جنجالهای طرح پرحرف و حدیث رتبهبندی معلمان تمامی ندارد. فرهنگیان کماکان از نحوه اجرایی شدن این طرح گلایهمند هستند. بر اساس آمار، ۷۰ درصد فرهنگیان از این طرح پرحاشیه ناراضی هستند.
طرح رتبهبندی معلمان بر اساس سند تحول بنیادین نظام آموزشی، یکی از موضوعات مهمی است که در راستای ارتقای شایستگی معلمان باید به مرحله اجرا درآید.
سند تحول بنیادین آموزشوپرورش که تدوین آن مدتها زمان برده بود آذر سال ۱۳۹۰ به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسید و توسط رئیسجمهوری وقت ابلاغ شد.
در مقدمه این سند آمده است: در تهیه سند ملی تحول بنیادین آموزش و پرورش کوشش شده با الهام گیری از اسناد بالادستی و بهرهگیری از ارزشهای بنیادین آنها و توجه به اهداف راهبردی نظام جمهوری اسلامی ایران، چشمانداز و اهداف تعلیم و تربیت در افق ۱۴۰۴ هجری شمسی تبیین شود.
این سند مشتمل بر ۷ فصل و ۱۳۱ راهکار ذیل چشمانداز سال ۱۴۰۴ تنظیم شده و در زمان تنظیم مدل سه گام برای اجرای آن تصور شد؛ گام نخست تدوین سند و نقشه راه، گام دوم زمینهسازی برای اجرای سند و گام سوم اجرای احکام سند است.
معلمان امیدهای زیادی به رتبهبندی بسته بودند اما نحوه اجرای این طرح نقدهای زیادی را دربرداشتن است. در این راستا گفتوگویی با محمدرضا نیک نژاد، کارشناس آموزش انجام دادیم که در ادامه میخوانید.

محمدرضا نیک نژاد درباره معایب رتبهبندی و گلایهمندی ۷۰ درصدی فرهنگیان از روند اجرایی این طرح گفت: رتبهبندی تنها در ایران اجرا نشده است. تجربههای اینچنینی در کشورهای دیگر ازجمله در آمریکا وجود داشته است. در برخی ایالتهای آمریکا این طرح تحت عنوان «پرداخت بر اساس دستاورد» اجرایی شده است. در این رابطه هیچ سندی مبنی بر وابسته کردن حقوق معلم به عملکرد کیفی او وجود ندارد.
او ادامه داد: ما کارشناسان آموزشوپرورش از همان ابتدا با این طرح پر ایراد مخالفت کردیم. رتبهبندی از اساس قادر به افزایش کیفیت آموزشی نبوده و نیست. نارضایتی ۷۰ درصد معلمان از وضع موجود، به شیوه اجرای آن مربوط میشود. بر اساس دستورالعملها، معلمان در این طرح به ۵ رتبه طبقهبندی شدند. ۵ رتبه تعیین شده قرار بود چیزی مشابه ۵ رتبه اجرا شده در دانشگاهها باشد.
نیک نژاد افزود: به این معنا که حقوق هر معلم در هر رتبه، حداقل ۸۰ درصد از حقوق استاد دانشگاه در رتبه خودش باشد. در ادامه مسئولان همهچیز را بههمریخته و مدعی شدند که حقوق معلمان نباید همتراز حداقل ۸۰ درصد آخرین رتبه استادهای دانشگاه باشد. مسئولان از همان آغاز خشت اول را کج گذاشتند و حالا شاهد این وضعیت هستیم. با این حال بازهم به این طرح به امید جبران تفاوت دریافتی معلمان با کارمندان دولت اعتماد شد.

کارشناس آموزش در ارتباط با مشکلات عمده طرح رتبه بندی اظهار کرد: معلمان تنها دارای حقوق هستند اما کارمندان دولت در نهادها و وزارتخانهها، مزایا هم دارند. با اجرایی شدن رتبهبندی، به حقوق معلمانِ دارای رتبه پنج، نهایتاً ۵ میلیون اضافه شد؛ یعنی معلمان از حقوق ۹ یا ۱۰ میلیونی، به حقوق حدوداً ۱۵ میلیون تومانی رسیدند.
نیک نژاد در ادامه خاطرنشان کرد: طبق آمار رسمی خط فقر برای یک خانواده چهار نفره، حدوداً ۲۲ میلیون تومان است؛ بنابراین معلمان با بالاترین رتبه کسب شده نیز چیزی در حدود ۵ تا ۷ میلیون با خط فقر فاصله دارند. یکی از مشکلات عمده رتبهبندی در اجرا این بود که مسئولان ذیربط، ابتدا لباس را دوخته و سپس قصد داشتند تن معلمان را اندازه آن لباس درآورند!
وی در پیوند با عملکرد دولت در راه اجرایی کردن طرح رتبهبندی توضیح داد: دولت ابتدا مقاومت کرد و قصد اجرای طرح را نداشت. بعد از اعتراضات و فشار افکار عمومی، دولت مجبور به تن دادن به خواسته معلمان شد ولی به شکل دستوری به آموزشوپرورش خط داد که معلمان را طوری شامل طرح کنید که با عدد مدنظر تطابق پیدا کنند. به این معنا که افزایش حقوق با عدد موردنظر قوه مجریه جفتوجور درآید.

او اضافه کرد: مسئولان برای این منظور، رتبه معلمان را آنطور که انتظار داشتند، تقلیل دادند. بهعنوانمثال، رتبه منِ معلم که مستحق رتبه چهار بودم را رتبه دو ثبت کردند و یا آن معلمی که انتظار رتبه پنج داشته را رتبه سه یا پایینتر رد کردند. این آشفتگی در ارزیابی رتبهها، موجب نارضایتی اکثر فرهنگیان شد. ارزیابی رایانهای رتبههای خیل کثیری از معلمان، مطابق انتظار یک وضعیت بحرانی را ایجاد کرد.
این کارشناس در ادامه به گسترش نیوز گفت: به معلمان ما در این ماجرا، هم به لحاظ مالی و هم به لحاظ حیثیتی ضربه وارد شد. یک معلم را در نظر بگیرید که تجربه اخراج از مدرسه به خاطر کیفیت بد آموزشی را ندارد. این معلم چندین مقاله مهم نوشته، کتابهایی به چاپ رسانده و سوابق درخشانی هم دارد. حال این معلم پس سالها تجربهاندوزی، شامل رتبه دو در طرح رتبهبندی شده است.
نیک نژاد در خصوص وضعیت معیشتی معلمان ایرانی و وجه تمایز آنها با استانداردهای بینالمللی بیان کرد: در این رابطه پژوهشهای زیادی انجام شده است. بهعنوانمثال در کتاب «درسهای فنلاندی» مقایسههای خوبی در این زمینه صورت گرفته است.
او در ادامه اینطور مطرح کرد: میانگین دریافتی معلمان فنلاند، ۴۰ هزار دلار در سال است. معلمان آمریکایی نیز در سال ۴۴ هزار دلار دریافتی دارند. حالا در صورتی که حقوق یک معلم ایرانی را ۱۲ میلیون در نظر بگیرید، چیزی در حدود ۲۵۰ تا ۳۰۰ دلار در ماه و ۳۶۰۰ دلار در سال دریافتی دارد. این آمار بیانگر اختلاف فاحش بین دریافتی معلمان ما با معلمان کشورهای دیگر است.
محمدرضا نیک نژاد در پایان عنوان کرد: البته مشکلات اقتصادی در کشور و تورم موجود را نیز باید در نظر گرفت. اکثر معمان ما شغل دوم و سوم دارند و حقوقشان وابسته به آموزشوپرورش نیست. اسنپ، فراگیرترین شغل این روزهای معلمان ما محسوب میشود. این اشخاص پس از حواشی مربوط به بحث رتبهبندی، بسیار دلخور و دلشکسته هستند. تمام این دلمشغولیها روی کار معلمی تأثیر منفی گذاشته و دیگر فرصت کافی برای رسیدگی به بحث آموزش دانش آموزان باقی نمیماند. این مسائل قسمتی از آسیبهای وارده به بخش آموزش به شمار رفته که واقعاً جبران ناپذیر است.
ولی کو گوش
شنوا?