«دبیر کارگروه ملی آلودگی هوا از تدوین طرح سطحبندی معاینه فنی در سازمان حفاظت محیطزیست خبر داد و گفت: اکنون که اعمال سختگیرانه معاینه فنی اثرات مناسبی روی آلودگی هوا داشته است، لازم است خودروها را سطحبندی کنیم تا فقط دارندگان معاینه فنی برتر حق ورود به منطقه LEZ را داشته باشند.
گسترشنیوز: وحید حسینی درباره طرح LEZ گفت: بر مبنای طرح LEZ به خودروهایی که از سطح آلایندگی مناسبی برخوردارند، امتیاز داده میشود و با خودروهایی که بیش از سطح مجاز آلایندگی دارند، برخورد میشود و در نتیجه آن، بهتدریج خودروهای سطح شهر به سمت سالم شدن میروند زیرا وقتی صاحبان خودروهای آلاینده مدام برای ورود به محدودههای مختلف شهر با ممنوعیت یا جریمه روبهرو شوند، بالاخره خسته میشوند و به سمت نوسازی و تعمیر خودروهای خود حرکت میکنند. فلسفه LEZ در همه دنیا همین است که پالایش ناوگان اتفاق بیفتد». اینگونه ادبیات از دبیر محترم کارگروه ملی آلودگی هوا جای تعجب بسیار دارد برای معاینه فنی و طرحی مانند LEZ باید فرهنگسازی مدنظر دولتمردان قرار گیرد و آنگاه بسترهای لازم برای دستیابی به اینگونه امور مهیا شود نه آنکه با جرایم و محدودیتهای تردد در راستای خسته کردن مردم، محور ذهن قرار گیرد. بر همگان روشن و مبرهن است که صاحبان خودروهای با عمر بالا خود نیز به درک رسیدهاند که اگر خودروها مدل بالایی داشته باشند هم هزینه کمتری خواهند داشت و هم بهرهوری بیشتری اما با وجود نرخ بالای خودرو در بازار ایران، خسته کردن مردم میتواند از طرف مدیران نهادهای دولتی امر موجهی باشد؟
شأن و منزلت مردم متعهد و شریف این مرز و بوم بیشتر از اینگونه ادبیات ناموجه است. به نظر میرسد اگر مدیران نهادهای دولتی از رفتارهای غیرمدیریتی خود خسته شوند و با تدبیر و دیدگاه منافع ملی به فرآیندهای مختلف در کشور بپردازند امور جاری و طرحهای پیشنهادی میتواند کاربرد بهتری داشته باشد. نگاه جزیرهای حاکم بر مدیریت دولتی خود بیشترین آسیب را به این طرحها زده است. البته نکته قابل توجه که این مدیران خود به این موارد اعتراف میکنند، در ادامه آمده است: «این طرح به نهادهای قانونگذاری رفت و از سر و ته آن زده شد و کمکم به جایی رسید که از آن فقط همین بحث معاینه فنی ماند. وزارت کشور، پلیس و مجموعه سیاستگذاران با این طرح همراهی نکردند، البته برخی انتقادها درست بود اما سوالی که من داشتم و هیچگاه نتوانستند به آن پاسخ دهند، این بود که چرا در حالی که معاینه فنی در همه جای کشور اجباری است باید بگوییم فقط با معاینه فنی میشود وارد محدوده تعیینی شد؟ یعنی خارج از آن افراد میتوانند بدون معاینه فنی تردد کنند؟ در این صورت این که نقض قانون است! »
دکتر حسینی خود به نگاه جزیرهای در این طرح اعتراف داشته و آن را ابتر دانسته است اما برای دستیابی حداقلی برای این فرآیند باید شهروندان را خسته کرد تا از آلودگی هوا جلوگیری به عمل آید! نکته دیگر در این مصاحبه اینکه، در کدام آییننامه، شیوهنامه یا بخشنامهای برای معاینه فنی محدودیتی قائل شده و تردد خودروهای بدون معاینه فنی در کشور را مجاز دانسته، ریشه این کلام را باید در دیدگاه غالب جزیرهای در سازمان حفاظت محیطزیست جستوجو کرد که محدوده شهر تهران را با کشور یکسان دانستهاند. باری مردم خسته هستند از آنکه سازمان حفاظت محیطزیست خودروها را تایید میکند که بعضی از قطعات آن فقط ۳ ماه طول عمر گارانتی آنها است، مردم خسته هستند از آنکه خودروهای تحویلی با وجود برچسب، بدون کاتالیست بوده و نهادی پاسخگو نیست، مردم خسته هستند از آنکه قطعات غیراستاندارد و بدون نظارت دولتی در بازار به سهولت خرید و فروش میشود، مردم خسته هستند از گرانی لاستیک که توانی برای تعویض نداشته و باعث افزایش سوخت میشود و مردم خسته هستند...
عباس مجیدینژاد/ رئیس انجمن صنفی مراکز معاینه فنی خودرو کشور