در شرایطی که اینترنت به یکی از زیرساختهای حیاتی زندگی روزمره تبدیل شده، هرگونه افزایش تعرفه بهطور مستقیم بر معیشت خانوارها اثر میگذارد. آموزش آنلاین، کسبوکارهای خانگی، خدمات بانکی، حملونقل اینترنتی و حتی ارتباطات ساده خانوادگی به این بستر وابستهاند. بنابراین رشد قیمت بستههای اینترنت تنها یک تغییر عددی در قبض ماهانه نیست، بلکه به معنای افزایش هزینه دسترسی به خدمات پایه در جامعه است.
از منظر اقتصادی، اپراتورها معمولاً افزایش هزینههای نگهداری شبکه، توسعه زیرساخت، نرخ ارز و سرمایهگذاریهای ارزی را از عوامل تعدیل تعرفهها عنوان میکنند. با این حال، چالش اصلی در ایجاد توازن میان پایداری مالی شرکتهای ارائهدهنده خدمات و توان پرداخت مشترکان شکل میگیرد. اگر این توازن بهدرستی مدیریت نشود، یا کیفیت خدمات افت میکند یا فشار هزینهای بر مصرفکننده تشدید میشود.
افزایش قیمت اینترنت میتواند شکاف دیجیتال را نیز عمیقتر کند. اقشار کمدرآمد و ساکنان مناطق کمتر برخوردار بیش از دیگران تحت تأثیر قرار میگیرند و ممکن است ناچار به کاهش مصرف یا حذف برخی خدمات آنلاین شوند. این مسئله در بلندمدت بر فرصتهای آموزشی، اشتغال دیجیتال و عدالت دسترسی اثر منفی خواهد گذاشت و توسعه اقتصاد دیجیتال را با کندی مواجه میکند.
در نهایت، سیاستگذاری در حوزه تعرفه اینترنت نیازمند رویکردی شفاف و چندجانبه است؛ رویکردی که هم الزامات سرمایهگذاری در زیرساختهای ارتباطی را در نظر بگیرد و هم از قدرت خرید مردم صیانت کند. بدون چنین نگاه متوازنی، افزایشهای پیدرپی تعرفه میتواند اعتماد عمومی را کاهش داده و نارضایتی اجتماعی در یکی از حساسترین حوزههای خدمات عمومی را بهدنبال داشته باشد.
