یک جوان که به اتهام قتل پدرش تحت تعقیب پلیس آگاهی مشهد قرار داشت، روز پنجشنبه گذشته با حضور در پلیس، خود را معرفی کرد و در اظهاراتی کمسابقه، از انگیزهای خانوادگی و انتقامجویانه پرده برداشت. این پرونده که حالا به یکی از جنجالیترین پروندههای جنایی مشهد تبدیل شده، ریشه در حادثهای دارد که بیش از سه دهه پیش رخ داده است.
به گفته متهم، حدود ۳۲ سال قبل زمانی که او کودک خردسالی بوده، پدرش در جریان درگیریهای خانوادگی، مادرش را به قتل رسانده است. پس از کشف ماجرا، پدر بازداشت و روانه زندان میشود و فرزندان خانواده نیز به دلیل نبود سرپرست، تحت پوشش سازمان بهزیستی قرار میگیرند. این حادثه تلخ، سرآغاز سالها زندگی دشوار برای فرزندان خانواده بوده است.
اکنون پس از گذشت سالها، ماجرایی که به نظر میرسید در گذشته دفن شده، با اعتراف این جوان دوباره به صدر اخبار بازگشته و ابعاد تازهای از یک انتقام خانوادگی را آشکار کرده است.
بر اساس اظهارات متهم، او و برادرانش پس از بازداشت پدر، سالها در مراکز بهزیستی زندگی کردند و دوران کودکی و نوجوانی خود را بدون حضور والدین سپری کردند. پس از رسیدن به سن قانونی، فرزندان با اعلام گذشت در دادگاه، زمینه آزادی پدرشان را فراهم کردند. پدر پس از آزادی به زندگی خود در مشهد ادامه داد، در حالی که فرزندان برای آغاز زندگی جدید به اصفهان رفتند.
متهم در اعترافات خود گفته است که در یکی از سفرهای اخیر به مشهد برای دیدار پدر، میان او و پدرش گفتوگویی درباره گذشته شکل میگیرد. در جریان این گفتوگو، پدر بار دیگر به موضوع قتل مادر اشاره کرده و اظهاراتی بیان میکند که به گفته متهم، برای او بسیار سنگین و تحریککننده بوده است. همین موضوع زمینه درگیری لفظی و سپس فیزیکی میان آنها را فراهم میکند.
در ادامه این درگیری، متهم مدعی است در شرایطی آمیخته با خشم، ضربهای به پدرش وارد کرده که منجر به مرگ او شده است. او سپس ماجرا را با برادرانش در میان میگذارد و در نهایت تصمیم میگیرد خود را به پلیس معرفی کند. این اعتراف، پلیس آگاهی مشهد را وارد مرحله جدیدی از رسیدگی به پرونده کرده است.
پرونده قتل پدر توسط فرزند، آن هم با انگیزه انتقام از قتلی که دههها پیش رخ داده، از منظر حقوقی و روانشناختی بسیار پیچیده است. کارشناسان حقوقی تأکید میکنند که هرچند انگیزههای احساسی و گذشته تلخ میتواند در شکلگیری چنین حوادثی نقش داشته باشد، اما از نظر قانون، قتل عمد جرم سنگینی است و دستگاه قضایی باید بر اساس مستندات و شواهد تصمیمگیری کند.
از سوی دیگر، روانشناسان معتقدند کودکانی که در معرض خشونت خانوادگی و فقدان والدین قرار میگیرند، ممکن است در بزرگسالی با آسیبهای عاطفی و روانی عمیقی روبهرو شوند. تجربه زندگی در بهزیستی، فقدان مادر و زندانی شدن پدر، مجموعهای از فشارهای روانی را بر این جوان و برادرانش تحمیل کرده است؛ فشارهایی که ممکن است در شکلگیری رفتارهای تکانشی و تصمیمهای ناگهانی نقش داشته باشد.
در حال حاضر، تحقیقات پلیس آگاهی مشهد برای روشن شدن تمامی ابعاد این پرونده ادامه دارد و پرونده پس از تکمیل تحقیقات مقدماتی به مراجع قضایی ارسال خواهد شد. بررسی دقیق صحنه حادثه، اظهارات متهم و سایر شواهد موجود، تعیینکننده مسیر نهایی رسیدگی قضایی خواهد بود.
این پرونده بار دیگر موضوع خشونتهای خانوادگی و پیامدهای بلندمدت آن را به بحث عمومی بازگردانده است. کارشناسان اجتماعی تأکید میکنند که پیشگیری از خشونت خانگی، حمایت از کودکان آسیبدیده و ارائه خدمات مشاورهای میتواند از بروز فجایع مشابه در آینده جلوگیری کند.
در نهایت، ماجرای این انتقام خانوادگی در مشهد نشان میدهد که زخمهای کهنه اگر درمان نشوند، ممکن است سالها بعد به شکل حوادثی تلخ و غیرقابل جبران سر باز کنند؛ حوادثی که نهتنها یک خانواده، بلکه افکار عمومی را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.