فردین خلعتبری/ موسیقیدان و آهنگساز
موضوع این است که ما مىدانیم چه نمىخواهیم اما هر دو جناح، هنوز درنیافتهاند که ما چه مىخواهیم. اقتصاددان به فکر رونق کار است و اندیشمند به فکر رونق فکر. پیشرفت اقتصادى تنها یک جهت دارد، پول بیشتر، ارزش کار و رفاه جامعه. فکر و اندیشه مثل اقتصاد نیست. فکر گاهى ارجاعاتى به ایدهآلهاى شخصى دارد و همین باعث میشود باور کنیم قرار نیست همه همسو باشیم. دولتمردان، زمانى با هنر کنار مىآیند که آن را از جنس احساس خودشان بیابند درحالىکه هنر پیشرو گاهى از دریافت تجربى آنها فراتر میرود. هنرمندى که چشم به همراهى سیاسیون غیرفیلسوف دارد، براى جلب توجه آنان، باید هنرش را ساده و دیگر فهم کند. اینگونه هنر سبک مىشود. بر این باورم که گاهى باید به سیاسیون حاکم دیکته کرد که شما از بعضى انواع هنر سر درنمىآورید و باید دایره سلیقه و تجربه و گاهى دانش خود را افزون کنید و یا به هنرمند پیشرو زمانه خود، چشمبسته! اعتماد کنید والا همواره باید چشمتان به دهان واسطههایى باشد که کارشناس هنرىاند و از بازار هنر منتفع! تتلو و ساسى مانکن پدیدههایى هستند که در آشفتهبازار سیاست - موسیقى ظهور مىکنند و وضعیت بقیه سیاسیون هم خیلى بهتر از این نیست. هنر پیشرو فقط حوزه حال (عشق و حال) نیست، و در آن قیل و قال هم هست. تا نگردى آشنا زین پرده...