۱ میلیون و ۸۰۰ هزار زن بیسواد در کشور داریم.
اخیرا آماری از بیسوادی زنان منتشر شده که نشان می دهد دو سوم بیسوادان کل کشور خانمها هستند. این یعنی از حدود ۲ میلیون و ۷۰۰ هزار نفر بیسواد ۱۰ تا ۴۹ ساله، چیزی حدود ۱ میلیون و ۸۰۰ هزار را بانوان تشکیل می دهند.
نسبت یا فاصله بین درصد باسوادی زنان و مردان در طول سالهای اخیر کاهش پیدا کرده و به ۱۲ درصد رسیده است. یک زمانی این فاصله ۴۰ درصد بود. بی سوادی در برخی استانها به بالای ۳۰ درصد میرسد.
بررسی ها نشان می دهد که بخش قابل توجهی از کودکانی که زیر ۱۷ سال هستند و از نعمت آموزش محروم می شوند، غالبا اولیا و به خصوص مادرشان کم سواد و بیسوادند. یعنی رابطه معناداری بین سطح سوادِ والدین و میزان بازماندگی از تحصیل وجود دارد.
اگر ما نمودار نرخ مرگ و میر کودکانِ زیر ۳ سال را با نمودارِ سطح سواد والدینشان رسم کنیم، تقریبا با هم تطبیق دارند؛ یعنی بیماریها و یا عوارض منجر به فوت، در کودکانِ سنین پایین برای آنهایی که مادرشان از نعمت سواد محروم است، بالاتر است.
اگر روند باسوادی در سال های ۹۱ تا ۹۵ را با ۸۶ تا ۹۰ مقایسه کنیم متوجه می شویم که میانگین رشد باسوادی در دنیا در فاصله سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۵ ، ۱ درصد بوده و تقریبا تعداد بیسوادان ثابت مانده است.
در فاصله سال های ۹۱ تا ۹۵، ۲ و ۸۵ صدم درصد نرخ باسوادی رشد کرده؛ یعنی ۳ برابر مدت ۱۵ ساله دنیا. همچنین ۱ و نیم میلیون از آمار بیسوادی کم شده است؛ سال ۸۶ تا ۹۰ نرخ باسوادی ۲ دهم درصد افزایش یافته است.