محسن جلالپور / فعال اقتصادی
اقتصاددانان آدمهای محبوبی نیستند. معقولاند اما محبوب نیستند. هر معقولی، محبوب نیست. به طور معمول نتایج کار اقتصاددانان پوشیده میماند اما مردم نتیجه کار سیاستمداران را در احداث ساختمانها، ورزشگاهها و جادهها میبینند.در نهایت اگر بخشی از اقتصاد خوب کار نکند، انگشت اتهام به سوی مدیران و اقتصاددانان گرفته میشود. سیاستمداران با اقتصاددانان میانه خوبی ندارند چون میخواهند با تقسیم منابع، محبوبیت بخرند اما اقتصاددانان مانع بزرگی برای تحقق آرزوهای آنها هستند. مردم فکر میکنند اقتصاددانان به خاطر تسلطی که بر «اقتصاد» دارند، باید متمول و ثروتمند باشند اما اینگونه نیست. شاید بعضی از اقتصاددانان به خاطر دستمزدهای بالا، تا حدودی متمول باشند اما دانستن علم اقتصاد، برای ثروتمند شدن کافی نیست. اقتصادی که مردم میشناسند، با علم اقتصاد، زمین تا آسمان فرق دارد. هدف علم اقتصاد هم با آنچه در ذهن مردم وجود دارد، متفاوت است. مردم انتظار دارند بر اساس نظرات اقتصاددانان، وضع رفاهی آنها بهبود پیدا کند. اینکار از اقتصاددانان بر میآید و آنها قادرند راهحلهایی برای افزایش رفاه ارائهکنند اما وقتی پای منافع سیاستمداران به میان میآید، اقتصاددانان کنار گذاشته میشوند؛ چون آنها آموختهاند که منابع، محدود و مصارف نامحدود است اما سیاستمداران به تجربه دریافتهاند که تقسیم بیشتر منابع، یعنی محبوبیت بیشتر. از سوی دیگر باید در نظر داشته باشیم که اقتصاددانان فقط پیشنهاد میدهند و این، سیاستمداران هستند که باید انتخاب کنند. دسته دیگر، سیاستمداران آینده نگر هستند. از دید آنها، آینده میتواند خیلی خطرناکتر از حالا باشد. با این طرز فکر، بخشی از منابع را تقسیم میکنند و برای آیندگان هم چیزی کنار میگذارند. در انتخابات سال ۱۳۹۲ و ۱۳۹۶ مردم ایران سر همین دو راهی قرار گرفتند و به سیاستمداری رای دادند که وعده تقسیم منابع نداد. به نظر من بزرگترین رسالت این روزهای اقتصاددانان، افزایش رفاه مردم نیست. بزرگترین رسالت اقتصاددانان نزدیک به دولت، ایستادن در برابر تصمیمهای سیاسی است که در نهایت ممکن است مردم را فقیرتر کند. بیایید واقعبین باشیم. سیاستمداران ما اقتصاد را بلد نیستند و کشور ما در چرخه بایدها و نبایدهای زیادی گرفتار شدهاست. بخشی از این بایدها باید تغییر کنند وگرنه اقتصاد به درستی کار نخواهد کرد. بخشی از این بایدها امروز به عنوان دلایل اصلی کند شدن حرکت اقتصاد کشور عمل میکنند اما هیچکس حاضر به پرداخت هزینه برای برداشتن این بایدها نیست. بیایید واقعبینانه نگاه کنیم. با وجود این همه بند و ریسمان بسته شده به پای اقتصاد کشور، انتظار نداشته باشیم که ایران، کرهجنوبی یا سنگاپور شود. همین قدر که سیاستمداران، موقع شنیدن صدای آژیر گوش شنوایی دارند و به بخشی از توصیههای اقتصاددانان، توجه میکنند، خودش خوب است. همین که بیم از آینده باعث میشود بخشی از توصیههای اقتصاددانان، جدی گرفته شود و ایران در مسیر ونزوئلایی شدن حرکت نکند، جای شکرش باقی است.