حضور زنان در عرصههای مدیریتی از جمله موضوعاتی است که در سالهای گذشته مطرح شده و کارشناسان و دولتمردان بارها این موضوع را بررسی کردهاند. در سالهای گذشته با تغییرات اجتماعی و فرهنگی ایرانیان در عرصه کار زنان زیادی به حوزه کار و مدیریت وارد شدهاند.
با این حال این موضوع به گفته برخی کارشناسان هنوز آنطور که باید و شاید بررسی نشده و نیاز به برخی بازنگریها وجود دارد. «گسترش صنعت» در این گزارش به بررسی نقش زنان در سازمانها پرداخته و هودسا قزوینیان، مشاور سازمان مدیریت صنعتی در حوزه توسعه منابع انسانی، ارزیاب و مربی شایستگیهای شغلی و رهبری به برخی توضیحات پرداخته است. به گفته مشاور سازمان مدیریت صنعتی در حوزه توسعه منابع انسانی تا چند صباح گذشته تصور عموم این بود که تاثیرگذاری تغییراتی که در دنیای کسب و کار و فعالیتهای اقتصادی در مقیاس جهانی در حال شکلگیری است در محدوده مجلات مدیریتی بسته روی میز یا کتابهای خوشنام و خوشاقبال تافلر و گری همل و جان کاتر قابل پیشبینی و قابل مدیریت خواهد بود. شاید این فضای عمومی که نگاه به تغییرات چون تماشای گردبادی هولانگیز از راه دور فقط یک ماجراجویی سرگرمکننده حرفهای بدون نگرانی از خانه خرابی یا ریسک جدی برای بقاست، سالهای سال بر فضای مدیریت سازمانها و دانشکدههای مدیریت و کسب و کار ما سایه انداخته بود. با این حال با نزدیک شدن مصادیق تغییرات در زندگیهای روزمره مردم و مستقل شدن کسب و کارهای موفق از معیارهای گذشته موفقیت در ایران برای مثال ظهور کسب و کارهای موفق فناوری محور، تغییر بافت خردهفروشی در شهرهای بزرگ کشور و ظهور نوآوریهای به اصطلاح «مختلکننده» در بازار خدمات به نظر میرسد که جهت گردباد به سمت ما هم متمایل شده است. قزوینیان با اشاره به اینکه ادبیات رهبری در اقتصادهای پیشرفته در همین مقطع رو به گسترش نهاد به «گسترش صنعت» گفت: زمانی که دیگر آینده قابل پیشبینی در قالب برنامههای استراتژیک پنج ساله و یافتن مجریان همسو و بیباک برای تحقق این اهداف برای موفقیت جوابگو نبود تغییرات همهجانبه، مستمر و رنگ به رنگ محیط بیرونی کسب و کارها نشان از آن داشت که برنامهریزی با مفهوم شفاف کردن تمامی اقدامات اجرایی لازم برای واحدهای مختلف سازمانی و تعامل آن با مدیران و کارمندانی که لازم است بر اساس قرارداد مجری این اقدامات باشد مثل پیچ هرز شده از کارکرد خارج شد و درواقع مدیریت سازمانها به قوه تشخیص و پاسخگویی سریع در همه کرانههای تماس خود با محیط بیرونی پیوند یافت و تحقق استراتژیهای نوآوری و کسب سهم بازار با قابلیت شناخت، تعامل مستمر و تطابق ارگانیک با محیط گره خورد از همین رو پرداختن به مفهوم «رهبری» و پرورش قابلیتهایی که منجر به «رهبری» اثربخش در فضای متفاوت نوظهور میشدند بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت؛ قابلیتهایی که نسبت به مفاهیم پیشین تعریف شده برای«مدیران» گستردهتر، کیفیتر، ناملموستر و بیش از پیش متکی بر ظرفیتهای درک و تطابق «انسان» بود. وی با بیان اینکه پرورش قابلیتهای رهبری به نیازمندی جدید سازمانها و کارکردی حیاتی برای ادامه حیات آنها تبدیل شد که نتیجه آن تعریف مجموعهای از مفاهیم، رویکردها و ابزارها برای پرورش قابلیتهای رهبری در دامنه کارکردهای منابع انسانی شرکتهای پیشرو بوده، افزود: این امر بهتدریج به دیگر نهادهای اقتصادی و حتی نهادهای عمومی و دولتی نیز تسری یافته است.
استعدادهای رهبری و نقش زنان قزوینیان در ادامه گفت: از روشنترین مصادیق توجه رو به گسترش به پرورش قابلیتهای رهبری سازمانی در کشور، روزافزون شدن تعریف برنامههای طراحی و ارزیابی شایستگیهای رهبری و با اقبال روبهرو شدن برنامههای توسعه رهبری است. اگرچه این موضوع خود از اهمیت کافی برای بحث و بررسی برخوردار است اما آنچه هدف و موضوع اصلی است، نگاهی به نحوه اجرا و سمت و سوی آینده برنامههایی از این دست در جامعه فرداست. نگاهی به برنامههای توسعه رهبری سازمانهای ایرانی نشان از توجه رو به رشد به موضوع پرورش قابلیتهای رهبری و حرکت در مسیر توانمندسازی استعدادهای سازمانی برای برعهده گرفتن مسئولیتهای خطیر بقا و توسعه سازمان در آینده دارد اما سهم نیمی از جامعه مستعد و کوشای کشور در این برنامهها بسیار اندک است! این کارشناس منابع انسانی توضیح داد: بر اساس بررسیهای انجام شده در سازمان مدیریت صنعتی از مجموع حدود ۵ هزار مدیر ارزیابی شده در قالب کانونهای ارزیابی و توسعه مدیران در فاصله سالهای ۸۲ تا ۹۵ کمتر از ۱۰ درصد این تعداد را زنان تشکیل دادهاند و تعداد انگشتشماری از این افراد در نتیجه برنامههای توسعه تعریف شده، در ارتقای آینده سازمانی جزو گزینههای سرمایهگذاری برای توسعه یا ارتقا قرار گرفتهاند. قزوینیان با اشاره به آمارهای اشتغال وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی گفت: این آمار به ما نشان میدهد که زنان اگرچه در مجموع تنها ۱۴ درصد اشتغال در سال ۹۲ را به خود اختصاص دادهاند اما حدود ۴۱ درصد متخصصان کشور را تشکیل میدهند و از این میان تنها ۱۵ درصد به مشاغل عالی (مدیران، مقامات عالیرتبه و قانونگذاران) راه مییابند. مقایسه اولیه آمارها نشان میدهد که مردان شاغل در مشاغل تخصصی برای هدایت به سمت مشاغل عالیرتبه (شامل نهادها و سازمانهای دولتی و خصوصی) ۴ برابر زنان موقعیت رشد و ارتقا داشتهاند. این مقایسه با فرض برابری شایستگیهای تخصصی زنان که در احراز مشاغل تخصصی خود را نشان داده است مربوط به تلقی ما از شایستگیهای مدیریتی در احراز پستهای عالی سازمانهای دولتی و عمومی و همچنین سایر بخشهای اقتصادی است.
نقش زنان در جایگاه مدیریت قزوینیان افزود: تلقی معمول از شایستگیهای مدیریتی با ترکیب اقتدار مبتنی بر قدرت، قاطعیت و جدیت، رقابتجویی و تفوق طلبی و تا حدودی رفتار سیاسی و شبکهسازی، تصویری مردانه از«مدیر» و «مدیریت» ارائه میکند که نقشپذیری آن را برای بانوان و همچنین پذیرش اجتماعی تصدی مشاغلی از این دست توسط زنان دشوار میسازد. تصویر موجود از مدیران و رهبران مونث، بسیاری از زنان را به انتخابی تک گزینهای و سخت بین موفقیت شغلی یا ایفای مسئولیتهای خانوادگی و توجه به طبیعت خود وامیدارد. نمونههای موفقی از مدیران زن وجود دارد که تعادل تحسین برانگیزی بین نیازمندیهای وجودی خود، نقش بیبدیل خود در قوامبخشی خانواده و البته موفقیت در مشاغل مهم و تاثیرگذار ایجاد کردهاند اما دقیق شدن در مسیر زندگی این زنان نشان میدهد که دستاورد امروز با سختکوشی چند برابر در مقایسه با همتایان مرد و از خودگذشتگی فراوان همراه بوده که در صورت حمایت جامعه، اصلاح الگوهای پیشفرض مدیران همتا و متعادلسازی فرصتها و البته متناسبسازی فضای کار سازمانی میتوانست با هزینه کمتر و قابلیت تکرار بیشتر اتفاق بیفتد. مشاور سازمان مدیریت صنعتی در حوزه توسعه منابع انسانی توضیح داد: از سوی دیگر با نگاهی به پژوهشهای معتبر بینالمللی درباره شایستگیهای رهبری مورد انتظار برای رهبران امروز و آینده روشن است که ترکیب جدید شایستگیهای رهبری سازمانی هرچه بیشتر بر تعادل و یکپارچگی توانمندیها در راستای نیل به اهداف جامعهپذیر هر سازمان تاکید دارند. توجه به پیوند خوردن اهداف سازمان با سعادت جامعه و پررنگ شدن مسئولیتهای اجتماعی بنگاهها، اهمیت یافتن اخلاقمحوری، لزوم انعطافپذیری در مواجهه با تغییرات، برقراری روابط گشوده و امن، پررنگ شدن مهارتهای رفتاری نرم (شنود موثر، ارتباطات اثربخش، مذاکره، تاثیرگذاری و اقناع) در پیشبرد مسئولیتهای مدیران و همچنین تاکید رو به رشد به مربیگری رهبران در پرورش استعدادهای سازمانی، همگی در هماهنگی کامل با استعدادهای ذاتی مادرانه و زنانهاند؛ استعدادهایی که قرار است در برنامههای پرهزینه «پرورش استعدادهای رهبری» و «توانمندسازی مدیران» در انسانهای با گرایش بیشتر به اقتدار و رقابتجویی تقویت شود.