محمد ترکمان/ کارشناس ارشد تاریخ معاصر ایران
در برنامهای در یکی از کانالهای ماهوارهای میزگردی حول مسئلهای در جریان بود. یکی از شرکتکنندگان نکتهای را درباره کشور سوئیس بیان کرد که قابل تامل و دقت است.وی گفت: سوئیس کشور کوچکی است و فاقد منابع طبیعی گرانقیمت. آنچه فراوان دارد عبارت است از آب. اما این کشور سومین قدرت مالی در جهان است. وی در تبیین چرایی این جایگاه به «ثبات» در آن کشور و فقدان تنش و اصطکاک بین مردم سوئیس اشاره کرد. البته دلایل دیگر نیز دارد که راقم نمیخواهد وارد آن مولفهها بشود.با خود فکر کردم؛ ثبات، چه نعمت بزرگی است. ثبات است که امکان انباشت تجربه، سرمایه و فرهنگسازی و تمدنسازی و آجر روی آجر گذاشتن را میدهد. در فقدان ثبات، انباشت تجربهای وجود نخواهد داشت، از تجربهها درس نخواهیم گرفت، سرمایههای مادی و اجتماعی و معنوی نابود میشود، فرهنگ آسیب خواهد دید و تمدنی بنیاد نخواهد گرفت. در جامعه پرتنش و پراصطکاک؛ نیروهای ملت به جای سازندگی و شکوفایی و توسعه، صرف تخریب و ویرانی و انتقامگیری از یکدیگر میشود. از صبح تا شام؛ گروهی سخنی میگویند و گروه دیگر به رد و نقض سخن آن گروه برمیآیند و دیگر فرصتی برای سازندگی و توسعه باقی نمیماند. کافی است نگاهی بیندازیم به مناظرات و اظهارات و مکاتبات طرفین؛ چند درصد آن معطوف به حل مشکلات کشور و ساکنان آن و نگاه به آینده است؟ ما همه در گذشته گرفتار آمدهایم و اراده خروج از گذشته را نداریم. در دهه ۶۰، دهه ۷۰، دهه ۸۰، در انتخابات ۸۸ و... ماندهایم. نه برای درس گرفتن و یافتن راهی برای جبران اشتباهات، بلکه برای تنقید و تخریب طرف مقابل، خود را حق مطلق و طرف دیگر را شر مطلق میپنداریم! مدعی هستیم به فکر بیکاری، فقر، بهبود شرایط زیستی مردم و اخلاق و دین و... هستیم، اما محتوا و جوهر سخنانمان نهتنها هیچ کمکی به رفع نابسامانیهای گفته شده نمیکند، بلکه آنها را تشدید نیز میکند. فضای حقیقی و مجازی، برخی از خطبههای نماز جمعه، روزنامهها، رسانه «ملی» و... چه اندازه در خدمت سازندگی و وحدت ملی و همگرایی نیروها است و چه اندازه در جهت تخریب و تهدید و تخویف و انشقاق نیروها؟ تا چنین است؛ انتظار گشایشی نمیرود و در بر همین پاشنه میچرخد. اگر از ما برنمیآید از کسانی که تریبون در اختیار دارند با التماس و خواهش بخواهیم که محض رضای خدا و ملت؛ پرونده گذشته را ببندند و به فکر حل مشکلات عدیده کشور و ملت باشند. حداقل از خود که ادعای اصلاح امور را داریم بخواهیم وظیفه خود را منحصر به پاسخگویی و نقد و رد این و آن گفته نکنیم؛ اندکی نیز به ملزومات خروج از مشکلات کشور و ملت و حفظ آرامش و ثبات جامعه و افزایش همدلی میان مقامات، بین ملت و حکومت، میان اقشار مختلف اجتماعی، ارتقای سرمایه اجتماعی، استحکام بنیانهای اخلاق فردی و اجتماعی، وحدت ملی، تولید و توسعه، اصلاح نظام آموزشی و... و گام عملی برداشتن در این طریق، فکر و عمل کنیم. اندکی نیز از پاسخ دادن به این سخن و آن سخن دست بداریم و از بازنشر اینگونه پاسخها، که انفعالی است، بازایستیم و با خود بیندیشیم که جز پراکندن یاس و دوگانگی، چه عمل مثبتی انجام میدهیم؟