در سالها و ماههای گذشته متاسفانه شاهد تعطیلی بسیاری از کارخانهها و واحدهای تولیدی بودیم. این موضوع علاوهبر اینکه به ساختار تولید و اقتصاد کشور آسیبهایی وارد کرد،
باعث شد صف بیکاران نیز طولانیتر شود و چالشهای این حوزه افزایش یابد. اکنون بخش تولید کشور با توان اندکی نسبت به صف افراد جویای کار روند خود را ادامه میدهد و این موضوع مشکلاتی را به وجود آورده است.همچنین با توجه به اینکه در ۶ ماه دوم سال قرار گرفتهایم، با مشکل بیکاریهای فصلی نیز روبهرو هستیم. بخش قابل توجهی از مشاغل در ۶ ماه دوم سال از بین میروند و کارگرانی که در این حوزهها فعالیت میکنند، در این مدت به طور عمده یا بیکار هستند یا با مشاغل غیرضروری و غیرکاربردی امرار معاش میکنند. بر این اساس، موضوعی که اکنون به عنوان یکی از نیازهای اصلی مطرح میشود، رفع معضل کارگران فصلی است. برای رفع این مشکل راهکارهایی وجود دارد و در بسیاری از کشورهای دنیا برای رفع این پدیده راهکارهایی درنظر گرفته شده، اما در ایران به دلیل نبود آمار مشخص و معین از کارگران فصلی، متاسفانه برنامهای راهبردی نمیتوان برای آنها درنظر گرفت. یکی از سیاستهایی که در دنیا برای رفع این مشکل طرحریزی شده، هدایت نیروی کار در فصل بیکاری به سمت مشاغل ساده صنعتی است. به عبارت دیگر، در ۶ ماه دوم نیاز به برخی کالاها و محصولات بیشتر میشود. در این شرایط میتوان با آموزش مهارتهای ساده از نیروی کار فصلی استفاده کرد. این کار اما مستلزم این است که نظام مشخصی در کشور مسئولیت شغل کارگران فصلی را برعهده داشته باشد. در صورتی که این اتفاق بیفتد، علاوهبر هدایت نیروی کار و جلوگیری از بیکاری کارگران فصلی میتوان به آمار مشخصی از آنان دست یافت.اکنون در کشور در حوزه اشتغال دو معضل وجود دارد که شامل بیکاری فارغالتحصیلان و کارگران فصلی میشود. باید این موضوع را درنظر داشت که رفع بیکاری هر دو دسته نیز به آمارهای دقیق و برنامهریزیهای اصولی نیاز دارد. بر این اساس، رفع این دو معضل بیش از هر مورد دیگری ابتدا نیازمند تهیه آمار آنها است. در صورتی که مراکز آماری در کشور بتوانند آمارهای مورد نیاز برنامهریزی برای کارگران فصلی را تهیه کنند، مدیران نیز میتوانند برای آنها برنامهریزی کنند تا مشکلات امروز برطرف شود و در سالهای آینده با این معضلات کمتر روبهرو شویم.