|

بازارهای مالی نیاز به یک نهاد تنظیم‌گر دارند

فهرست محتوا

بازار سرمایه ایران چندسالی بود که روند پرافت و خیز زیادی را تجربه می‌کرد و با هیجانات بسیاری مواجه بود، به‌طوری‌که این موضوع ریسک این بازار را به شدت افزایش داد و ورود سرمایه‌گذاران را به این بازار با تردید مواجه می‌کرد.

به گزارش پایگاه خبری گسترش، روزنامه گسترش تجارت نوشت: اما به‌تدریج، این فضا جای خود را به یک روند باثبات داد و رکود نسبی که ناشی از بی‌رونقی اقتصاد است، براین بازار حاکم شد؛ موضوعی که خود عاملی برای ایجاد مشکلات این بازار و نگرانی فعالان بازار سرمایه شده است. با توجه به اقدامات انجام شده در حوزه اقتصادی کشور در مدت اخیر، برخی از تحلیلگران بورسی روزهای بهتری را برای این بازار تصور می‌کنند و امیدوارند امسال وضعیت کلی بورس بهبود یابد و بورس کشورمان از این بی‌تحرکی خارج شده و نگرانی فعالان بازار سرمایه از بین برود. اما در این بین پیشنهادهایی مطرح می‌شود تا با توجه به عوامل اثرگذار بر بازار سرمایه، روند بهبود بورس تسریع و هرچه زودتر این بازار به رونق مناسبی که انتظار فعالان این بخش است برسد. جواد عشقی‌نژاد، مدیرعامل و نایب رئیس هیات‌مدیره شرکت سرمایه‌گذاری و خدمات مدیریت صندوق بازنشستگی کشوری و از کارشناسان ارشد بازارسرمایه دراین رابطه معتقد است: برخی از عوامل بیرونی بازار سرمایه که گاه عاملی بازدارنده برای رشد مطلوب این بازار به شمار می‌آید موضوعی است که باید به آن توجه و برای اصلاح آن اقدام گردد. وی با توجه به نزدیکی ۳ بازار پول، بورس و بیمه با یکدیگر معتقد است، به جز سایر عوامل اثرگذار بر این بازارها، برخی تصمیمات که دراین بازارها اتخاذ می‌شود می‌تواند بربازار دیگر تاثیر مثبت یا منفی داشته باشد که برای رفع این مشکل و تنظیم و ایجاد هماهنگی این بازارها، جای یک نهاد تنظیم‌کننده در این بخش خالی است. بدون تردید ایجاد یک نهاد تنظیم‌کننده می‌تواند گامی مثبت در جهت بهبود بازارهای مهم اقتصادی کشور باشد و زمینه رشد بازار سرمایه را فراهم کند. مشروح این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید: اوضاع بازار سرمایه را در سال‌های گذشته چگونه ارزیابی می‌کنید؟ بازار سرمایه مانند هر بازار دیگری؛ تابعی از عرضه و تقاضاست. با در نظرگرفتن این موضوع و با نگاهی به وضعیت این بازار در ۸سال گذشته باید تاکید کنم که باتوجه به تغییرات نرخ ارز و اتفاقاتی که در سال‌های ۹۱ و ۹۲ در اقتصاد ایران افتاد و با توجه به سیاست‌هایی که در آن دوران اعمال شد طبیعی بود که بخشی از این شرایط به بازار سرمایه نیز تحمیل شود، به‌طوری که تغییر نرخ ارز سبب شد تا نرخ محصولات تغییر و این موضوع در نهایت در مقاطعی تاثیرش را بر( ای‌پی‌اس) شرکت‌ها بگذارد و این زمینه را ایجاد کند تا شاخص بورس از کانال ۳۰هزار واحدی وارد کانال ۸۰هزار تایی شود. اما این رویه چندان ادامه نیافت و در ایام پایانی سال ۹۲ بازار به‌طور کامل، بازگشت و شروع به ریزش کرد و همین شرایط سبب شد تا بازار سرمایه رشد مناسبی را در این سال‌ها تجربه نکند. وضعیت فعلی بازار سرمایه را چگونه می‌بینید؟ بازار سرمایه در ایران بسیار کوچک و نوپاست و هنوز از بسیاری ابزارهایی که دراین بازار وجود دارد استفاده مطلوب نشده و آنهایی هم که مورد استفاده قرار گرفته هنوز آنطور که باید توسعه پیدا نکرده است. باید تاکید کنم اقتصاد کشور، یک اقتصاد بانک‌محور به شمار می‌آید و از ظرفیت‌های بازار سرمایه در تامین مالی بخش‌های اقتصادی بسیار کم استفاده شده است. این شرایط در حالی است که سهم این بازار نسبت به حجم بالای نقدینگی که در کشور وجود دارد بسیار کم است. در گذشته روند به این صورت بود که تا چند شرکت حقوقی بزرگ وارد بازار سرمایه نمی‌شد، تقاضا در بازار شکل نمی‌گرفت و رشد ایجاد نمی‌شد، اما الان با سرمایه‌گذاری‌های خرد و ورود شرکت‌های حقیقی کوچک هم می‌توان انتظار رشد را در بازار سرمایه داشت. این موضوع یک پیام مثبت دارد مبنی بر اینکه سرمایه‌گذاران بازار سرمایه، انتظارشان این است که یک روند روبه رشد و آرام در انتظار این بازار است و با اطمینان بیشتری می‌توانند وارد این بازار شوند. بدون تردید، وضعیت این بازار، نتیجه آرامش و ثبات اقتصادی است که در کشور حاکم است و قابلیت حرکت به سمت رشد و افزایش فروش را خواهد داشت. براساس چه فاکتورهایی پیش‌بینی می‌کنید بازار سرمایه رشد مناسبی در آینده داشته باشد؟ وضعیت بازار سرمایه ناشی از شرایط موجود در کشور است. بنابراین در شرایطی که تحریم‌ها تعلیق شده و مسیر بازارهای صادراتی برای صادرکنندگان هموار شده، در شرایطی که دیگر خبری از هزینه‌های گزاف و بیش از ۱۰درصدی عملیات صرافی‌ها وجود ندارد و نگرانی از بابت ریسک جابه‌جایی پول نیست و اینکه حاشیه سود شرکت‌های بورسی بالا رفته و هزینه تمام‌شده‌شان پایین آمده و سایر مولفه‌های دیگر، چرا نباید انتظار داشت که بورس رشد کند و سرمایه‌گذاران راغب به سرمایه‌گذاری دراین بازار باشند؟ به‌طور حتم تمامی این شرایط سبب خواهد شد بازار سرمایه از وضعیت مناسبی برخوردار باشد و رشد مناسبی را در آینده تجربه کند. ضمن اینکه در ساعات اولیه اعلام نتایج انتخابات دولت دوازدهم، شاهد این موضوع بودیم که بازار سرمایه رشد مناسبی را تجربه کرد که این موضوع را می‌توان پیامی دانست برای این مهم که بازار سرمایه نیز می‌تواند رشد کند و از وضعیت مناسبی برخوردار باشد. درحال‌حاضر روی برخی از سهم‌ها، انتظار رشد وجود دارد و اگر بازار با همین شرایط پیش برود و عوامل اثرگذار و اتخاذ برخی تصمیمات براین بازار اثر منفی نداشته باشند، می‌توان امیدوار بود در پایان سال ۹۶ و در شرایط ایده‌آل‌تر و در ادامه آن تا سال آینده این رشد ادامه یابد و آینده روشنی در انتظار بازار سرمایه باشد. برخی از فعالان بازار سرمایه معتقدند رشد پایدار بورس منوط به تعاملات بیشتر بازار پول و بازار سرمایه است، اینکه تصمیماتی که گرفته می‌شود همچون تعیین نرخ سود بانک‌ها، با لحاظ کردن تمامی شرایط و فاکتورهایی باشد که در این بازار وجود دارد. نظر شما در این زمینه چیست؟ اقتصاد، ترکیبی از همه این ارکان است. بدون تردید اقتصاد بدون بازار سرمایه، بانک و بیمه نمی‌تواند رشد کند. اما در هر جامعه‌ای هر یک از این ارکان سهمی در اقتصاد دارند. درایران سهم بانک‌ها خیلی بیشتر از دو بخش دیگر است، درحالی که در کشورهای توسعه یافته بیش از ۷۰درصد از مردم سهامدار بازارهای سرمایه هستند و بازار سرمایه نقش کلیدی در تامین مالی طرح‌ها و پروژه‌های اقتصادی‌شان دارد اما در کشور ما سهم بازار سرمایه همچنان کمتر از ۱۰درصد است. به نظر می‌رسد که همه مردم جامعه باید با الگویی کاملا مشخص، در این بازار سهیم باشند، اما این درحالی است که درصد زیادی از مردم به دلیل یک شناخت سنتی، فقط بازار پول را قبول دارند. این موضوع باید جا بیفتد که همه این بازارها جزو ارکان اقتصاد به شمار می‌روند و زمانی اقتصادی پویا و کارآمد خواهد بود که تک‌تک این اجزا به موقع و جای خودشان فعالیت‌شان را انجام دهند. در کشورهای دیگر وقتی قرار می‌شود فدرال رزرو نرخ بهره را تعیین کند، همه ابعاد اقتصادی لحاظ می‌شود و با توجه به آن نرخ بهره اصلاح می‌شود، اما این موضوع در کشور ما چندان مورد توجه نیست و به آن اهمیت داده نمی‌شود. به‌طوری که بانک مرکزی نرخ سود بانک‌ها را تعیین می‌کند بدون اینکه توجه داشته باشد چه تاثیری ممکن است بر سایر شاخص‌ها و بازارها داشته باشد. دراین بین برای اینکه تعامل بیشتری بین این۳ بازار به ویژه بازار پول و سرمایه ایجاد شود، لازم است که یک نهاد بالاتر بر این ۳ بازار نظارت داشته باشد. شاید هر یک از این ۳بازار، نماینده و ناظری داشته باشند و بالاتر از همه آنها وزارت اقتصاد بر آنها نظارت کند، اما جای نهادی که محور و منشایی برای تنظیم این ۳ بازار بایکدیگر باشد درحال‌حاضر خالی است و به شدت احساس می‌شود. به نظر شما چه نهادی درحال‌حاضر می‌تواند تنظیم‌کننده این ۳ بازار باشد؟ در بازار پولی کشور شرایط به گونه‌ای است که وقتی تصمیمی گرفته می‌شود مبنی براینکه سیاست انقباضی یا انبساطی اجرا شود یا نرخ سود کاهش یا افزایش یابد، بررسی‌های کافی انجام نمی‌شود که این اقدامات چه تاثیری می‌تواند بر بازارهای دیگر داشته باشد. برخی از این تصمیمات ممکن است باعث شود پول‌ها در بانک‌ها بلوکه شود یا وارد بازار دیگری شود. اگر پول‌ها بخواهد از بانک‌ها خارج شود، درحال‌حاضر بازار موازی یا هدایت شده‌ای وجود ندارد که آماده پذیرش این پول‌ها باشد یا ابزار مناسب برای این کار وجود ندارد که در بخشی به کار آید، از همه مهم‌تر ممکن است ریسک موجود دراین بازارها عامل بازدارنده‌ای برای ورود سرمایه‌ها به شمار رود. بنابراین با توجه به خلأ نهاد تنظیم‌کننده این بازارها، متوجه این موضوع می‌شویم که به عنوان نمونه زمانی که بازار پول تصمیمی درباره نرخ سود می‌گیرد، ممکن است این‌گونه تصمیمات حتی تا نرخ اجاره بها نیز تاثیر خود را بگذارد، چه برسد به بازار سرمایه. به این ترتیب با تصمیم اخیر بانک مرکزی مبنی بر کاهش نرخ سود بانکی، بانک‌ها در یک رقابت منفی تلاش کرده‌اند تا با ایجاد صندوق‌های سرمایه‌گذاری؛ اقدام به جذب منابع با سودهای بالاتر کنند که این آسیب جدی به بازار سرمایه زد. از این‌رو می‌توان گفت تصمیماتی که در سایر بازارها گرفته می‌شود از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. دراین بین برای ساماندهی این بخش و بهبود شرایط هریک ازاین بازارها، باید یک نهاد تنظیم‌کننده اقتصادی که جایگاهش در وزارت اقتصاد و کنار این وزارتخانه باشد، داشته باشیم تا عملیات تنظیم این چند بازار را با یکدیگر برعهده بگیرد. اما به نظر می‌رسد با توجه به بزرگ شدن بازارها و سنگین شدن وظایف این بازارها، باید نهادی به جز وزارت اقتصاد این بازارها را مدیریت کند که به نظر بنده جایگاه این تنظیم‌کننده باید در نهاد برنامه‌ریزی- مدیریتی قرار گیرد و سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی می‌تواند این کار ر ا به طور مطلوبی انجام دهد. بنابراین پیشنهاد بنده این است که این وظیفه از سوی این نهاد انجام شود و این نهاد یکی از بهترین گزینه‌ها می‌تواند برای این مهم باشد. یک نهاد باید نقش تنظیم‌کننده اقتصادی را داشته باشد و بتواند تمامی جوانب را در بازارها در نظر بگیرد و براساس آن تصمیم‌گیری‌های کلان‌تر انجام شود. باید این تنظیم‌کننده به گونه‌ای رفتار کند تا مشکلات و مسائلی که در یکی از بازارها وجود دارد، بر بازار دیگر تاثیر نگذارد. به جز تعیین نرخ سود می‌توان به موضوع وجود موسسات مالی غیرمجاز نیز اشاره کرد که نه‌تنها به‌عنوان یک معضل بزرگ در بازارپولی کشور مطرح است، بلکه باعث شده بازار سرمایه نیز ازاین موضوع تاثیر منفی بگیرد و بخشی از سرمایه‌ها نیز وارد این بازارها شود. با توجه به تمام آنچه گفته شد، انتظار فعالان بازار سرمایه از دولت دوازدهم چیست؟ دولت یازدهم اقدامات زیادی را در حوزه‌های اقتصادی انجام داد اما باید بگویم که دولت کمترین جایی که در این ۴سال به آن توجه کرد بازار سرمایه بود. حال باتوجه به اینکه دولت آقای روحانی، بار دیگر بر مسند ریاست‌جمهوری نشسته، توقعاتی وجود دارد که انتظار می‌رود در ۴سال آینده به آن توجه شود که به نظر می‌رسد بیشتر این خواسته‌ها از جنس اقتصادی است و از سوی فعالان بخش‌های مختلف عنوان می‌شود. خواسته بیشتر مردم جامعه و فعالان اقتصادی بهبود شرایط اقتصادی، رونق کسب‌وکارها، ایجاد شغل و گردش نقدینگی در جامعه است، اما در بین خواسته‌هایی که مطرح می‌شود، موضوعی که چندان به آن توجه نمی‌شود، انتخاب و انتصاب افراد متخصص و کارآمد دربخش‌های مختلف است؛ مدیرانی که بتوانند عملکرد مطلوبی در حوزه فعالیت‌شان به جای بگذارند که جا دارد به این موضوع توجه ویژه‌ای شود. در کنار این موضوع لازم است برخی از قوانین و بخشنامه‌ها، اصلاح شود و بستری برای توسعه بازار سرمایه نیز فراهم گردد. به‌طور حتم اگر بازار سرمایه توسعه یابد، این امر می‌تواند این زمینه را ایجاد کند تا افراد زیادی وارد بازار سرمایه شوند و بخش‌های مختلف اقتصاد از طریق بازار سرمایه تامین مالی شوند.

بازارهای مالی نیاز به یک نهاد تنظیم‌گر دارند
کد خبر: ۵۶۵۰
۰۸ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۲:۵۹
ارسال نظر
captcha

آخرین اخبار