محسن جلالپور / فعال اقتصادی
برای من که در خانوادهای تاجر به دنیا آمده و بزرگ شدهام و بیش از سه دهه از عمرم را در کسب وکار شخصی خودم صرف کردهام و بیش از دو دهه است که در اتاق بازرگانی با سرشناسترین اهالی کسب وکار سروکار دارم همواره این سوالها مطرح بوده است: چه رابطهای میان دین و ثروت وجود دارد؟ دین و کارآفرینی چه نسبتی دارند؟ چه نسبتی میان منافع فردی و تمایلات خداپرستانه وجود دارد؟ از این دست سوالها زیاد در ذهنم نقش بسته اما امروز بیشتر از هر زمانی معتقدم که عبادت و راز و نیاز با خداوند، چه به عنوان یک تمایل فردی و چه به عنوان یک رفتار جمعی، برای تاجران و کارآفرینان و اهالی کسب وکار بسیار اهمیت دارد. تحلیلگران اکونومیست معتقدند، کارآفرینان به طور میانگین در طول هفته بیشتر از بقیه مردم دعا میکنند و به خدایی شنوا اعتقاد دارند که به آنها علاقهمند و مهربان است چون اگر فرد بپذیرد که خداوند حامی اوست با خدا بیشتر صحبت میکند. علاوه بر این کارآفرینان طوری عبادت میکنند که تمایل آنها برای فعالیت تجاری بیشتر میشود. اکونومیست نوشته از هر ۱۰ کارآفرین ۹ نفر به یک دین اعتقاد دارند. دوسوم کارآفرینانی که اکونومیست از آنها نوشته، میگویند در وجود خداوند تردیدی ندارند. این یافتهها باعث حیرت و تعجب افرادی میشود که فکر میکنند اهالی کسب وکار افراد طمعکاری هستند که وقتی برای دین و مذهب صرف نمیکنند. مطالعهای که در سال 1383 درباره ۴۴ کارآفرین در بروکلین انجام شد نشان داد مذهبی بودن رابطه مثبتی با بلندنظری فردی و نوآوری دارد. براساس تحقیقی وسیع که در جامعه امریکا انجام شده، مشخص شد کارآفرینان بیش از دیگران در معرض نداشتن اطمینان و خطر قرار دارند و همین عامل باعث میشود بیشتر به دعا کردن روی آورند. حتی ممکن است نیاز به موفقیت در کسب و کاردرآمد باعث شود روحیه معنوی در کارآفرینان تقویت شود. از طرف دیگر اعتماد به نفس اهالی کسب وکار از باورهای دینی نشأت میگیرد. به عبارت دیگر اقتدار، جسارت، خودمختاری و فردگرایی کارآفرینان به رابطه شخصی و مستقیم با خداوند مربوط میشود. یافتههای اکونومیست حتی با غلظت بیشتر قابلیت تعمیم به کارآفرین ایرانی را دارد. چند مسجد و تکیه و خیریه را میشناسید که کارآفرین ایرانی در شکلگیریاش نقش نداشته باشد؟