ماجرای «ساعت شنی» که نفتالی بنت، نخستوزیر پیشین اسرائیل، امروز به نمایش گذاشت، در مدتزمانی کوتاه به یک رویداد نمادین و بحثبرانگیز در فضای رسانهای و سیاسی تبدیل شد. این اقدام، بهویژه در ساعات اولیه، موجی از گمانهزنیها را درباره احتمال تشدید تنشهای امنیتی و حتی حمله قریبالوقوع به ایران به همراه داشت؛ اما ساعاتی بعد، با سخنرانی بنت و اعلام برنامهاش برای راهاندازی یک حزب سیاسی جدید، معنای این نماد تا حد زیادی تغییر کرد و در چارچوب رقابتهای داخلی سیاست اسرائیل قابل تفسیر شد.
در مرحله نخست، نمایش ساعت شنی از سوی شخصیتی مانند نفتالی بنت که سابقه مواضع تند علیه ایران و حضور در سطوح بالای تصمیمگیری امنیتی اسرائیل را دارد، بهطور طبیعی تحلیلگران را به سمت سناریوهای راهبردی و نظامی سوق داد. در ادبیات سیاسی و امنیتی، ساعت شنی اغلب نماد «زمان رو به پایان» یا «فرصت محدود» است. به همین دلیل، برخی رسانهها و کاربران شبکههای اجتماعی این پیام را هشداری درباره نزدیک بودن یک اقدام نظامی، بهویژه علیه برنامه هستهای ایران، تعبیر کردند.
این برداشت با توجه به شرایط پرتنش منطقه، جنگ غزه، درگیریهای مرزی با حزبالله و افزایش تقابل غیرمستقیم میان ایران و اسرائیل، چندان دور از ذهن نبود و همین بستر ملتهب، به تشدید گمانهزنیها دامن زد.
اما سخنرانی بعدی نفتالی بنت، مسیر این روایت را بهطور محسوسی تغییر داد. او در این سخنرانی بهجای تمرکز بر تهدیدات خارجی، بر بحرانهای سیاست داخلی اسرائیل، ناکارآمدی دولت فعلی و ضرورت شکلگیری «آیندهای جدید» برای این رژیم تأکید کرد و از قصد خود برای راهاندازی یک حزب سیاسی تازه سخن گفت.
در این چارچوب، ساعت شنی دیگر نشانه جنگ یا حمله قریبالوقوع نبود، بلکه به نمادی از «پایان زمان» برای ساختار سیاسی موجود و ضرورت تغییر در رهبری اسرائیل تبدیل شد؛ تغییری که بنت تلاش دارد خود را محور آن معرفی کند.

تحلیل این تغییر روایت نشان میدهد که بنت آگاهانه از ابهام نمادین استفاده کرده است. او با یک حرکت ساده اما پرمعنا، توانست توجه رسانهها و افکار عمومی را جلب کند و فضایی از انتظار، اضطراب و کنجکاوی ایجاد کند؛ فضایی که سیاستمداران معمولاً برای ورود دوباره به صحنه قدرت به آن نیاز دارند.
در واقع، ساعت شنی نهتنها نماد زمان محدود، بلکه ابزاری برای بازگشت سیاسی بنت بود؛ بازگشتی که هدف آن معرفی دوباره او بهعنوان یک «گزینه جدی» در میانه بحرانهای داخلی و خارجی اسرائیل است.
از منظر سیاسی، اعلام تشکیل حزب جدید را میتوان تلاشی برای پر کردن خلأ میان جریانهای راستگرا و میانهرو دانست. صحنه سیاست اسرائیل در سالهای اخیر با چنددستگی شدید، ائتلافهای شکننده و بیاعتمادی عمومی مواجه بوده است. بنت که پیشتر تجربه رهبری یک دولت ائتلافی را داشته، اکنون میکوشد خود را بهعنوان سیاستمداری عملگرا و «نجاتدهنده در لحظه آخر» معرفی کند؛ مفهومی که ساعت شنی بهخوبی آن را بهصورت بصری القا میکند.
در نهایت، ماجرای ساعت شنی نشان داد که چگونه یک نماد ساده میتواند همزمان دو سطح متفاوت از معنا را فعال کند: در سطح منطقهای، تداعیگر تهدید و بحران امنیتی، و در سطح داخلی، بیانگر رقابت سیاسی و تلاش برای بازتعریف قدرت. هرچند گمانهزنی اولیه درباره حمله به ایران فروکش کرد، اما همین واکنشها نشان میدهد که فضای منطقه تا چه اندازه ملتهب است و چگونه کنشهای نمادین سیاستمداران میتوانند فراتر از هدف اصلی خود تفسیر شوند. در این چارچوب، ساعت شنی بنت بیش از آنکه شمارش معکوس جنگ باشد، شمارش معکوس برای بازگشت او به صحنه سیاست اسرائیل است.