|

اژدهای چین دوباره پرواز کرد؛ سپر طلایی آماده شد

در جهانی که دلار دیگر آن اطمینان مطلق گذشته را ندارد و اقتصاد جهانی روی گسل‌های ژئوپولیتیکی حرکت می‌کند، چین مسیر متفاوتی را برگزیده است؛ انباشت آرام اما سنگین طلا. افزایش بی‌سابقه ذخایر طلای پکن نه یک واکنش مقطعی، بلکه بخشی از یک استراتژی عمیق برای بازتعریف قدرت مالی، کاهش وابستگی به دلار آمریکا و آماده‌سازی برای نظمی تازه در اقتصاد جهانی است.
منهای اقتصاد اژدهای چین دوباره پرواز کرد؛ سپر طلایی آماده شد
فهرست محتوا

گسترش نیوز: در جهانی که نظم اقتصادی آن بیش از هر زمان دیگری متزلزل به نظر می‌رسد، طلا بار دیگر به مرکز ثقل معادلات مالی بازگشته است. دارایی‌ای که زمانی تصور می‌شد با ظهور نظام‌های پولی مدرن و ارزهای دیجیتال به حاشیه رانده شود، اکنون در قلب استراتژی‌های اقتصادی قدرت‌های بزرگ قرار دارد. در این میان، چین ــ دومین اقتصاد بزرگ جهان ــ با سرعت و ابعادی کم‌ سابقه در حال افزایش ذخایر طلای خود است؛ روندی که نه‌تنها یک تصمیم اقتصادی، بلکه نشانه‌ای روشن از یک چرخش ژئوپولیتیکی عمیق محسوب می‌شود.

تا پایان ژانویه ۲۰۲۶، چین به یکی از بزرگ‌ترین خریداران طلای جهان تبدیل شده و ذخایر رسمی آن به بالاترین سطح تاریخی خود رسیده است. اما اهمیت این موضوع صرفاً در عدد و رقم خلاصه نمی‌شود. آنچه در پس این انباشت طلا جریان دارد، تلاشی برنامه‌ ریزی‌شده برای کاهش وابستگی به دلار آمریکا، افزایش تاب‌ آوری اقتصادی، و ایفای نقشی فعال‌ تر در شکل‌ دهی به نظم مالی آینده جهان می‌باشد.

طلا در عصر نااطمینانی

اقتصاد جهانی در سال‌های اخیر وارد دوره‌ای از بی‌ثباتی ساختاری شده است. تنش‌های تجاری، جنگ‌های منطقه‌ای، تورم مزمن، بحران بدهی دولت‌ها و استفاده فزاینده از ابزار تحریم‌های مالی، همگی باعث شده‌اند اعتماد به ارزهای رایج، به‌ ویژه دلار آمریکا، با چالش‌هایی جدی مواجه شود. در چنین فضایی، طلا دوباره جایگاه تاریخی خود را به‌عنوان «پناهگاه امن» بازیافته است؛ دارایی‌ای که نه بدهی کسی محسوب می‌شود و نه تحت کنترل مستقیم هیچ دولت یا نظام مالی خاصی قرار دارد.

چین این واقعیت را زودتر از بسیاری از کشورها درک کرده است. پکن با نگاهی بلندمدت، طلا را نه فقط یک ذخیره ارزش، بلکه ابزاری برای مدیریت ریسک‌های سیستماتیک و افزایش قدرت مانور سیاسی و اقتصادی می‌داند.

(تووولیدی)

از احتیاط تا تهاجم؛ سیر تاریخی ذخایر طلای چین

نگاهی به تاریخچه ذخایر طلای چین نشان می‌دهد که این کشور مسیری آرام اما پیوسته را از احتیاط به تهاجم طی کرده است. در آغاز هزاره سوم، ذخایر رسمی طلای چین در سطحی بسیار محدود قرار داشت و نقش چندانی در سبد دارایی‌های ارزی این کشور ایفا نمی‌کرد. تمرکز اصلی پکن در آن دوران بر انباشت ارزهای خارجی، به‌ خصوص دلار، برای حمایت از صادرات و رشد اقتصادی سریع بود.

اما از اواخر دهه ۲۰۰۰، نشانه‌های تغییر رویکرد به‌ تدریج آشکار شد. چین بدون تبلیغات گسترده، شروع به افزایش ذخایر طلای خود کرد. ویژگی مهم این دوره، «سکوت اطلاعاتی» بود؛ خریدهایی که انجام می‌شد اما ماه‌ها یا حتی سال‌ها بعد به‌ طور رسمی اعلام می‌گردید. این الگو نشان می‌داد که چین مایل نیست بازارهای جهانی را با اعلام‌ های ناگهانی دچار شوک کند.

در دهه ۲۰۱۰، تنوع‌ بخشی به ذخایر ارزی به یکی از محورهای اصلی سیاست مالی چین تبدیل شد. طلا، آهسته اما پیوسته، سهم بیشتری از این سبد را به خود اختصاص داد. با این حال، نقطه عطف واقعی از اواخر دهه ۲۰۱۰ و به‌ ویژه پس از سال ۲۰۲۲ رقم خورد؛ زمانی که تنش‌های ژئوپولیتیکی جهانی به‌ شدت افزایش یافت و استفاده از ابزارهای مالی به‌عنوان سلاح سیاسی، به یک واقعیت روزمره تبدیل شد.

شتاب‌گیری در عصر بحران‌های ژئوپولیتیکی

جنگ اوکراین، تشدید رقابت راهبردی میان چین و ایالات متحده، و افزایش تحریم‌های مالی علیه کشورها، همگی پیام روشنی برای پکن داشتند؛ اتکا بیش از حد به دارایی‌های دلاری می‌تواند در شرایط بحرانی به یک آسیب‌پذیری جدی تبدیل شود.

از همین رو، چین وارد فاز جدیدی از خریدهای مداوم و منظم طلا شد. برخلاف دوره‌های پیشین که خریدها پراکنده و نامنظم بود، این بار الگوی رفتاری بانک مرکزی چین نشان‌دهنده یک استراتژی پایدار و بلندمدت است. ماه به ماه، ذخایر طلا افزایش یافت و این روند بدون وقفه ادامه پیدا کرد.

تا پایان سال ۲۰۲۵، ذخایر رسمی طلای چین به بیش از ۲۳۰۰ تن رسید؛ رقمی که این کشور را در میان بزرگ‌ترین دارندگان طلای جهان قرار می‌دهد. نکته قابل‌ توجه آن است که بسیاری از تحلیل‌گران معتقدند رقم واقعی، به‌ مراتب بالاتر از آمار رسمی می‌باشد و بخش قابل‌توجهی از طلا در نهادهای دولتی دیگر یا ذخایر غیرشفاف نگهداری می‌شود.

طلا در قلب ذخایر ارزی چین

در حال حاضر، طلا سهم فزاینده‌ای از کل ذخایر ارزی چین را تشکیل می‌دهد. این تغییر، از منظر راهبردی اهمیت زیادی دارد. برخلاف گذشته که بخش عمده ذخایر چین به اوراق بدهی خارجی اختصاص داشت، اکنون دارایی‌ای در حال پررنگ شدن است که نه ریسک نکول دارد و نه مستقیماً تحت تأثیر سیاست‌های پولی کشور دیگر قرار می‌گیرد.

از منظر ارزشی نیز، رشد قیمت جهانی طلا باعث شده ارزش دلاری ذخایر طلای چین جهش قابل‌توجهی داشته باشد. این موضوع نه‌تنها ترازنامه بانک مرکزی را تقویت می‌کند، بلکه به چین امکان می‌دهد در صورت بروز بحران‌های مالی یا ارزی، با دست بازتری عمل کند.

(تووولیدی)

فراتر از دولت؛ تقاضای مردمی و نهادی

نکته مهم دیگر، هم‌زمانی افزایش ذخایر رسمی با رشد تقاضای داخلی برای طلاست. در چین، طلا صرفاً یک ابزار مالی نیست؛ بلکه بخشی از فرهنگ پس‌انداز و حفظ ارزش دارایی محسوب می‌شود. در سال‌های اخیر، با افزایش نااطمینانی‌های اقتصادی، سرمایه‌گذاران خرد و خانوارها بیش از گذشته به خرید طلا روی آورده‌اند.

هم‌زمان، صندوق‌های سرمایه‌گذاری مبتنی بر طلا و نهادهای مالی داخلی نیز حجم دارایی‌های طلایی خود را افزایش داده‌اند. این هم‌افزایی میان سیاست دولتی و رفتار بازار، باعث شده چین به یکی از موتورهای اصلی تقاضای جهانی طلا تبدیل شود.

لایه‌های پنهان یک استراتژی؛ چرا چین طلا می‌خرد؟

افزایش ذخایر طلا برای چین، تنها یک واکنش کوتاه‌مدت به بحران‌ها نیست؛ بلکه بخشی از یک پروژه عمیق‌تر است.

نخست، مسئله کاهش وابستگی به دلار آمریکا مطرح است. دلار، علی‌رغم جایگاه مسلط خود، به ابزاری سیاسی تبدیل شده و این موضوع برای کشوری مانند چین که در مرکز رقابت‌های ژئوپولیتیکی قرار دارد، یک ریسک جدی محسوب می‌شود.

دوم، طلا به چین امکان می‌دهد در برابر شوک‌های خارجی ــ از تحریم گرفته تا بحران‌های مالی جهانی ــ مقاومت بیشتری داشته باشد. طلا دارایی‌ای است که در شرایط آشوب، معمولاً ارزش خود را حفظ می‌کند یا حتی افزایش می‌یابد.

سوم، انباشت طلا به چین کمک می‌کند نفوذ خود را در معماری مالی جهانی گسترش دهد. در جهانی که به‌ تدریج به‌ سمت چندقطبی شدن حرکت می‌کند، طلا می‌تواند یکی از ستون‌های اصلی نظام مالی جدید باشد.

وقتی چین بازار را تکان می‌دهد

رفتار چین در بازار طلا، تأثیری فراتر از مرزهای این کشور دارد. افزایش تقاضای پایدار از سوی دومین اقتصاد جهان، یکی از عوامل اصلی رشد شدید قیمت طلا در سال‌های اخیر بوده است. این رشد، نه‌ تنها سرمایه‌گذاران، بلکه سیاست‌گذاران پولی در سراسر جهان را وادار به بازنگری در ترکیب ذخایر خود کرده است.

در نتیجه، شاهد روندی هستیم که در آن بانک‌های مرکزی بیش از گذشته به طلا روی آورده‌اند و سهم دارایی‌های دلاری در ذخایر جهانی، به‌آرامی در حال کاهش است. این تحول، اگرچه تدریجی می‌باشد، اما می‌تواند در بلندمدت پیامدهای عمیقی برای جایگاه دلار در نظام مالی بین‌المللی داشته باشد.

افق پیش‌رو؛ چین در مقایسه با دیگر قدرت‌ها

در جدول قدرت‌های طلایی جهان، چین اکنون در میان بازیگران اصلی قرار دارد. اگرچه از نظر ذخایر رسمی هنوز فاصله قابل‌توجهی با ایالات متحده دارد، اما نرخ رشد ذخایر آن بسیار بالاتر است. در عین حال، برخی برآوردها نشان می‌دهد که اگر ذخایر غیررسمی نیز لحاظ شود، چین ممکن است در عمل در جایگاهی بسیار بالاتر از رتبه اعلام‌شده قرار داشته باشد.

نگاه به آینده نشان می‌دهد که روند خرید طلا توسط چین به این زودی‌ها متوقف نخواهد شد. تا زمانی که نااطمینانی‌های ژئوپولیتیکی، رقابت قدرت‌های بزرگ و تردید نسبت به پایداری نظام مالی کنونی ادامه دارد، طلا همچنان نقش محوری در استراتژی پکن خواهد داشت.

برخی سناریوها حتی از آن حکایت دارند که در سال‌های پیش‌رو، طلا می‌تواند نقش پررنگ‌تری در تسویه‌های بین‌المللی یا پشتوانه ابزارهای مالی جدید ایفا کند؛ مسیری که چین علاقه‌مند است در طراحی آن، سهمی تعیین‌کننده داشته باشد.

(تووولیدی)

سخن پایانی

انباشت طلا توسط چین، صرفاً یک تصمیم مالی نیست؛ بلکه بازتابی از تغییرات عمیق در توازن قدرت اقتصادی جهان است. پکن با صبر، برنامه‌ریزی و نگاهی بلندمدت، در حال ساخت سپری طلایی برای آینده‌ای نامطمئن می‌باشد. اگر قرن بیستم قرن دلار بود، نشانه‌ها حاکی از آن است که قرن بیست‌ و یکم دست‌کم شاهد رقابتی جدی‌تر میان ارزها، دارایی‌ها و نظام‌های مالی خواهد بود. در این میدان، طلا بار دیگر به بازیگری مدرن و تعیین‌کننده تبدیل شده است و چین یکی از مهم‌ترین معماران این بازگشت تاریخی خواهد بود.

اژدهای چین دوباره پرواز کرد؛ سپر طلایی آماده شد
کد خبر: ۷۰۲۸۷۰
۱۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۳:۰۰
ارسال نظر

آخرین اخبار