جوان ۲۹ سالهای که با ایجاد تصادفات ساختگی در مشهد، رانندگان عبوری و شرکتهای بیمه را سرکیسه میکرد تا با این پولهایآلوده به ثروت برسد، دوست ناباب را عامل رفتارهای خطرناک خودش دانست و گفت: برای نخستین بار به پیشنهاد رفیق ناباب بود که ماجرای تصادفات ساختگی را آغاز کردم!
گسترش نیوز- چندی قبل دو جوان که با ایجاد تصادفات ساختگی و مقصر جلوه دادن راننده خودروی طرف مقابل، از شرکتهای بیمه یا رانندگان خسارت میگرفتند درحالی با گزارش پلیس و یکی از شرکتهای بیمه در چنگ قانون گرفتار شدند که قاضی سیدجواد حسینی (معاون دادستان مرکز خراسان رضوی) دستورات ویژهای را برای بررسی دقیق جرایم احتمالی این متهمان صادر کرد و بدین ترتیب پرونده تصادفات ساختگی در شعبه ۴۲۷ دادسرای عمومی و انقلاب مشهد توسط قاضی محمدمهدی بابایی مورد رسیدگی ویژه قرار گرفت.
متهمان این پرونده تاکنون به موارد زیادی از سرکیسه کردن رانندگان و همچنین شرکتهای دولتی و خصوصی بیمه اعتراف کردهاند که هنوز هم تحقیقات در اینباره ادامه دارد.
آن چه میخوانید گفتوگوی کوتاه خبرنگار خراسان با یکی از متهمان پرونده تصادفات ساختگی درحاشیه جلسه بازجویی است.
نامت چیست؟ م- م
چند سال داری؟ ۲۹ ساله هستم.
میزان تحصیلات؟ تا مقطع دیپلم درس خواندم.در چه رشته ای؟ رایانه
چرا ادامه تحصیل ندادی؟ وارد بازار کار شدم البته سال ۸۰ به مدت سه سال ترک تحصیل کردم اما دوباره از سال ۸۳ ادامه دادم تا دیپلم گرفتم!
چرا؟ بعد از فوت پدرم بود که چنین تصمیمی گرفتم!
پدرت بیمار بود؟ به خاطر ایست قلبی درگذشت
اهل مشهدی؟ بله!
برادر و خواهر هم داری؟ بله! آنها ادامه تحصیل دادند و دانشجو هستند.
چه شغلی انتخاب کردی؟ در بولوار دانش آموز میوه فروشی داشتم!
الان هم همین شغل را داری؟ پنج سال میوه فروشی کردم ولی بعد کم آوردم و مغازه ام را جمع کردم.
بعدا ز آن چه کار کردی؟ هیچی! بیکار بودم!
یعنی الان هم بیکاری؟ نه! از دو ماه قبل دوباره میوه فروشی میکنم.
در مدت بیکاری هزینه هایت را چگونه تامین میکردی؟ مادرم همه مخارجم را پرداخت میکرد.
یعنی مادرت وضعیت مالی خوبی دارد؟ بله! چون پدرم مال و اموال زیادی داشت!
اما در بازجوییها گفته بودی به دلیل بیماری مادرم تصادفات ساختگی را انجام میدادم تا درآمد کسب کنم؟ نه! این طور نبود!
مادرت برای آزادی تو سند شاسی بلند خارجی گران قیمتی به دادسرا ارائه داده درست است؟ بله! گفتم که مادرم وضعیت مالی خوبی دارد!
پس چرا تو به سوی خلاف کشیده شدی؟ نخستین بار رفیق ناباب این پیشنهاد را به من داد که با تصادفات ساختگی پول دربیاورم!
چرا؟ چون آن زمان بیپول بودم! نزد دوستم رفتم و برایش درد دل کردم. او هم گفت بیا با یک تصادف ساختگی درآمد کسب کن!
نخستین بار کجا این گونه تصادفات را انجام دادی؟ با خودروی ۴۰۵ سر چهارراه صدف مشهد بود.
بعد هم ادامه دادی؟ بله! دومین آن را در بولوار توس، سومین را در بولوار رهایی بعد هم خیابان کوشش و در نهایت با یک ون تصادف کردم!
چه کسی متوجه تصادف ساختگی شد؟ وقتی برای دریافت خسارت به بیمه رفتیم متصدی آن جا مشکوک شد و خودروها را به بازبینی تصادفات خارج از صحنه ارجاع داد.
یعنی پلیس گزارش کرد؟ بله! با همان گزارش هم، دیگر مقامات قضایی مظنون شدند و با استعلام از بیمهها همه چیز لو رفت.
پس آخرین بار پولی بهدست نیاوردی؟ نه! نتوانستم خسارت بگیرم در عین حالی که مخارج تعمیر مینی بوس ون را هم پرداختم تا توانستم رضایت او را جلب کنم!
سابقه هم داری؟ نه! دعوا و درگیری زیاد داشتم اما سابقه ندارم فقط یک بار به خاطر روزه خواری در شمال کشور دستگیر شدم.
کجا دعوا کردی؟ ۹۴.۱۰.۲ در میدان نمایشگاه مشهد درگیری بود، من هم رفتم نگاه کنم! ولی زمانی که داخل خودرو نشستم دیدم سرم پرخون است.
چرا از رانندگان خسارت میگرفتی؟ چون آنها عجله داشتند یا نمیخواستند از بیمه خودرو استفاده کنند.
اگر کسی در این تصادفات مجروح یا کشته میشد چه میکردی؟ به این موضوع فکر نکرده بودم! ولی سعی میکردم خیلی آرام و با سرعت کم برخورد کنم که فقط خودرو آسیب ببیند اگرچه از قبل خودرو آسیب دیده بود!
حالا پشیمانی؟ خیلی زیاد! اگر این ماجرا حل شود دیگر پشت دستم را داغ میکنم که چنین کارهایی را انجام بدهم!
منبع: خراسان