صنعت قطعهسازی کشور در طول مدت چهل سال پس از انقلاب، موفقیت و دستاوردهای گوناگونی را کسب کرده است. در این بازه اتفاقات مختلفی نه تنها برای صنعت قطعهسازی بلکه برای انواع صنایع افتاد و افت و خیزهایی نیز ایجاد شد.
گسترشنیوز: در حال حاضر صنعت قطعهسازی کشور به دلیل وجود تحریمهای گوناگون با مشکلات عدیدهای دست و پنجه نرم میکند اما دستاوردهای گوناگونی نیز در طول ۴۰ سال پس از انقلاب در این صنعت ایجاد شده است. در خصوص انواع پیشرفتها، مشکلات و مواردی که مرتبط با صنعت قطعهسازی کشور است گفتوگویی با احمدرضا رعنائی، رئیس هیات مدیره انجمن صنایع همگن استان مرکزی صورت گرفته است که در ادامه گزارش مشروح آن را میخوانید.
چهار دهه قطعهسازی
رعنائی ابتدا به وضعیت قطعهسازی در ۴ دهه مختلف پرداخت: قطعهسازی در دهه ۶۰ و به خصوص دهه ۷۰ پیشرفت بهسزایی داشت و خودکفایی مناسبی داشتیم. در دهه ۸۰ به سمت افول رفتیم و در نهایت در دهه ۹۰ نیز با وضعیت نامناسبی در این صنعت مواجه شدیم. این وضعیت به دلیل سیاستگذاریهایی است که دو خودروساز بزرگ در پیش گرفتهاند و قطعهسازی علاوهبر این که نتوانست به رشد و پیشرفت خود برسد و مقداری هم از رشد آن جلوگیری شد. قبل از انقلاب آنچنان قطعهسازی نداشتیم و حتی خودروسازی نیز به خوبی صورت نمیگرفت و مونتاژ انجام میشد. توانمندی بسیار خوبی در صنعت قطعهسازی کشور پس از انقلاب صورت گرفته است اما سرعت رشد آنچنان که شایسته است نبود و نتوانستیم از تمامی منابع استفاده بهینه کنیم.
استفاده از سرمایهها
قطعهسازان به واسطه مفاد موجود در قراردادها و همچنین نحوه پرداخت مطالبات باعث شد با مشکلات مختلفی مواجه شوند. در مورد صنعت همواره بحثهای تجربه همراه با علم و جوانان دانشآموختگان با انگیزه بالا وجود دارد اما متاسفانه برنامه مناسبی در این زمینه وجود ندارد. این موارد باعث شده که سرمایههای کشور که بالغ بر ۳۵۰ هزار میلیارد تومان است و در اختیار صنعت قطعهسازی وجود دارد در حال از بین رفتن است و نتوانیم استفاده مناسبی از این سرمایه داشته باشیم.
دهه طلایی
دهه ۷۰ را میتوان یک دهه طلایی برای صنعت خودرو و قطعهسازی کشور دانست. به واسطه مشکلاتی که در دهه اخیر برای قطعهسازان ایجاد شد این امکان وجود نداشت که قطعهسازان بتوانند همانند دهه ۷۰ واحدهای تحقیق و توسعه خود را به خوبی فعال کنند. از دهه ۷۰ به عنوان دهه طلایی قطعهسازی یاد شد و دلیل آن این است که دولت، وزارت صنایع و خودروسازی کشور تصمیم بر این داشتند که قطعهسازی را بومی کنند و به خودکفایی برسانند و در این راه نهایت همکاری با صنایع قطعهسازی کشور صورت گرفت. خودروسازان به قطعهسازانی که توان تولید یک قطعه را اعلام میکردند امکانات،تسهیلات و دانش فنی مناسب در اختیار میگذاشتند. علاوه بر این موارد تامین منابع مالی جهت ساخت قطعات، قالبها و ماشینآلات صورت میگرفت تا تولید یک قطعه به خوبی و آسان انجام شود. متاسفانه در دهه ۸۰ و ۹۰ اتفاقات کاملا برعکس دهه ۶۰ و ۷۰ رخ داد. دو خودروساز بزرگ، سرمایههای موجود در صنعت خودروسازی و قطعهسازی را از طریق بازپرداختهای طولانی و قراردادهای یک طرفه نگه داشته شد. این موارد زمینه ساز این شد که صنعت قطعهسازی کشور رو به سمت افول حرکت کند.
همکاری با کشورهای خارجی
در مدت زمان ۴۰ سال بعد از انقلاب همکاریها با کشورهای دیگر به این صورت بود که هر شرکت متناسب با فعالیت خود با شرکتهای مختلف خارجی ارتباط برقرار کرد. به صورت کلی میتوان گفت در زمینه دریافت اطلاعات و تکنولوژی در این مدت همکاریهای مناسبی صورت گرفت و این مورد نیز باز هم در دهه ۷۰ رخ داد. شرکتها بیشتر به سمت دریافت تکنولوژی از شرکتهای خارجی حرکت میکردند و سرمایهگذاریهای خوبی نیز صورت گرفت.در دهه ۸۰ و ۹۰ نیز جوینتونچرهای خوبی شکل گرفت اما به دلیل دو مرتبه تحریم و عدم وجود زیرساختهای لازم، قطعهسازان از همکاریهای ذکر شده سود زیادی نبردند.
توجه به بازارهای صادراتی
قطعهسازان تنها به تولید قطعه برای محصولات تولید شده در داخل کشور پرداختند و نتوانستند به بحثهای بینالمللی و صادراتی بپردازند. با توجه به وضعیت مالی و همچنین نداشتن برنامه مدون برای خودروسازان و قطعهسازان این امکان وجود نداشت که قطعهسازان به سمت بازارهای بینالمللی حرکت کنند. باید به این فکر افتاد که بازارهای صادراتی داشته باشیم و قطعاتی نیز خارج از کشور تولید کنند که وابستگی به خودروسازان بزرگ نداشته باشیم. صادرات ما به طور کلی در زمینه قطعه آمار قابل توجهی ندارد و تنها به کشورهایی مانند عراق و سوریه صادرات صورت گرفت. لازم به ذکر است که چند شرکت قطعهساز با فرانسویها کار میکنند و قراردادهای مشترک دارند.