جواد قاسمی/ پیشکسوت روابط عمومی
دولتمردان به طور معمول و در زمان قبل از هر انتخاباتی برنامههایی را در گزارش به مردم ارائه میکنند که در زمان تصدی مسئولیت، بخشی از آن بهدست فراموشی سپرده میشود. ازجمله مواردی که در این برنامهها بیشتر از بقیه خود را نشان میدهد، حمایت و پشتیبانی از انجمنهای مردم نهاد است. این سازمانها که با حضور افراد علاقهمند به یک حرفه یا شغل و یا یک حرکت فرهنگی-اجتماعی و بیشتر تخصصی شکل میگیرند، میتوانند مشارکت مردم را در زمینههای مختلف در سطح ملی و منطقهای و حتی بینالمللی جلب کنند. اما چرا از این ظرفیتهای نهفته در جامعه که پایههای آن بر دوش افراد علاقهمند و صاحب تجربه قرار دارد، استفاده لازم به عمل نمیآید؟ توصیه ما به دولتمردان در سطوح مختلف، حمایت و استفاده از کارکردهای مثبت اینگونه سازمانهاست؛ چراکه ظرفیتسازی برای مشارکت گسترده مردم در ساختار فرهنگی-اجتماعی، سیاسی و حتی اقتصادی کشور غیرقابل انکار است. اگر ارزشآفرینی سازمانهای مردمنهاد در کشورمان را با سایر کشورها مقایسه کنیم، به خوبی مشخص خواهد شد که استفاده ابزاری و مقطعی از این ظرفیتهای نهفته در مقاطع مختلف راهگشا نخواهد بود. بنابراین در این شماره از نشریه سعی شده نگاهی هرچند کوتاه به ساختار و تاثیر سازمانهای مردمنهاد در داخل و خارج کشور داشته باشیم. امیدواریم مسئولان دستاندرکار و تصمیمگیران کلان کشور به ظرفیتهای بالقوه این سازمانها به صورت جدیتر توجه کنند. به ویژه آنکه در منشور منتشرشده از سوی دولت یازدهم با عنوان منشور حقوق شهروندی، توجه خاصی به اهمیت سازمانهای مردمنهاد و نقش آنها در جلب مشارکت طبقههای مختلف مردم برای اداره امور کشور شده است.