سالانه میلیاردها دلار در جهان صرف تولید کاغذ، پلاستیک، قوطیهای فلزی و مواد بسیاری میشود که با یک بار مصرف، به زباله تبدیل شده و دور ریخته میشوند.
به گزارش پایگاه خبری گسترش، روزنامه صمت نوشت: میلیاردها دلار نیز برای جمعآوری و از بین بردن این زبالهها هزینه میشود که در هر صورت ضایعاتی را به محیطزیست وارد میکند. فاطمه شفیعی، کارشناس محیطزیست در گفتوگو با صمت به اهمیت بازیافت زباله در ایران اشاره و عنوان کرد: «در بسیاری از کشورهای دنیا زباله مانند گذشته بیاهمیت نیست که دفع شود و از بین برود. زباله هم به صورت پسماند تر و بقیه پسماندها قابل استفاده و بازگشت به خط تولید و بهرهبرداری است. گستردگی و افزایش جمعیت در سالهای اخیر در ایران باعث شده هر سال مقدار زیادی زباله تولید شود که میتوان مانند از کشورهای پیشرفته دنیا از آن بهینه استفاده کرد. زبالهها را میتوان برای تبدیل به مواد دیگر و انرژی مورد بازیافت قرار داد. استفاده از انرژی که در مواد عالی زبالهها وجود دارد، بیشترین اهمیت بازیافت است.» کشورهای پیشرفته صنعتی با سرمایهگذاری مناسب برای بازیافت انواع زبالهها (فلزات، مواد پلاستیکی، چوب، کاغذ و...) و آموزش همگانی برای جداسازی زبالهها از مبدأ (منازل، مدارس، اداری، تولیدی، صنایع، خدمات و...) توانستهاند زبالههای جمعآوری شده را برای تولیدات جدید بهکار برند و از بروز خسارتهای بیشتر به محیطزیست (برداشت از منابع طبیعی و دفن زبالهها) تا حدودی جلوگیری کنند. اما در کشورهای درحال توسعه وضعیت چنین نیست. نهتنها سرمایهگذاریهای مناسبی برای راهاندازی صنایع بازیافت انجام نشده، بلکه فرهنگ عمومی برای جداسازی زبالهها نیز شکلنگرفته است. بازیافت در ایران پیشینهای نزدیک به ۶۰ سال دارد؛ زمانی که نخستین کارخانه کود آلی در سال ۱۳۳۷ در اصفهان ساخته شد، چند سال بعد انگلیسیها یک کارخانه کمپوست در صالحآباد تهران تاسیس کردند. این کارخانه در سال ۱۳۶۳ تعطیل شد اما با تغییراتی که سازمان بازیافت تهران در آن ایجاد کرد پس از مدتی بار دیگر آغاز بهکار کرد.شفیعی با اشاره به قانونهای بازیافت زباله اظهار کرد: «متاسفانه فعالیتهای کافی برای بازیافت زبالهها در ایران نشده است. با وجود اینکه سالهاست قوانین مربوط به بازیافت زباله در کشور تصویب شده، برنامههای دقیق و منسجمی در این بخش انجام نشده است. برنامهها و قوانینی بوده که در آن به اهمیت بازیافت اشاره کردهاند اما آنطور که باید فعالیتی انجام نمیشود. البته ناگفته نماند که تلاشهایی شده اما کافی نبوده است. ما هنوز در این صنعت ضعیف هستیم و تنها فعالیت اندک در بخش کمپوست است و بسیار راه در پیش داریم که به مرحله ایدهآل خود برسیم.»به عقیده کارشناسان اقتصادی، استقرار یک فرهنگ در جامعه نیازمند اطلاعرسانی شفاف و اقدامهای تشویقگونه در مراحل ابتدای کار است. بنابراین تحمل هزینههای بیشتر برای جمعآوری در ابتدای کار تا تبدیل فرهنگ جداسازی و رواج کامل آن ضروری است. حتی میتوان با نصب سطلهایی در محلهها، به جمعآوری شیشهها و ظرفهای یکبارمصرف مواد غذایی و حتی ظرفهای فلزی اقدام کرد و بازیافت اینگونه مواد را در دستورکار قرار داد. اینکار از هدررفت سرمایههای سرشار ملی و منابع طبیعی و زیرزمینی جلوگیری خواهد کرد و سالانه میلیاردها ریال صرفهجویی اقتصادی دربر خواهد داشت.فاطمه شفیعی توجه به فرهنگسازی و جداسازی زباله از مقصد را مهم تلقی کرد و گفت: « نهادینه شدن تفکری برای بهرهمندی به فرهنگسازی از سطوح بالا تا پایین جامعه نیاز دارد. ازجمله مسائلی که میتوان به عنوان چالش از آن نام برد جداسازی زباله از مقصد است. با توجه به اهمیت بازیافت زباله در کشور فرهنگ جداسازی زباله باید از همان ابتدا در سنین کودکی و در خانواده آموزش داده شود. تشویق بخش خصوصی برای وارد کردن ماشینآلات و احداث کارخانه بازیافت یکی دیگر از راههایی است که باید به آن توجه کرد.» او ادامه داد: «جداسازی، بازیافت زباله و مدیریت پسماند باعث میشود بخش مهمی از ثروتهای دورریخته به چرخه تولید و مصرف بازگردد و همچنین با جداسازی میتوان از هدررفت بخش عمدهای از منابع و ثروتهای ملی جلوگیری کرد. حجم زبالههای شهری با جداسازی زبالهها به مقدار زیادی کاهش مییابد.» آموزش، سطح اطلاعات و آگاهی افراد پیرامون بازیافت و مزایای آن را افزایش میدهد و ارتباط مستقیمی با همکاری مردم در طرح جداسازی از مبدأ دارد. آموزش چهره به چهره، آموزش همگانی، آموزش از طریق رسانههای عمومی، پوستر، بنر و... نگرش جامعه را تغییر داده و به سمت هدف موردنظر که ارتقای بینش مناسب در جهت همکاری در زمینه بازیافت و جداسازی از مبدأ است سوق میدهد. از اینرو، اطلاعرسانی و آموزشهای عمومی از اولویت ویژهای برخوردار است. شفیعی، کارشناس محیطزیست به شهر اصفهان به عنوان یک نمونه موفق در جداسازی زباله اشاره کرد و گفت: «موضوع فرهنگسازی اگر از ابتدا از طرف مسئولان تحقق یابد به یقین جوابگو است. به عنوان مثال، اصفهان در این بخش خوب کار کرده و سالهاست که جداسازی زباله از مبدا انجام میشود و مسئولیت مدیریت پسماند برعهده شهرداری این شهر است. در این شهر فرهنگسازی و اجرا همزمان انجام شد. ظرفهای ویژه جداسازی زباله به خانوادهها تحویل داده و زباله به موقع جمعآوری میشود. اما با وجود اینکه در تهران جمعیت زیادی داریم و روزانه زباله زیادی تولید میشود توجه کافی به این موضوع نشده است.» او وضعیت بازیافت زباله در شهرهای شمالی را نامناسب ارزیابی کرد و گفت: «شهرهای شمالی به واسطه تراکم بالای جمعیت و حجم انبوه گردشگر در بیشتر روزهای سال علاوه بر نبود مکانی برای دفن و بالا بودن سطح آبهای زیرزمینی، حساسیتی ویژه برای اجرای طرحهای بازیافت زباله دارند. با این حال، همچنان طرحهای مرتبط با این موضوع در پیچ و خمهای بروکراتیک و مسائل مالی، نیمهکاره ماندهاند. یکی از مشکلات مهم شهرهای ساحلی ایران، جداسازی نشدن زباله از مبدا است و آنطور که شایسته است فرهنگسازی در این بخش نشده است و مسئولان هم قدمهایی برنداشتهاند.»فاطمه شفیعی به نمونههای موفق خارجی اشاره کرد و گفت: «کشورهای حوزه اسکاندیناوی مانند سوئد و نروژ از زبالهها بهرهبرداری میکنند و برخی از این کشورها واردکننده زباله هستند. در ایران قوانین و مقررات در این زمینه بسیار وجود دارد که مناسب است اما در مرحله اجرایی به فعالیتهای بیشتری نیاز دارد. تا عزم ملی شکل نگیرد به سرانجام نخواهد رسید چراکه موفقیت در این بخش نتیجه دست بهدست دادن مسئولان و مردم است.»