اشکان تقیپور/ کارشناس ارشد فرهنگ و زبانهای باستانی
تجزیه و تحلیل ضمیر ناخودآگاه جمعی یک ملت نیازمند شناخت اساطیر و منش کهن مردم آن سرزمین است. درباره ملتهای هزارهای این شناخت چهبسا سختتر و پیچیدهتر است.با نگاهی به صفحات تاریخ درمییابیم که در بزنگاههایی بسیار، حتی بیگانگانی زیرک که چشم طمع به سرزمین ما دوخته بودند در برابر اقدامات هوشمندانه ملی و غیرقابل پیشبینی ایرانیان غافلگیر شدهاند و اتفاقاتی رخ داده که بسیاری از تحلیلگران علوم سیاسی، اجتماعی و نظامی خبره هم در شناخت سبب آن رخدادها متعجب ماندهاند. حقیقت این است که اصولی ناگفته و نانوشته میان مردم این سرزمین در طول تاریخ شکل گرفته است که در بزنگاهها نمایان میشوند و میکنند آنچه باید.این رفتارها ناشی از اتحاد و وحدت در عین کثرت مردمان زیست بومی است که در دورانی بس کهن، «تکثر» را پذیرفته و آن را رمز پیشرفت دانسته بودند. موید این واقعیت، نقشنگارههای ملل گوناگون در بارعام تخت جمشید هخامنشی است. مسلم است که استثناءهایی کمشمار اما تاثیرگذار در سطوح بالای قدرت که اتفاقا استبدادزدگی تاریخی ما را همنمایان میکند وجود داشته و ادعایی نیست که ایرانیان، بندگان بیعیب خداوند بودهاند. اما بیشتر قریب به اتفاق مردمان این سرزمین و بسیاری از حاکمانش در طول تاریخ، تکثر قومی و مذهبی و آیینی این زیست بوم را شناخته و درک کردهاند. در دوران باستانی ساسانی با وجود و ظهور برخی تفکرات تندروی متعصب در ارکان قدرت، ظهور اندیشمندی اجتماعی به نام مانی را درک میکنیم که با هنری ستودنی تلفیقی همگون از تفکر بودایی و زردشتی و مسیحی را برای سرزمین بزرگ ایران به میدان تفکر، عمل و زندگی آورد. هر چند او درگیرودار بازیهای قدرت سرانجامی خوش نداشت. جدا از نتیجه بسیاری از این تفکرات و جدا از برچسب خوب یا بد زدن بر آنها، بدیهی است که ایران سرزمین تفاوتهاست و تفکرهایی گوناگون. این تفاوتها، اگر خردورزی و همدلی پیشه شود با ریتمی موزون، عشق و صلح میآفرینند و اگر با نگاهی بخلآمیز به آن نگریسته شود، شهد خوشایند تکثر مداراطلب والامنش را تلخ و به تضاد تبدیل میکند. حضور اسلام در ایران و پشتوانه شدن آن برای فرهنگ و هنر کهن ایرانی از آن دسته اعجابی است که ایرانیان در پناه و لطف پروردگار بر پهنه تاریخ بر جای گذاشتند... فرهنگ متکثر اما متحد ایرانی با ترکیبی همگون و تکیه بر پشتوانه قدرتمند اعتقادی و معنوی اسلام تولید علم و معرفت کرد و ابوعلی سینا، فارابی، خوارزمی، رودکی، خواجه نصیر، زکریای رازی، خیام و فردوسی و بسیاری فرزانه دیگر را به تمدن بشری هدیه داد. در همین راستا بالیدن عالمانه مذهب شیعه با تکیه بر تفکر و تکثر آزادیطلب ایرانی به نماد راستینی برای تضمین استقلال میهن بدل شد. این پیچیدگی تمدن ایرانی تا بدانجاست که از بزرگان ادبمان که به راستی و عمیقا در فکر و عمل مسلمانند، میخوانیم: آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است/ با دوستانمروت با دشمنان مدارا (حضرت حافظ) و آنجا که دشمن معنای «مدارای بزرگمنشانه» را در نمییابد، میخوانیم: چنانت بکوبم به گرز گران/ چو پولاد که کوبند آهنگران (فردوسی بزرگ) بیتردید ملت هزارهای ایران پیچیدگیهای خاص خود را دارند. مهماننواز و صلحطلب با آستانه تحمل بالا هستند البته تا جایی که «مهمان حبیب خدا »، بیگانه خیال باطل و شوم «صاحبخانه شدن زورمندانه» را در سر نپروراند.