در سالهای اخیر، شبکه نمایش خانگی به یکی از پرمخاطبترین بسترهای سرگرمی در ایران تبدیل شده است. اما در کنار جذابیتهای بصری و داستانی، پدیدهای نگرانکننده نیز در این فضا رشد کرده: شجاعت کاذب. این مفهوم به حالتی اشاره دارد که مخاطب پس از تماشای چند قسمت از یک سریال یا حتی یک سکانس از فیلمهای پرخشونت، دچار هیجان لحظهای و توهم قدرت میشود؛ هیجانی که نه ریشه در منطق دارد و نه در تجربه واقعی.
این نوع «دلیر شدن مصنوعی» در بسیاری از سریالهای پرطرفدار دیده میشود؛ جایی که قهرمانان خیالی بدون پیامد، خشونت را تجربه میکنند و مخاطب نیز ناخودآگاه این الگو را در ذهن خود بازسازی میکند. نتیجه آن، شکلگیری نسلی است که گاهی مرز میان واقعیت و نمایش را گم میکند و تصور میکند رفتارهای پرخطر، بخشی طبیعی از زندگی روزمره است.
این شجاعت کاذب، در بزنگاههای اجتماعی میتواند به رفتارهای هیجانی و بدون تحلیل منجر شود؛ رفتاری که در برخی اغتشاشات خیابانی نیز ردّ آن دیده شد. وقتی خشونت در سریالها عادیسازی میشود، مخاطب نیز در مواجهه با تنشهای واقعی، واکنشهایی مشابه همان الگوهای نمایشی نشان میدهد.
برخلاف تصور رایج، ریشههای اغتشاشات همیشه از خارج مرزها یا دشمن خارجی آغاز نمیشود. گاهی بذر خشونت در دل سرگرمیهای داخلی کاشته میشود؛ جایی که سریالها و فیلمها، به جای نمایش پیامدهای واقعی خشونت، آن را به عنوان راهحل یا ابزار قدرت معرفی میکنند.
در بسیاری از آثار شبکه نمایش خانگی، شخصیتهای اصلی با رفتارهای تهاجمی، قانونگریزی و خشونت بیمحابا به عنوان «قهرمان» معرفی میشوند. این روند، به مرور زمان باعث میشود مخاطب نسبت به خشونت بیحس شود و آن را امری طبیعی و حتی جذاب ببیند.
این عادیسازی، در سطح اجتماعی پیامدهای جدی دارد. وقتی خشونت در ذهن مخاطب به یک «رفتار قابل قبول» تبدیل شود، در شرایط واقعی نیز احتمال بروز رفتارهای پرخطر افزایش مییابد. بسیاری از کارشناسان معتقدند که بخشی از رفتارهای هیجانی و بدون تحلیل در برخی تجمعات و اغتشاشات، ریشه در همین الگوهای رسانهای دارد؛ الگوهایی که خشونت را نه یک بحران، بلکه یک ابزار نمایش قدرت جلوه میدهند.
پژوهشهای روانشناسی رسانه نشان میدهد که مخاطب در مواجهه با محتوای تکراری، بهویژه محتوای احساسی و خشن، دچار یادگیری مشاهدهای میشود. یعنی بدون تجربه مستقیم، الگوهای رفتاری را از شخصیتهای داستانی میآموزد. این یادگیری زمانی خطرناک میشود که شخصیتهای داستانی، خشونت را بدون پیامد تجربه کنند.
در سالهای اخیر، برخی سریالهای نمایش خانگی با محوریت باندهای خلافکار، درگیریهای خیابانی، انتقامجویی و قانونگریزی، به شدت محبوب شدهاند. این محبوبیت، به معنای تأثیرگذاری گسترده نیز هست. وقتی میلیونها نفر هر هفته شاهد رفتارهای خشن و بیپروا هستند، بخشی از این الگوها در ذهن آنها نهادینه میشود.
در بزنگاههای اجتماعی، این الگوهای ذهنی فعال میشوند و رفتارهای هیجانی را تقویت میکنند. به همین دلیل است که برخی تحلیلگران معتقدند ریشه بخشی از رفتارهای پرخطر در اغتشاشات اخیر، نه در خارج از کشور، بلکه در همین الگوهای رسانهای داخلی شکل گرفته است.
از سوی دیگر، نبود نظارت محتوایی دقیق و رقابت شدید میان پلتفرمها برای جذب مخاطب، باعث شده برخی تولیدکنندگان به سمت نمایش خشونت بیشتر حرکت کنند. این روند، اگر کنترل نشود، میتواند شکاف میان واقعیت اجتماعی و تصویر رسانهای را عمیقتر کند و زمینهساز رفتارهای پرخطر در جامعه شود.