رخشان بنیاعتماد/ کارگردان
درباره «کارستان» و چگونگی شکلگیری و تجربههای تلخ و شیرین آن و درنهایت به بار نشستن این ایده قدیمی که به یک آرزو تبدیل شده بود، میتوانم در ظرفیت یک کتاب بنویسم؛ ولی همین اشاره کافی است، که بعد از ساخت فیلم «قصهها» بهکرات با این سوال روبهرو شدم که چرا کار نمیکنم؟ چرا فیلم نمیسازم؟جواب به این سوال را درحالحاضر که در آستانه اکران فیلمهای «کارستان» هستیم بهروشنی میتوانم بدهم که در این مدت نهفقط کمکار و بیکار نبودم که یکی از پربارترین دوران کاریام را تجربه کردم. با فاصلهگیری از دنیای سینمای داستانی که دیگر بسیاری از جوانب آن را بجا نمیآورم و انگارنهانگار که چند دهه در همین سینما استخوان خرد کرده و پیر شدهام، گروهی حرفهای با دغدغههای مشترک، از همکاران قدیمی و دوستان جوان دور هم جمع شدیم و باانگیزه به تصویر کشیدن الگوهایی زنده از زنان و مردان ارزشآفرین ایرانی که میتوانند نماد خودباوری و امیدبخشی به جوانان و جامعه باشند، آرزوی قدیمیام را به واقعیت تبدیل کردیم.هر چند هدف اولیهمان ساخت ۲۶ فیلم بود اما با حمایت مالی بزرگوارانی در بخش خصوصی فقط امکان ساخت ۶ فیلم برایمان میسر شد، اما این خود در فاز یک این پروژه موفقیت بزرگی بود. ۳ سال کار مستمر بهعنوان مشاور پروژه همراه با ساختهشدن ۶ فیلم - پنبه تا آتش، طبرستانیها، سعیده قدس بنیانگذار محک، پازلیها، مادر زمین و شاعران زندگی - برایم لذت و رضایتی بیشتر از ساختن شش فیلم توسط خودم به همراه داشت.