اشکان تقیپور/ کارشناس ارشد فرهنگ و زبانهای باستانی ایران
دکتر جلال خالقیمطلق از ایرانشناسان و شرقشناسان بنام روزگار ماست. پشتکار و صبر کممثال این دانشمند بزرگوار در کنار عالمانه و عاشقانه نگریستن او به حماسه ملی ایرانیان، شاهنامه فردوسی، بیمانند است. با احترام خاضعانه و عاشقانه به تمامی استادان شاهنامهشناس ایرانی، گزاف نگفتهام اگر زحمات او را طی ۵۰ سال تحقیق و تصحیح شاهنامه با استناد به ۱۵ نسخه خطی از شاهنامه فردوسی و مطالعه و تحقیق موشکافانه منابع دیگر تاریخی و ادبی، شاهکاری بیمانند در حوزه ادبیات و فرهنگ ایرانزمین بنامیم. ارزش لحظه لحظه کارکردن برای تصحیح شاهنامه را تنها او که عمر بر سر آن نهاده است به درستی حس میکند. قصد معرفی کردن استاد را نداشتم زیرا در «روزگار اینترنت» با چند جستوجوی کوتاه، اندیشمندی و بزرگواری ایشان بر جوینده حقیقت ثابت میشود و نیازی به پرگویی من نیست. نیت من از آوردن این چند خط چیز دیگری است؛ یاد دارم روزی را که برای رونمایی شاهنامه تصحیح دکتر خالقیمطلق به اتفاق جمعی از دوستانی اندیشمند به مرکز دائرهالمعارف بزرگ اسلامی رفته بودیم. حضور پرشور چهرههای بزرگ و بنام فرهنگی و ادبی ایران، رونمایی شاهنامهای تصحیح شده براساس معیارهایی قوی و آکادمیک را نوید میداد. در این جشن فرخنده، زمانی به سخنرانی دکتر خالقی اختصاص داده شد که ایشان هم کوتاه اما تاثیرگذار سخنانی در باب روزها و سالهای تصحیح شاهنامه و لذتها و مشکلات این کار ارزشمند بیان کردند. در پایان سخنانشان خطاب به حاضران در جلسه از زبان استاد سخن، فردوسی بزرگ، نصیحتی کردند و هشداری دادند که همواره در ذهن من تکرار میشود. استاد بیان کردند که شایسته است این بیت از فردوسی را مدیران، مسئولان و آنانی که دغدغه ایران سرافراز و پیروز را دارند، بنویسند، در قاب بگذارند و بالای میز کار خود نصب کنند. زن و کودک و بوم ایرانیان/ به اندیشه بد منه در میان اندیشمندی که ۵۰ سال همدم هر روز و شبش فردوسی و شاهنامهاش بوده است، باید هم اینچنین نگرشی والا به ایران و ایرانی داشته باشد و بتواند در گرانبهای تجربه بزرگ خویش را چنین نیکو در دستان مخاطب بگذارد. این جدای از احساس تعلق ایشان به ایران و خانه پدری، بیانگر معجزه شاهنامه در راه حفظ و دفاع از ایران و فرهنگ ایرانی است. شایسته است که ما نیز قدرشناس اندیشمندان ایراندوست در گذشته و حال، همچون فردوسی بزرگ و جلال خالقیمطلق باشیم و دین خود را به میراث معنوی کهن سرزمینمان با خواندن، پاسداشت و عمل به پندهای پیدا و پنهان در آنها ادا کنیم. شاهنامه، گرشاسبنامه، بوستان و گلستان، مثنوی، غزلیات حافظ و دیگر گنجینههای غنی و پربار ادبیات کهن و نوی این دیار هزارهای در انتظار توجه و خواندن بیشتر ما هستند. ما نیز با مطالعه، تحقیق و تلاشی بیشتر در راستای گسترش آشنایی دیگران با گنجینههای ادبی سرزمینمان، در راه حفظ و پاسداشت آنها که بخش مهمی از هویت فرهنگی و تاریخیمان هستند، کوشا باشیم.