زهره محسنیشاد /روزنامهنگار
زمانی که بحث ادغام مطرح میشود، آن هم در حوزه بانکی، به دلیل حساسیتهایی که این حوزه با خود همراه دارد، نخستین موضوعی که در اذهان عمومی ایجاد میشود این است که بانکها دچار ورشکستگی و مشکل شدهاند و بانک مرکزی درصدد است تا بتواند با ادغام برخی بانکها با یکدیگر، مشکلات شبکه بانکی را رفع کند.البته این ذهنیت زمانی بیشتر شد که اخباری مبنی بر ورشکستگی برخی از بانکهای کشور مطرح و در فضای مجازی دست بهدست چرخید و بر نگرانی مردم و سپردهگذاران بانکها دامن زد. اما به واقع بحث ادغام به این شکل که مطرح میشود نیست. هرچند که وجود برخی مشکلات و خلأها در نظام بانکی کشور را نمیتوان نادیده گرفت اما به طور قطع بحث ادغام به این صورت که مطرح میشود، نیست. بازار پولی کشور در سالهای گذشته درحالی با تعداد زیادی بانک و موسسههای مالی و شعب آنها مواجه بوده که به گفته کارشناسان، اقتصاد ایران ظرفیت این تعداد بانک و شعبه بانکی را ندارد؛ بانکهایی که فعالیت مشابه با یکدیگر دارند و نمیتوان در خدماتی که ارائه میدهند، برتری خاصی را نسبت به بانک دیگر برایشان قائل شد. ضمن اینکه باوجود تعداد بالای بانکهای کشور، انتقادات به نظام بانکی از سوی فعالان اقتصادی نیز همچنان پابرجاست. به هرحال آنچه مسلم است اینکه هرچه بازار پولی کشور گستردهتر شود، به همان اندازه نظارت بر عملکرد بانکها سختتر، هزینههای بانکها و نرخ تمامشده پول در این بخش بالاتر و کارآییشان کمتر خواهد شد و این شرایط مناسبی نیست که شبکه بانکی کشور با آن مواجه باشد. به این ترتیب، از بحث ادغام میتوان این انتظار را داشت که صرفهجویی قابل توجهی برای بانکها ایجاد شود و به تبع آن هزینه تامین مالی به عنوان یکی از مشکلات فعالان اقتصادی نیز کاهش یابد، ضمن اینکه بحث نظارت بر عملکرد بانکها با شرایط بسیار مطلوبتری انجام شود. دستاورد دیگری که از بحث ادغام بانکها میتواند حاصل شود، تولد یک بانک قویتر و کارآمدتر است که بتواند با یک سرمایه و دارایی مطلوب و یک مدیریت درست، در بخش اقتصاد به شکل مناسبی ظاهر شود، ضمن اینکه دراجرای این طرح انتظار میرود ساختار نظام بانکی به گونهای تغییر کند که بتواند خود را به استانداردهای بینالمللی نزدیکتر کند و تمامی اینها یعنی قدرت رقابت بهتر در نظام بانکی و اثرگذاری بهتر در اقتصاد کشور.