در شورای راهبردی اقتصادی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی که اوایل هفته به ریاست علی ربیعی وزیر و با حضور معاونان و مشاوران این وزارتخانه، مدیران عامل ۴ صندوق بازنشستگی و مدیران عامل ۲۰ هلدینگ تخصصی و ۲۰ بنگاه بزرگ وابسته به این هلدینگها برگزار شد،راهبردهای صندوقهای تأمین اجتماعی، بازنشستگی کشوری، حمایت و بازنشستگی کارکنان فولاد و صندوق بیمه اجتماعی روستائیان، کشاورزان و عشایر در ۳ محور اصلی خروج از بنگاهداری، شفافیت کامل و بینالمللی، اعلام شد.
به گزارش پایگاه خبری گسترش، روزنامه صمت نوشت: به گفته ربیعی این برنامه راهبردی بهزودی برای هیات وزیران و ستاد اقتصاد مقاومتی ارسال میشود. در این میان صاحبنظران اقتصادی معتقدند به زودی صندوقهای بازنشستگی یکی از بحرانهای پیش روی اقتصاد کشور خواهند بود و مدت زیادی است که جریان نقدی ورودی صندوقهای بازنشستگی از جریان نقدینگی خروجی آنها بیشتر شده است؛ آن هم به این دلیل که این صندوقها به درستی اداره نشدهاند، البته نه به این معنا که مدیر شایستهای ندارند، بلکه استراتژیهای درستی نداشتهاند. به طور کلی بازدهی داراییهای این صندوقها از سطح اقتصاد کشور پایینتر بوده است. از این رو به نظر میرسد این اقدام وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی گامی مثبت در راستای ساماندهی این صندوقها و رساندن به بازدهی حداکثری باشد، چرا که هر تصمیمی در اینباره بیشتر متوجه بازنشستگان بهعنوان اصلیترین ذینفعان این صندوقها میشود. بحران جدی اقتصادی بحران بازنشستگی از بحرانهای جدی اقتصادی کشور است بهویژه اینکه در حوزه تصمیمهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تصمیمهای درستی گرفته نشده است. در همین رابطه مجلس شورای اسلامی در تلاش است سن بازنشستگی بانوان را کاهش دهد، در حالی که در دنیا برای کاهش این بحران سن بازنشستگی را افزایش میدهند. به این شکل که مدت زمانی که شخص از محل بازنشستگی تامین معاش میکند کمتر شود. همانطور که به نظر میرسد، تصمیمگیران نیز به احتمال به این نتیجه رسیدهاند که باید سن بازنشستگی را قدری افزایش دهند. به گفته کارشناسان اقتصادی چند اتفاق در این حوزه رخ داده است. یکی اینکه صندوقهای بازنشستگی کشور بهعنوان یک بنگاه مالی اداره نمیشدند، بلکه به عنوان یک هلدینگ که در حال بنگاهداری و شرکتداری هستند اداره میشدند و چون در حوزه آن صنعت تمرکز نداشتند در نتیجه بازدهیشان در صنایع مختلف بسیار اندک بوده است.آنها معتقدند بسیاری از صندوقهای بازنشستگی، شرکتهای بسیار پراکندهای دارند و تمرکز صنعتی خاصی وجود ندارد و به عنوان یک نهاد مالی و سرمایهگذاری عمل نکردهاند. درحالیکه صندوقهای بازنشستگی در دنیا به عنوان یک نهاد مالی و سرمایهگذاری فعالیت میکنند.به نظر فعالان اقتصادی مشکل دیگر این صندوقها این است که در حوزه بنگاهداری هم به سمت تمرکز نرفتند و در عمل بازدهیهای پایینی دارند. مسئله دیگر اینکه بنگاههایی که از سوی دولت به این صندوقها واگذار شده است، در عمل بنگاههای سوددهی نبوده و گاه دولتها در رد دیونها، بنگاههایی با عملکرد پایین را به این صندوقها واگذار کردهاند. براین اساس، مجموعهای از عوامل در کنار هم باعث شدهاند صندوقهای بازنشستگی به سمت ضعیف شدن پیش روند.به گفته کارشناسان بازارسرمایه، از آنجا که بازار درحالحاضر منتظر اخبار جدیتری است، به نظر میرسد در کوتاه مدت انعکاس این خبر در بازارسرمایه خیلی اثرگذار نباشد، اما به محض اینکه آییننامه چگونگی واگذاری این بنگاهها صادر شود آن وقت میتوان شاهد اثرگذاری این شرکتها در بورس بود. اگر این شرکتها مجبور به فروش سهام در بورس شوند، در آن صورت میتوان منتظر آثار منفی در بازار بود. از سوی دیگر در بلند مدت اگر منجر به این شود که این شرکتها سهام بورسی خود را در بازار سرمایه تقویت کنند و به سمت خرید داراییهای کمریسکتر در بازارسرمایه بروند، به طور قطع این موضوع میتواند به نفع بازار سرمایه هم باشد. واگذاری بنگاهها و تاثیر در بازارسرمایه کاظم دوستحسینی فعال اقتصادی و استاد دانشگاه دراینباره گفت: به طور معمول واگذاری سهام سهامدان عمده یا نهادی حجم فروش سهام را در بازار بورس بیشتر میکند، هرچند سهمی که واگذار میشود به صورت بلوکی است و به شکل خُرد نیست و معمولا با نرخ بهتری هم عرضه میشود. واگذاری به صورت خُرد هم به ضرر صندوقهای سرمایهگذاری و هم بازاربورس است. به نظر میرسد با توجه به این مسئله تاثیر زیادی در بازارسرمایه نداشته باشد. او افزود: از سوی دیگر در راستای راهکاری که دولت برای کوچک شدن تصدی خود درنظر گرفته است به نظر میرسد این واگذاری در ادامه همان سیاست باشد. در عمل باتوجه به اینکه صندوقهای بازنشستگی خصوصی هستند نمیتوان پیشبینی کرد واگذاری سهام به طور حتم به صورت بلوکی خواهد بود و با نرخ بهتری از نرخ تابلو عرضه میشود؛ به نظر میرسد بازارسرمایه کشور بیشتر تحت تاثیر سهامهای جزء خرید و فروش میشود. این کارشناس بازارسرمایه با بیان اینکه، اگر با عرضه این بنگاهها صف فروش ایجاد شود بازار تحتتاثیر قرار میگیرد، تاکید کرد: به نظر میرسد سهامداران این بنگاهها بیشتر سهامداران عمده باشند بنابراین اگر به شکل غیربلوکی عرضهها اتفاق بیفتد بازارسرمایه را تحت تاثیر قرار خواهد داد. به گفته دوستحسینی ایرادی که وارد است اینکه، چرا به صندوقهای بازنشستگی تکلیف شود که بنگاهها را واگذار کنند، این صندوقها خودشان باید در چارچوب مقررات بهترین ظرفیتهای سرمایهگذاری را پیدا کنند و نیاز نیست از سوی وزارتخانه به آنها تکلیف شود. هرچند تا این لحظه مدیریت این بنگاهها بیشتر دولتی و نیمهدولتی بوده اما به نظر میرسد این راهکار که به واسطه یک حکم دولتی و وزارتی این صندوقها را مکلف به واگذاری صندوقها کنیم راهکار درستی نباشد. وی افزود: چه بسا بسیاری از این شرکتها که در اختیار صندوقهای بازنشستگی است سودآور بوده و به سود بازنشستگان باشد که این بنگاهها را نگه دارند. اما آن بخش که سودآور نیست باید بررسی شود که مشکل کجاست؟ آیا در نوع صنعت و فعالیت است یا مشکل در نحوه مدیریت است؟ در عین حال ممکن است آن تعداد از بنگاههایی که سودآور نیستند با اعمال این تغییرات سودآور شوند. تصمیمی که برای نگهداری سهام یا فروش آن سهام میگیرند باید مستقل از تکالیفی باشد که اعمال میشود. صندوقها یک نهاد مستقل هستند و ذینفعانش بازنشستگان هستند و باید براساس اساسنامه خود، بهترین نوع سرمایهگذاری را درنظر بگیرند.