نیاز و زیرساخت توسعه صنعتی و فناورانه از رونق علم و دانش میگذرد. بیسبب نیست که قدرت و هژمون کشوری مانند امریکا را مرهون توسعه دانشگاههای آن میدانند. از اینرو، هر چقدر منابع انسانی پویا و علممحور در دانشگاهها تقویت شوند به دنبال آن میتوان به رونق صنعتی و فناورانه بیشتر دل بست.
به گزارش پایگاه خبری گسترش، این دیدگاهی است که به تازگی در قالب توسعه و ایجاد دانشگاههای نسل سوم و چهارم بیشتر بر آن تاکید میشود. دانشگاههای کارآفرین که دانشبنیانمحور بوده و تولید و ثروت خلق میکنند. به عبارتی، این نوع مراکز علمی ماموریتگرا هستند. از اینرو، میتوانند با جهتدهی علمی خاص نیروهایی توانمند برای توسعه و تولید صنعت و فناوری تربیت کنند. اما به راستی چقدر از این زیرساخت دانش در کشور ما فراهم است و چگونه میتوانیم از دریچه علم افق صنعتی روشنی را برای جامعه تصویر کنیم؟ به باور برات قبادیان، معاون آموزش، پژوهش و فناوری وزارت صنعت، معدن و تجارت موضوع دانشگاههای کارآفرین یا کارآفرینانه در دنیا رواج دارد. در کشور ما نیز پارکهای علمی و فناوری وجود دارد که برخی از آنها جزو دانشگاهها هستند. بنابراین رویکرد مشابه در این زمینه در حال گسترش است و در کشور ما نیز شتاب خوبی گرفته است. همچنین سیدعلی حسینی، رئیس مرکز امور هیات علمی وزارت بهداشت گفته است: دانشجویان مقاطع مختلف تحصیلی نباید به آموزش و یادگیری اکتفا کنند و باید مبتکر باشند و به سمت توسعه فناوری بروند و این نکات باید در دولت دوازدهم با همین جدیت تداوم پیدا کند و این محورهای مهمی است که باید مورد توجه قرارگیرد.شاید به همین دلیل باشد که رشد و توسعه رشتههای کاربردی دانشگاهی بیشتر مدنظر قرار گرفته است. از آن گذشته تلاش برای ارتباط بیشتر صنعت و دانشگاه از مواردی است که همواره مورد تاکید بوده است و گاه در قالب کارورزی دانشجویان در بطن صنعت و تولید نمود پیدا کرده است؛ اقدامی که میتواند مکمل توسعه دانشگاههای کارآفرین و نسل سوم باشد. محمدحسین امید، رئیس دانشگاه جامع علمی - کاربردی گفته است که اکنون ۸۰۰ رشته در دانشگاه جامع علمی - کاربردی کشور وجود دارد که قرار است این تعداد به ۲ هزار رشته برسد. این درحالی است که علیرضا ملاحزاده، عضو هیاتعلمی دانشکده مخابرات دانشگاه شاهد معتقد است که دانشگاههای ما فقط میتوانند یکسری تئوریسین تربیت کنند. خروجی اغلب پروژههای کارشناسی، ارشد و حتی دکترا در نهایت چند مقاله است که آن هم به دلیل ناتوانی در برقراری ارتباط مناسب با صنعت در عمل کاری از پیش نمیبرد. وی میگوید: در بسیاری از دانشگاههای معتبر جهان قبل از وارد شدن دانشجو به مقطع ارشد و دکترا موضوع پایاننامه بخشی از یک پروژه بزرگ تعریف شده از طرف صنعت است. حال آنکه چنین روند مهمی در دانشگاههای ما آن هم بهواسطه ارتباط نامناسب بین صنعت و دانشگاه موضوعیت ندارد و بسیار از وقت استاد و دانشجو صرف تعریف موضوع پایاننامه میشود. این استاد دانشگاه به ایسنا گفته است دروس دانشگاهی و آزمایشگاهی باید به نحوی تدوین شوند که دانشجو را با فعالیتهای عملی صنعتی آشنا کنند. اگر دانشگاه نتواند ارتباط مناسب را با صنعت برقرار کند در عمل از نیازهای روز صنعت غافل میشود و در نهایت نمیتواند نیروی متخصص و آموزشدیده مناسب فعالیتهای صنعتی را پرورش دهد.سخنان این کارشناس دانشگاهی آن نکته را به ذهن میرساند که نخستین گام برای توسعه دانشگاههای نسل سوم کاربردی کردن معلومات است. به نظر میرسد که ایجاد پارکهای علم و فناوری و شهرهای دانش بتواند این پیشنیاز را محقق کند. محوطههایی که در اطراف دانشگاهها شکل میگیرند تا دانشجو خود را بروز دهد. این نقطه عطفی برای مراکز علمی و آموزشی است. میثم موسایی، استاد دانشگاه تهران در این زمینه گفت: ایجاد مراکز رشد و فناوری در کنار مراکز صنعتی یا دانشگاهی موثر است. البته اگر در سازوگار و محتوای اجرا و ایجاد آنها به درستی عمل شود، میتوان انتظار داشت که زمینه اشتغالزایی و توسعه بازار کار را فراهم کنند. به علاوه اینکه بر ترویج فرهنگ فناوری و کارآفرینی تاثیر زیادی خواهند داشت.داود فدایی، استاد دانشگاه امیرکبیر نیز میگوید: برای شکلگیری نوآوری و خلاقیت و کاربردی شدن علم به دانشگاههای کارآفرین و نسل سوم نیاز داریم تا بتوانیم فرهنگ نوآوری را در جامعه ایجاد کنیم. فرض بگیریم که منابع انسانی دانشگاهی صاحب ایده و خلاقیت است. از اینرو، باید در قالب دروس کاربردی جهتدهی شوند یا در بخش صنعتی مشغول فعالیت باشند. این دو راهکاری است که میتوان از قبل آن به رشد و توسعه دانشگاههای کارآفرین خوشبین بود. مهرداد سیفعلی، مدرس دانشگاه در این زمینه پیشنهاد میدهد که باید الگویی برای دانشگاههای فنی و صنعتی اجرا شود. این دانشگاهها مستقیم به بخش صنعت متصل شوند؛ مشابه وزارت بهداشت که تمامی دانشجویان آن از ترم۳ و ۴ به بعد در داخل بیمارستان و صنعت مورد نیاز خود فعالیت میکنند. بنابراین، دانشجوی صنعتی و فنی نیز باید در صنعت ویژه خود فعالیت کند نه اینکه تا مقطع دکترا در دانشگاه علوم نظری بخواند و سپس به عنوان مشاور در یک واحد صنعتی وارد شود که آن هم مورد قبول قرار نگیرد. به نظر میرسد این الگوی خوبی برای توسعه و ایجاد دانشگاههای نسل سوم است به این معنی که علوم در دانشگاهها در عین کاربردی شدن حوزهبندی شوند و هر رشته تخصصی متصل به یک بخش از صنعت شود. در قالب این الگو میتوان انتظار داشت که دانشگاه کارآفرین سریعتر محقق شود. نکته دیگری که باید توجه کنیم این است که بیشتر خلاقیتها و فناوریهای نرمافزاری و سختافزاری از دل دانشگاهها سرچشمه میگیرد و پس از آن منتشر میشوند. حال اگر درنظر بگیریم که هر بخش صنعتی بتواند مدرسهای جدید برای دانشجویان باشد قدرت نوآوری بهطور قطع بیشتر میشود. باید بتوانیم تا جایی که ممکن است قدرت نخبگان را در داخل کشور حفظ کنیم و برای این هدف راهی جز توانمند کردن دانشگاهها در قالب کارآفرین و نسل سوم نداریم. مشابه بسیاری از کشورهای جهان؛ آن زمان است که دیگر آشتی صنعت و دانشگاه معادله مجهولی نخواهد بود.