حامد جوادی / پژوهشگر هوانوردی غیرنظامی
مردمی که رای میدهند، یک روز اعتماد میکنند و ۴سال مطالبه دارند. این ذات انتخابات است. مردم براساس مطالباتی که از دولت حاکم دارند، به آن اعتماد میکنند.بسیاری معتقدند در فرآیند انتخابات، مردم بهدنبال تغییر و بهبود هستند و شعارهای تبلیغاتی بیشتر نمایندگان در هر اقلیمی، بر همین مبناست. در کنار تغییر نگرش ملت و مطالبات مردم از دولت به نظر میرسد باید کمی هم دیدگاهها درباره مطالبات دچار تغییر شود؛ یعنی مردم ابتدا از خود مطالباتی داشته باشند. سالهاست میگوییم باید روی پای خود بایستیم و بتوانیم بسیاری از نیازهای کشور را با توانایی ملی بر طرف کنیم. این مهم حتی پا به عرصه هوافضا و هوانوردی گذاشته است؛ بهطوری که عدهای بر این باورند باید هواپیمای تولید ملی داشته باشیم؛ نه اینکه از خارج هواپیما بخریم تا هم صرفهجویی ارزی داشته باشیم و هم اشتغال درون کشور توسعه یابد. این موضوع در صنایع دیگر نیز مطرح است. اما پرسش این است که در این زمینه سهم مردم چقدر است و سهم دولت چقدر؟! آیا باید انتظار داشت تمام این فرآیندها از سوی دولت مورد پردازش قرارگیرد؟ کشوری مانند ژاپن که الگوی پیشرفت و توسعه بعد از جنگ دوم جهانی است و امروز یکی از قطبهای فناوری در بیشتر زمینهها به شمار میرود، به تازگی پا در عرصه تولید هواپیما گذاشته است؛ حال اینکه چه هواپیمایی، با چه فناوری تولید میکند؛ بماند. اما آیا دولت ژاپن به تنهایی این کشور پرجمعیت را به یکی از قطبهای فناوری تبدیل کرده و پس از پیشرفت بسیار زیاد در صنایع مختلف، امروز به تولید هواپیما رو آورده است؟ بهطور مسلم پاسخ این پرسش، منفی است. آنچه موجب شد ژاپن، امروز کشوری مثالزدنی در حوزه توسعه و فناوری باشد ریشه در فرهنگ زندگی مردم این مجمعالجزایر زلزلهخیز، موسوم به سرزمین آفتاب تابان دارد. به نظر میرسد پیش از مطالعه در زمینه صنعت و فناوری، باید در الگوی رفتارهای اجتماعی و روش زندگی جامعه خود بازنگری کنیم. همچنین باید نظام آموزش-از ابتدا تا انتها- و نوع کار و عملکرد در زمینههای تخصصی، بهرهوری هر فرد شاغل و دیگر موضوعهای مرتبط با این موضوع، بررسی شود. چنین بررسیهایی موجب رسیدن به پاسخ این پرسش میشود که چه چیز باعث میشود ژاپن بتواند هواپیما تولید کند اما کشور ما در این زمینه، بیشتر مصرفکننده باشد؟ این موضوع به تنهایی متوجه کوتاهی یا همکاری دولت و دولتها نیست بلکه در ابتدا، به روش زندگی اجتماعی و دیدگاههای مردم بازمیگردد؛ تا جایی که اگر الگوی زندگی درست، عملکرد مناسب در کار و نگرش درست مصرف از سوی عموم مردم وجود نداشته باشد، نمیتوان انتظار داشت دولت معجزه کند؛ نه دولت حاکم و نه هیچ دولتی در سراسر دنیا توان این کار را ندارد. به هر روی، با برگزاری انتخابات ۲۹ اردیبهشت، اتفاق مهمی در کشور رخ داده و دولت حاضر، قرار است تا ۴سال دیگر خدمتگزار تمام طیفهای جامعه ایران باشد. به نظر میرسد وقت آن است که در کنار مطالبه از دولت، تغییر رویهای در نگرش و عملکرد مردم نیز انجام شود. این موضوع نهتنها در شیوه مصرف و عملکرد، بلکه حتی در روش زندگی نیز باید مورد توجه قرار گیرد.