فرزاد ارزانی/مدیرعامل فولاد هرمزگان
قیمتگذاری محصولات فولادی داخلی با محصولات صادراتی آن متفاوت است. صادرات و قیمت آن تابعی از بازار جهانی است. در بازار جهانی یک میلیارد و ۶۰۰ میلیون تن فولاد در جهان تولید میشود که با توجه به کم و زیاد شدن تقاضای بازار، دسترسی به مواد اولیه و انرژی و هر مسئلهای که در این فرآیند دخالت داشته باشد، قیمتگذاری آن نیز متفاوت میشود. بنابراین قیمت جهانی تابعی از بازار جهانی و عوامل تاثیرگذار بر آن است. از اینرو تولیدکنندهای نمیتواند وارد بازار صادراتی شود، اما از قیمتگذاری آن تبعیت نکند. عواملی سبب تغییر بازار جهانی میشود و قیمت صادرکننده نیز تابعی از همین عوامل است.
اما موضوع قیمتگذاری داخلی تا حدی متفاوت از قیمتگذاری جهانی است. از آنجا که واحدهای تولیدی مانند یک زنجیره عمل میکنند، از یک سو مواد اولیه وارد کرده و طی فرآیندی خروجی آنها قیمتگذاری میشود که قیمتگذاری این محصول نهایی تابعی از نیروی انسانی، خرید مواد اولیه، قیمت انرژی و نیاز بازار خواهد بود.
در بازار داخلی نیز عوامل داخلی در قیمتگذاری تاثیرگذار هستند، برای مثال طی چند ماه گذشته به یکباره الکترود گران شد یا اگر قیمت انرژی گران شود، بهطور طبیعی بر قیمت داخلی نیز تاثیرگذار خواهد بود. با توجه به این موضوع قیمتهای داخلی را نمیتوان با قیمت خارجی یکسان در نظر گرفت، چون شرایط این دو با یکدیگر متفاوت است. از سوی دیگر اگر قیمتهای صادراتی را افزایش دهید خریداری در سطح دنیا پیدا نخواهی کرد.
با توجه به تاثیرگذاری متفاوت عوامل داخلی و خارجی نمیتوان قیمتگذاری در این دو حوزه را با یکدیگر مقایسه کرد. برای مثال بهرهای که واحدهای تولیدی برای تسهیلات بازپرداخت میکنند، در قیمت تمامشده تاثیرگذار خواهد بود.
البته موضوعی که به آن باید توجه داشت این است که قیمت تمامشده محصولات فولادی در کشور بیشتر از کشورهای دیگر است، چراکه تولیدات داخلی تابعی شرایطی داخلی است. هرچند مواد اولیه در کشور موجود است، اما یکی از مشکلات صنعت فولاد، نقص در زنجیره فولاد است، برای مثال در حال حاضر بیشتر واحدهای تولیدکننده فولاد با کمبود گندله روبهرو و بهدنبال گندله وارداتی هستند. درحالیکه گندله خارجی گرانتر از داخلی است. از سوی دیگر بیشتر واحدهای تولیدکننده درگیر وامها و بازپرداخت تسهیلات هستند. از اینرو قیمت تمامشده تا حدی بالاست و ما باید با مدیریت صحیح قیمت تمامشده را تا حد ممکن کاهش داده تا در نتیجه بتوانیم قیمت نهایی در بازار را نیز کاهش دهیم.
با توجه به شرایط موجود در کل صادرات یک بازاری است که باید بتوان به آن ورود پیدا کرد، چراکه در افق ۵۵میلیون تن در سال ۱۴۰۴ برای بیش از ۱۵ میلیون تن صادرات برنامهریزی شده است. مصرف سرانه داخلی در کشور ما حدود ۲۰۰ کیلوگرم برای هر نفر است، درحالیکه این سرانه در کشورهای توسعهیافته بین ۳۵۰ تا ۴۵۰ کیلوگرم است، بنابراین نمیتوان در چشمانداز ۵۵ میلیون تن این میزان را به مصرف داخلی رساند. البته برای این امر از یکسو باید مصرف داخلی را تحریک کرد و مصرف سرانه فولاد را افزایش داد و از سوی دیگر مابقی آن را صادر کرد. بنابراین برای صادرات باید وارد حیطه رقابت با بازارهای جهانی شد و تحقق این امر از یکسو باید به فکر ارتقای کیفیت فولاد بود و از سوی دیگر زمانی که بازاری بهدست آمد در حفظ آن کوشید و به آن وفادار بود، چراکه خریدار در یک برنامهریزی بلندمدت روی فروشنده حساب باز میکند تا بتوانند نیازش را برطرف کند. اگر بازار را ترک کنید در حقیقت مشتری را برای همیشه از دست میدهید. پس موضوع صادرات یک امر اجتنابناپذیر است. در غیر این صورت بسیاری از واحدهای فولادسازی باید تعطیل شوند. چون بازار داخل کشش لازم را برای مصرف ندارد. صادرات میتواند همراه با یک مزایای باشد، چراکه در امر صادرات است که میتوان کیفیت تولیدات را ارتقا بخشید و هزینهها را مدیریت کرد تا واحدهای تولیدی بتوانند با حداکثر ظرفیت خود کار کنند.