محمد فاضلی / جامعهشناس
محمود بهمنی، رییس بانک مرکزی در دوران محمود احمدینژاد که یکی از شومترین میراثها برای اقتصاد ایران را به جاگذاشت در نطق خود در مجلس شورای اسلامی به تاریخ 19/2/1396 را گفته است.«کاهش تورم ناشی از نبود تقاضا،رکود و بیکاری است و رشد اقتصادی ناشی از خام فروشی نفت است» اینکه یک کارگزار سیاسی-اقتصادی بسیار ناموفق و مقصر در پیدایش برخی از مهمترین مشکلات نظام بانکی و اقتصاد ایران بتواند اینگونه سخن بگوید و طلبکارانه مدعی شود، بیش از آنکه به روحیه و اخلاق فردی افراد بازگردد، برآمده از مشکلاتی در ساختار سیاسی است که افراد را در مقابل کردارهایشان پاسخگو و مسئول نمیسازد. افراد در چنین ساختاری چنان سخن میگویند که گویی تاریخی وجود ندارد و خود هیچ سهمی در پیدایش مشکلات نداشتهاند. نمونههای این رفتار را شما بسیار دیدهاید و در همه عرصهها از محیطزیست گرفته تا اقتصاد و سیاست خارجی شاهد چنین آدمهایی هستید. محمود بهمنی فقط یک نمونه است. محمود بهمنی منتقدانه درباره مشکلات نظام بانکی سخن میگوید و اقتصاد کلان را نقد میکند و هرگز نشانی از آنکه وی خود سکاندار این دستگاه بوده در کلامش نمیبینید. این ساختار است که مسئولان را اینگونه در قبال تصمیمها و کردارهای گذشتهشان بیمسئولیت میسازد. کشور ما از لحاظ ذخایر نفت سومین کشور دنیا، در حوزه ذخایر گاز دومین کشور دنیا و در مجموع رتبه اول را در جهان داراست اما چرا چنین شرایطی داریم؟ ما کشور فقیری نیستیم که دارای مشکلات اقتصادی باشیم، مشکل امروز کشور، بحران مدیریت است که مدیریتی بحرانزا داریم و از نیروها و ظرفیتها به درستی استفاده نمیشود، همچنین امروز هر کسی جای خود ننشسته در حالی که یکی از اصول قرآنی عدل، قرار گرفتن هر چیز در جای خود است بنابراین باید چینش مدیران هرچه سریعتر اصلاح شود. ما برای محاسبه نرخ تورم شاخص 389 قلم کالا را محاسبه و با ضرایبی که دارند اعلام میکنیم و میگوییم نرخ تورم یک رقمی است؛ بله وقتی نرخ رشد مسکن که موتور محرکه اقتصاد است منفی 9/14 و صنعت کمتر از 5/0درصد است میخواهیم تورم به این شکل نباشد. امروز بخش بزرگی از کاهش نرخ تورم ناشی از رکود، نبود تقاضا، ناتوانی خرید مردم و بیکاری است که اگر میگوییم رشد اقتصادی 6/11 درصد است به طور حتم میدانیم 7/9 درصد آن حاصل خامفروشی نفت و تنها 9/1 درصد نرخ رشد اقتصادی کشور در سال گذشته بوده از اینرو باید زیرساختهای خود را اصلاح کرده و بهرهوری را بالا برده و رشد اقتصادی را در همه بخشها افزایش دهیم و تنها در صادرات نفت خام نباشد. اگر مشکل بانکها حل نشود وضع تولید، رکود و تورم بهبود نمییابد ضمن اینکه با انتقاد و حمله به بانکها مشکلی حل نمیشود. امروز راهکارهای خوبی داریم ولی باید در کنار آن گوش شنوا نیز وجود داشته باشد. وزیر اقتصاد دو ماه قبل اعلام کرد که دولت و شرکتهای دولتی 700 هزار میلیارد تومان به بانک مرکزی بدهکار است. منابع بانکها در مطالبات معوق و بدهیهای دولت قفل شده که باید تکلیف این بدهیها روشن شود چراکه منابعی باقی نمیماند که به بخش خصوصی و تولید داده شود. دولت امروز متجاوز از 104 هزار میلیارد تومان به سیستم بانکها بدهکار است که نه سود و نه جریمه آن را نمیدهد در حالی که بانکی که حسابش بدهکار میشود باید 34 درصد جریمه به بانک مرکزی بدهد که البته پول آن را ندارد بنابراین باید تدبیری اندیشیده شود. امروز متجاوز از 500 هزار میلیارد تومان طرحهای نیمهکاره رها شده که بازدهی آن صفر است و باید فکری برای آن کرد ضمن اینکه امسال اشتغال سالانه کشور یک میلیون و 250 هزار نفر افزایش مییابد که 700 هزار نفر آن به بیکاری اضافه شده که اگر ادامه یابد در 10 سال دیگر بیش از 5 میلیون بیکار داریم. هیچکس از محمود بهمنی نمیپرسد وقتی شما مسئول سامان دادن همه این امور بودید چه کردید؟ و هزینه کاستیها و خطاهای خود را چگونه پرداختید؟ آیا به نظر شما محمود بهمنی با ورود به مجلس بابت همه قصور و تقصیرهایش پاداش نگرفته است؟