|

حفظ آثار ادبی از گذشته تا به امروز

فهرست محتوا

بسیاری از اختراعات و پیشرفت‌های اجتماعی در تنهایی صورت گرفته، آن سیب حادثه‌ساز که از درخت افتاد، توسط یک نفر که در باغ استراحت می‌کرد و تنها بود به شهرت رسید.

راه دور نرویم، بزرگترین اثر حماسی ایران در تنهایی و آرام‌آرام به وجود آمد، به قول خود فردوسی بزرگ ۳۰ سال تلاش در تنهایی، این جواهر ادبی ایران را شکل داد. شاهنامه و رستم دستان و زال و تاریخ پر افتخار ادب و هنر شعر ایران یک به یک زاییده تفکرات اندیشمندانه این بزرگ وابسته به تاریخ و ادبیات ایران بوده است، تفکراتی که در آن دوره‌های خاص توسط هر آدم ساده‌ای نمی‌توانسته شکل بگیرد. همانگونه که می‌دانیم شاهنامه از یک سو تاریخ حماسی ایران زمین بوده و هست و در کنارش بوستان و گلستان شیخ اجل سعدی هرگز تکرار شدنی نبوده است و نیست. از این دو که بگذریم، حافظ کاری کرده کارستان، امروزه حافظ در همه خانه‌های ایرانی جایگاه مستحکمی دارد، نه در قصه پیوستن اشعار وی به فال و فالگیری که لقمه یا لقمه‌های نانی هم فراهم آورده برای بعضی چاپخانه‌داران زیرزمینی، فروشندگان فالنامه‌ها و در کنارش خوانندگان و مدیحه‌سرایان. البته قابل درک است که در هر برهه‌ای از زمان و در قرون متمادی بعد از آن شاعر یا شعرایی بایسته و قابل بررسی و ارزش ادبی آمده و خطی به یادگار نگاشته و اندیشه‌ای را به دیگران یادآوری کرده و در سکوت رفته است.

اما ریشه‌ای این عاشقیت به ادبیات و کتاب و قلم و ابتکار تولید و به وجود آوردن در همان زمانه خود ماندگار شد و پس از گذر از یک یا چند دوره بزرگ و مهم ادبی، اجتماعی به دیگرانی سپرده شد که بعضی‌هاشان خیال کردند شاعر هستند و نویسنده و مبدع ادبی، اما آن که باید می‌ماند ماند، در یک بیت یا یک «کلیات» به درد بخور و ارزشمند و به‌تدریج که روزگار گذشت و از این دست به آن دست سپرده شد جدا از قلم و کاغذ وسایل نوشتاری، ابتکارات جدیدی هم شکل گرفت. با از راه رسیدن دستگاه‌های جدید چاپ دستی، ابتکارات و اتفاقات شکل گرفت، چه کسی فکر می‌کرد این ماشین‌های چدنی و آهنی چه کارهای بزرگی را صورت می‌دهند در حالی که بسیاری از کتاب نوشته‌های بزرگان ادب ایران به دلیل تک نسخه بودن و خطی نوشتن، با خوردن خاک و خل زمان، از هم جدا شد و با هیچ چسب و سرشیمی به عاقبت خوب نرسید. نویسنده جماعت هم فقط می‌تواند بنویسید، کاری به چسب کاری ندارد، بنابراین باید می‌بودند افراد دیگری همچون «صحاف» شیرازه بند و جلد کوب تا از یک نسخه خوب بتوانند نگهداری کنند و به تعداد بالاتر برساند.

نگهداری و حفظ و حراست از همین دست‌نوشته‌های اولیه که به زحمت و مرارت توسط چند شاگرد که به رونویسی و یا به قولی دوباره نویسی کتاب‌های ضخیم و دست‌نوشته می‌کردند رسید به دوره؛ یک حرکت خیره‌کننده، یعنی چاپ سنگی و استفاده از چوب‌های پخته شده گرم و نرم که تا قبل از خشک شدن باید کلیشه‌وار از آن استفاده می‌کردند و... حالا رسیده‌ام به دوره حضور دیجیتال در چاپ و اقلام دیگر رسانه‌ای که بحث دیگری را می‌طلبد.

حفظ آثار ادبی از گذشته تا به امروز
کد خبر: ۳۱۴۴
۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۶ - ۱۵:۳۰
ارسال نظر
captcha