ناصر بزرگمهر - مدیر مسئول
حکایت میکنند یکی از رئیسجمهورهای پیشین امریکا در بازدید از یک مدرسه، سر کلاسی مینشیند و به دانشآموزان میگوید هر سوالی دارید، آزاد هستید بپرسید؟ یکی بلند میشود و میگوید: سلام آقای رئیسجمهور، اسم من رابرت است من چهارتا سوال دارم: ۱- چطور شد شما انتخابات را باختید، بعد بردید؟ ۲- چرا شما میخواهید بدون دلیل به عراق حمله کنید؟ ۳- به نظر شما، بمب اتمی هیروشیما، بزرگترین عمل تروریستی تاریخ نبود؟ ۴- ایران چه هیزمتری به شما فروخته است؟ رئیسجمهور تکانی روی صندلیاش میخورد و تا میخواهد جواب بدهد، زنگ تفریح مدرسه میخورد. زنگ بعد، یک پسر دیگر بلند میشود و میگوید آقای رئیسجمهور، اسم من جک است، من شش تا سوال داشتم: ۱- چطور شد شما انتخابات را باختید، بعد بردید؟ ۲- چرا شما میخواهید بدون دلیل به عراق حمله کنید؟ ۳- به نظر شما، بمب اتمی هیروشیما، بزرگترین عمل تروریستی تاریخ نبود؟ ۴- ایران چه هیزمتری به شما فروخته است؟ ۵- چرا زنگ تفریح ۲۰ دقیقه زودتر به صدا درآمد؟ ۶- رابرت کو؟ داستان روزنامهنگاران و اندیشمندان در همه سرزمینها، داستان «رابرت» است، ما هنوز عادت نکردهایم بابت آنچه انجام میدهیم، از ما سوال کنند، ما هنوز عادت نکردهایم به دیگران پاسخ مناسب بدهیم. بارها در همین روزنامه درباره نقد و نقدپذیری نوشتهام و گفتهام «تحمل شنیدن سخن تلخ حق را تمرین کنیم» و برای این کار بهتر است از خانواده خودمان شروع کنیم، بگذاریم بچههایمان از ما بپرسند، آنها را عادت دهیم تحمل سوال کردن و شنیدن داشته باشند، به آنها بفهمانیم قهر کردن سرانجام مطلوبی نخواهد داشت، کسانی که شام نخورده به رختخواب میروند، فقط گرسنه میمانند و معدهشان درد میگیرد، هرگز اصل مسئله حل نمیشود، اگر به یکدیگر فرصت ندهیم که دیگری حرفش را حتی اگر بیمعنا هم باشد بزند، دردی بر دردهای کسانی که دوستشان داریم، افزودهایم. باید بشنویم و بعد پاسخ دهیم، شاید از پاسخ ما قانع شوند، عذرخواهی، سادهترین، ارزانترین و سریعترین راه برای یافتن بخشی از سعادت و خوشبختی در یک جامعه است. فرهنگ عذرخواهی را در جامعه گسترش دهیم. اگر داستان پرسش و پاسخ در همه عالم به سمتوسوی نقد و نقدپذیری هدایت شود، هرگز پس از مدتی کسی سوال نخواهد کرد «نقاد کو؟»، «رابرت کو؟» اگر فرهنگ نقدپذیری را از کودکی به فرزندانمان در خانه و مدرسه بیاموزیم، میتوانیم وارد گود گفتوگوی تمدنها شویم و یاد میگیریم که در بزرگی هم به مجادله بامعنا بپردازیم. یاد میگیریم که طلبه دانایی باشیم تا به توانایی بیشتری دست پیدا کنیم. سالها پیش نوشتم در هیچ جای دنیا از هیچ نقادی مجسمه نمیسازند، تاریخ گواه این است نقادان در بهترین شرایط تاریخی، پس از سالها نوشتن و گفتن، با حقوق بخور نمیری در قطعهای دولتی به خاک سپرده میشوند. این روزها، بعضی از دوستان نویسنده و خبرنگار و گزارشگر وقتی به یکدیگر میرسند، تاکید و سفارش میکنند که هر کس ماند، برای دیگری در قطعه نویسندگان و هنرمندان فکری کند. همه دلنگراناند که مبادا روزنامهنگاران نقاد را در زمره اهل فرهنگ و هنر تصور نکنند و حتی قطعه قبری نیز نصیبشان نشود. بدون شک فرهنگ نقادی، فرهنگی اصیل و دانشی برگرفته از دلسوختگی است؛ بهشرط آنکه فضای لازم برای نوشتن، برای گفتن و برای بررسی عملکرد همه قشرها در همه مسئولیتها فراهم شود. وقتی رهبر معظم انقلاب، نام سالی را سال پاسخگویی میگذارند، در پیامی پنهان، مجوز نقد و نقادی را هم به اهلقلم، خبرگان، کارشناسان، استادان دانشگاهها و همه مخاطبان میدهند. ایشان پاسخگویی را «حقیقتی اسلامی» خواندند و گفتند: «پاسخگویی یعنی احساس مسئولیت و همه مسئولان و مدیران ردههای مختلف کشور باید بدون استثنا پاسخگوی کارها و تصمیمهای خود باشند». اعتقاد به پاسخگویی، اعمال و گفتار انسان را بهنوعی کنترل میکند. مسئولانی شایسته تکریم مردم هستند که خود را در قبال اقدامات، گفتار و تصمیمهای خود پاسخگو بدانند. مردم حق دارند بپرسند و مسئولان وظیفهدارند پاسخ دهند. هرچند ما ملتی صبور هستیم و کمتر میپرسیم و مسئولان هم کمتر پاسخ میدهند اما تلاش درراه فرهنگسازی برای پرسیدن، برای شنیدن، امری حیاتی و نیاز یک جامعه پویاست. شنیدن و پاسخ دادن را تمرین کنیم. این تمرین را مدیران بیشتر نیاز دارند. یادداشت سی و هشتم از کتاب مدیریت کوتولهها