یلدا راهدار / عضو هیات نمایندگان اتاق بازرگانی ایران
ناکامی ایران در توسعه صادرات در طول ۶۰ سال اخیر بخش ثابتی از مهمترین بنبستهای اقتصادی کشور را تشکیل داده و نکته جالبتوجه اینجاست که اگرچه تمام مشکلات حوزه صادرات بر همگان مشخص است اما گویی از رفع این موانع عاجزیم یا علاقهای به حل مشکلات نداریم؛انگار مزمن شدن مشکلات اقتصادی نظیر تورم، رکود، وابستگی به نفت، بیکاری، نرخ بهره بالای بانکی، قاچاق، فساد اقتصادی و... برای بیشتر سیاستگذاران و حتی توده مردم امری عادی شده باشد. اتکا به درآمدهای نفتی و بزرگ شدن دولت در طول نیمقرن گذشته، خودبهخود موانع زیادی برای صادرات محصولات کشور پدید آورده و سرازیر شدن منابع ناشی از فروش نفت به دخلوخرج دولت، بهتدریج زمینه کمتوجهی نسبت به ریشهیابی مشکلات و رفع آنها را فراهم کرده است. درواقع بهره بردن از ثروت سهلالوصولی همچون نفت باعث غفلت از سایر بخشهای ثروتآفرین کشور شده و نهاد دولت را از تلاش برای شکوفایی سایر حوزهها دور میکند. بر این اساس مداخلات گسترده دولت و حکومت در حوزههای اقتصادی با اتکا به منبع درآمد سرشاری همچون نفت و وابسته کردن روزافزون همه شئون زندگی مردم به خود تا حدی ادامه یافته که در رویارویی با هرگونه کاستی و مشکل، هیچ ارادهای از سوی مردم برای حل آنها وجود ندارد و همگان در هر شرایطی از دولت ثروتمند و دارا انتظار دارند تا با انواع ابزارهای حمایتی، نوشدارویی را هرچند کوتاهمدت، فراهم کرده و به خورد اقتصاد و مردم دهد. در صادرات نیز ملغمهای از مداخلات دولتی را شاهدیم؛ حمایتهای تعرفهای، یارانههای صادراتی، معافیتهای مالیاتی، تسهیلات ارزانقیمت، انحصاربخشی و... فقط بخشی از مداخلات دولت برای سرپوش گذاشتن بر مشکلات حوزه تجاری و رسیدن به ارقام فزاینده و درعینحال غیرواقعی صادراتی است. درحالیکه مشکلات واقعی صادرات کشور ربطی به حمایتهای دولتی ندارد و اگر شیوه تفکر بخش خصوصی نسبت به فرآیند توسعه اصلاح شود، هرگز به دنبال حمایتهای دولتی نخواهد رفت. اگرچه هنوز میتوان از دست و پاگیر بودن تشریفات گمرکی یا تخصیص غیربهینه یارانههای صادراتی، بهعنوان مشکلاتی که در فرآیند توسعه صادرات وجود دارند و از سوی دولت مدیریت میشوند، نام برد اما بیشتر مشکلات صادراتی مربوط به خود واحدهای علاقهمند به صادرات است که برخی از مهمترین آنها در ادامه آمده است: - بستهبندی نامناسب: با وجود ورود صنایع و ماشینآلات پیشرفته چاپ و بستهبندی در کشور، همچنان شکل و شمایل بستهبندی بیشتر محصولات مختلف تولیدی کشور، فاقد استانداردهای روز دنیا در این زمینه است و چهبسا محصولات باکیفیتی که به دلیل جذاب نبودن بستهبندی، موردتوجه بازارهای جهانی قرار نگرفته است. راهکارهای اجراشده برای حل این معضل، بیشتر آزمونوخطا بوده تا راهکار علمی و منطبق بر کار کارشناسی و توجه به سلیقه مصرفکنندگان. - نداشتن شناخت از نیازهای بازار: اگر شرکتها بهدرستی بازار هدف خود را برای عرضه محصولات و خدمات شناسایی کنند، صرفهجویی قابلتوجهی در هزینه و اتلاف وقت خود انجام میدهند که این مسئله میتواند به کاهش هزینه تمامشده و افزایش مزیتهای رقابتی محصول بینجامد. درحالیکه بسیاری از واحدها با نداشتن شناخت درست از بازار خود، به مشکلات فراوانی برمیخورند که مانع پیشرفت و موفقیت آنها میشود. - هزینههای بالای حملونقل: ایران در میان کشورهای منطقه از نرخ پایینی برای سوخت برخوردار است، اما درعینحال فرسودگی ناوگان حملونقل به حدی است که براساس برآوردهای غیررسمی حدود ۱۲ درصد از نرخ تمامشده محصول مربوط به حملونقل آن است. درحالیکه استاندارد جهانی آن حدود ۶ درصد است. درواقع بههیچوجه از مزیت کشور در حوزه سوخت ارزان استفاده نمیشود و سیستم حملونقل بهویژه در بخش بینالملل هزینههای ناخواستهای را به تولیدکنندگان تحمیل میکند. - تمایل نداشتن به صادرات: بسیاری از تولیدکنندگان ایرانی هیچ علاقهای به صادرات ندارند. درحالیکه محصولاتشان بهصورت بالقوه بازارهای مناسبی را دستکم در سطح منطقه دارد؛ اما به دلیل ضعف در دیدگاه توسعهای و فقدان دانش موردنیاز، نسبت به ورود به بازارهای صادراتی ترس و واهمه دارند. بهعبارتدیگر در تلاشاند تا کسبوکارشان در همان سطح محلی بماند و کماکان به شکل خانوادگی اداره شود. - بیتوجهی به استانداردهای جهانی: برخی صادرکنندگان معتقدند زمانی که مشتری حاضر به قبول کالای ایرانی است چرا باید با گذاشتن استانداردهای بیشتر هزینه را افزایش دهیم؟ چنین دیدگاهی باعث شده بهمرور نام کالای ایرانی با صفت بیکیفیت عجین شده و شاهد نابودی صادرات ایران باشیم. کالاهایی که براساس استاندارد داخل کشور تولید میشوند لزوما تایید استاندارد آنها ربطی به بازار صادراتی و استاندارد آن ندارد که بر این اساس بخواهیم صادرات را بر این روال ادامه دهیم. وقتی کالایی به بازارهای جهانی صادر میشود باید آن کالا هم مطابق استانداردهای داخلی و هم استانداردهای خارجی باشد بهویژه آنکه باید استانداردهای کشور مقصد را در نظر گرفت. علاوه بر اینها، مواردی مانند بالا بودن میزان خرده صادرات، توجه نکردن به حوزه برندینگ، توجه نکردن به سطح کیفی محصولات صادراتی، بالا بودن نرخ تمامشده و چندین عامل دیگر را میتوان بهعنوان اصلیترین دلایل ناکامی کشور در حوزه صادرات لحاظ کرد. بهعبارتدیگر حتی اگر بر فرض دولت را از معادلات صادرات حذف کنیم، باز مشکلات حوزه صادرات پابرجا خواهند بود. بنابراین بهتر است پیش از آنکه دولت را مقصر اول و آخر مشکلات صادراتی بپنداریم و منتظر معجزهای از سوی آن باشیم، رسیدن به مزیتهای رقابتی و کاهش بهای تمامشده محصولات را از خود واحدهای ارائهدهنده کالا و خدمات شروع کنیم.