امیر عباس فیضی/ کارشناس اقتصاد
جایگاه کالاها و خدمات در سبد خانوار باید نقش تعیین کنندهای در اولویتهای دولتمردان در سیاستهای تنظیم بازار کالاها و خدمات داشته باشد و با اعمال اقدامهایی نظیر ذخیرهسازی، واردات، خرید تضمینی و جلوگیری از افزایش نرخ غیرمتعارف اهداف مورد نظر خود را دنبال میکنند، هرچند که تشریح سیاستهای کنترل نرخ اینگونه کالاها و خدمات در مقایسه با سایر کالاها و خدمات به نوبه خود قابل نقد بوده و در این مبحث نمیگنجد. یکی از پیامدهای اقدامهای تنظیم بازار ازسوی دولتمردان از منظر مصرفکنندگان میتوان به مصرف بیرویه کالای دارای اولویت دار اشاره نمود زیرا اینگونه کالاها و خدمات همواره ازسوی دستگاههای متولی تنظیم بازار مورد رصد، پایش، نظارت مستمر بر تامین، توزیع و نرخ واقع میشود. در واقع مصرفکننده با درک اقدامهای دولت شرایط مصرف کالاها و خدمات را در مقایسه با سایر کالاها و خدمات هموارتر مییابد. بنابراین تعیین شاخصهای اولویت کالاها و خدمات بهطور مستقیم با میزان مصرف کالای مورد نظر در ارتباط است، ضمن اینکه عوامل دیگری نظیر سبک زندگی، فرهنگ مصرفی جامعه، و تبلیغات میتواند در این فرآیند نقش تعیین کنندهای داشته باشد که نهادهای متولی میتوانند با نشان دادن ضررهای اینگونه کالاها به مردم و افزایش سطح آگاهی آنان در جهت تغییر الگوی مصرف اقدام کنند که این موضوع در بند «۸» سیاستهای اقتصاد مقاومتی با عنوان «مدیریت مصرف با تاکید بر اجرای سیاستهای کلی اصلاح الگوی مصرف» مورد تاکید واقع شده است از گذشتههای نه چندان دور همواره دولتها با گروهبندی کالاها و خدمات و تعیین میزان حساسیت و اولویت گروههای کالایی و خدمات، سیاستهای مربوط به تنظیم بازار را با توجه به حساسیتهای تعریف شده عملیاتی میکنند. آنچه که در این میان حائز اهمیت میباشد، چگونگی تعیین فهرست گروههای کالایی و خدمات است که برخی از اقلام آنها نظیر شیر و لبنیات، روغن، گندم و آرد و نان و همچنین خدمات حملونقل درون و برون شهری در حوزههای جادهای، ریلی و هوایی، خدمات پستی، برق، گاز و غیره یک پای ثابت فهرست اولویت دار مطرح بوده است. البته در دورههای مختلف این گروهبندی تغییراتی نیز داشته و گاهی حساسیت برخی از آنها در اولویتهای اول و دوم تعریف شده است. حال سوال اصلی این است که معیار و اهداف اصلی گروهبندی کالاها و خدمات از چه زوایایی برای دولمتردان قابل تامل بوده و در حقیقت در تعیین شاخصهای حساسیتهای کالایی وخدمات چه عواملی تاثیرگذار بوده است. آنچه که مشخص هست توجه تصمیمگیران برای تعیین اولویتهای کالایی از حیث زیر پوشش قرار دادن آحاد افراد جامعه، استراتژیک بودن آن و برخوردار کردن مردم از کالاها و خدماتی که مورد نیاز عموم مردم میباشد با در نظر داشتن مصالح مصرفکنندگان و منافع تولیدکنندگان و ارائهدهندگان خدمات از اهمیت خاصی برخوردار میباشد. در برخی موارد رابطه معنی داری بین بالا بودن سرانه مصرفی کالاهایی نظیر روغن و شکر و اولویت دار بودن آنها وجود دارد. به بیان ساده میتوان گفت که امروز توجه به سلامت مردم بسیار مهمتر از توجه به اهمیت محصولاتی نظیر شکر و روغن است به طوریکه براساس آمارهای مستند سرانه مصرف کالاهای یادشده در کشور ما در مقایسه با متوسط مصرف جهانی دوبرابر سرانه مصرف دنیا است و بالاترین مصرف سرانه نان را در دنیا مردم کشور ما به خود اختصاص دادهاند.بنابراین بنظر میرسد در حوزه تعیین اولویتهای کالایی باید به مسائل مهمتری از جمله سلامت مردم توجه شود و چه بسا به سهم اندک با اعمال تغییر در سیاستهای تنظیم بازار و افزایش نرخ اقلام یادشده بتوان در کاهش سرانه مصرفی، اقدامات موثری را بعمل آورد البته اهمیت مسئله زمانی بیشتر میشود که به ترکیب سنی جمعیت کشور که درحالحاضر به سمت پیر شده میرود، توجه شود. از اینرو دولتمردان با جایگزین کردن کالاهای سلامت محور به کالاهایی که مصرف آنها سلامت افراد جامعه را به مخاطره میاندازد، اقدام کند و درواقع اقدامهای حمایتی برای کالاهای یادشده در راس برنامههای نهادهای متولی تنظیم بازار قرار گیرد. فارغ ار بحث کالایی در گروهبندی خدمات نیز به یقین سهم هزینههای خانوار در حوزه پزشکی و خدمات آموزشی (مهد کودک، مدارس و دانشگاه) نیز بسیار بالاتر از خدماتی نظیر خدمات پستی و... است.