نرگس قیصری - روزنامهنگار
مدتی است سخنانی مبنی بر رو به اتمام رفتن برخی از ذخایر مواد معدنی در کشور به گوش میرسد و مصرفکنندگان این کانیها با شنیدن این خبر، ابراز نگرانی میکنند. نمونهای که برای این موضوع میتوان به آن اشاره کرد، رو به اتمام رفتن ذخایر سنگآهن و به دنبال آن کاهش میزان تولید موادی همچون گندله و کنسانتره است که به استفاده صنایع فولادی میرسد. این در حالی است که گفته میشود برای رسیدن به اهداف تعریف شده در افق چشمانداز کشور در حوزه فولاد، تامین مواد اولیه بسیار مهم و اساسی است و باید پیش از رخ دادن این اتفاق و تمام شدن ذخایر سنگآهن تدبیری برای آن اندیشید. لازم به یادآوری است در ایران تنها چند معدن بزرگ سنگآهن وجود دارد که ضمن استخراج سنگآهن از دل معدن، عملیات فرآوری و تولید گندله و کنسانتره را انجام میدهند و نیاز واحدهای صنعتی را تامین میکنند. حال نکته اینجاست که برای افزایش میزان ذخایر سنگآهن در کشور پیش از اینکه ذخایر فعلی به اتمام برسد چه باید کرد؟ اینجاست که باید به مرحله نخست فعالیتهای معدنی بازگردیم و از اکتشافات عمقی سخن به زبان آوریم؛ اکتشافاتی که به گفته کارشناسان و فعالان بخش خصوصی، نیازمند تجهیزات و فناوریهای نوین است و باید با انجام حفاریهای عمقی در ایران به این ذخایر دست یافت. به عنوان نمونه چندی پیش خبری مطرح شد که در یکی از استانهای مرکزی کشور ذخیره سنگآهنی به میزان ۲میلیارد تن در عمق ۱۵۰۰متری زمین وجود دارد. این خبر واکنشهای بسیاری به دنبال داشت زیرا گفته شده بود که عیار این ذخیره نیز بسیار بالا بوده و حدود ۷۰درصد است. به دنبال اعلام این خبر واکنشها جالب بود. آنها معتقد بودند چنین ذخیرهای در کشور وجود دارد اما برای تایید اطلاعات داده شده، لازم است بررسی شده و آزمایشهای بیشتری انجام شود. این در حالی است که در شرایط فعلی، سطح دانش و فناوری ما برای انجام اکتشافات عمقی تا حدودی پیشرفت داشته اما برای تکمیل اطلاعات و دانش خود، لازم است از دانش کشورهای پیشرو برای اجرای اکتشافات عمقی کمک بگیریم. اینجاست که نیاز به ارتباط ایران با کشورهای صاحب فناوری احساس میشود. شرکتهای فعال و بزرگ معدنی که در زمان تحریم نیز علاقهمند به همکاری با ایران بودند، اما به دلیل شرایط سیاسی و اجازه ندادن دولتهایشان نمیتوانستند جواب مثبت به همکاری با ایران دهند، اکنون با برداشته شدن تحریمها، بهترین فرصت را برای جوینت(شریک) شدن با ما دارند. در واقع این رخداد تنها زمانی میتواند ادامهدار باشد که «برجام» پابرجا بماند زیرا اکنون میبینیم که با وجود رفع تحریمها باز هم بسیاری از کشورها برای ورود به بخش معدن ایران با تردید تصمیمگیری میکنند و در نهایت ممکن است راه رفته فعلی را هم برگردند. به شرایط فعلی، تمدیدهای ۶ ماهه برجام از سوی ترامپ را نیز اضافه کنید که اگر چه در ظاهر نقض برجام نیست اما مدت تمدید اعتبار برجام نه آنقدر طولانی است که برای سرمایهگذاران خارجی صرف کند به ایران بیایند و زمینه سرمایهگذاری معدنی در ایران را مهیا کنند و نه آنقدر کوتاه است که قید حضور در ایران را بزنند. چشم سرمایهگذاران، آنقدر معادن و ثروتهای خدادادی ایران را گرفته که به راحتی نمیتوانند از آن چشم بپوشند و کابوس حضور رقیبانشان در این بخش ثروتمند ایران آنها را در مرز ماندن و رفتن نگه داشته است.سرمایهگذار برای گذاشتن تخم طلای خود نیازمند بستری از آرامش است تا تغییر قوانین داخلی و بینالمللی، سرمایه او را به مخاطره نیندازد. باید دید چارهاندیشی دستگاه دیپلماسی ایران برای این امر چه خواهد بود و آیا این چارهاندیشیها میتواند سرمایهگذاران را متقاعد به ماندن در ایران و گذاشتن میلیاردها سرمایه خود کند؟ باید منتظر بود و دید ایران راهی برای چالشهای سرمایهگذاری خارجی پیدا خواهد کرد یا نه؟