بینالملل هزینههای بسیار زیادی از جمله ساختمان و نیروی انسانی فربه دارند. حال اگر سیستم بانکی در داخل مشکل خود را حل کند و بهینهسازی شود، نظام اقتصادی ما بانکها را در جایگاه خوب ببیند و این بازار را به یک بازار رقابتی تبدیل کند بسیاری از مشکلات حل خواهد شد. این کارشناس بازار سرمایه با تاکید بر اینکه در کوتاه مدت نمیتوان منتظر اتفاقات بزرگ بود گفت: این مشکل در میان مدت قابلیت سروسامان دادن دارد. معتقدم اگر بازار رقابتی هم باشد و نرخ سود و بهره را بازار تعیین کند باز همین شرایط نابسامان را داریم. او ادامه داد: در این مقطع که بازار طلا هم سود آنچنانی ندارد چه بسا اتفاقات دیگری برای این پولهای سرگردان بیفتد. حتی ممکن است پول از گردش اصلی مالی کشور خارج شود که این اتفاق در مقاطعی افتاده است.