|

بی‌پروایی

فهرست محتوا

مهدی اسحاقیان

«پروا» و «بی‌پروایی» چه نسبتی با یک روزنامه تخصصی اقتصادی دارد؟ آیا نویسنده این ستون در این شرایط بیراهه نمی‌رود؟ «انسان پروا است»(هایدگر: هستی و زمان). پروا از ابتدا در مشغله روزانه متجلی می‌شود. اگر تولیدکننده‌ای در تمام مراحل تولید محصول به مصرف‌کننده از هر لحاظ «بی‌اهتمام» باشد، «بی‌پروا» است، یعنی دغدغه یا دل‌نگرانی -که تعابیری معادل پروا هستند-دیگری(مصرف‌کننده) را ندارد. از این نظر به «دیگری» اشاره شد که امروز بسیاری از محصولات آثار محیطی دارد و دیگران نیز به مراتب از یک کالا متاثر می‌شوند. مثال آشنا در این زمینه، خودروهای بی‌کیفیت یا محصولات پلاستیکی مخرب محیط‌زیست است که هرکدام در «بی‌پروایی» کامل تولید می‌شوند. حال که به ارتباط پروا به مبحثی مانند اقتصاد به‌طور گذرا اشاره شد و البته باید آثار این روحیه در بخش‌های اجتماعی و سیاسی نیز بررسی شود، در این شماره به این ساختار وجودی «انسان»ها در جهانی که می‌زیند، اشاره‌ای گذرا می‌شود. «پروا» یا «دغدغه» معادل‌هایی برای کلمه آلمانی sorge یا care انگلیسی است. مترجمان آشنا به اندیشه هایدگر که زبان آلمانی می‌دانند، برای این کلمه در کتاب «هستی و زمان» مفهومی فراتر قائل‌اند، به همین مناسبت گاهی از معادل‌هایی مانند اهتمام و دل‌نگرانی بسته به موقعیت کاربرد، در ترجمه کتاب «هستی و زمان» استفاده می‌کنند. در این کتاب «پروا» نه‌تنها یکی از ساختارهای وجودی «انسان»ها تلقی می‌شود بلکه «انسان» معادل پروا دانسته شده است. براساس هستی‌شناسی بنیادین «هستی و زمان»، هر انسانی برحسب تقدیر در گوشه‌ای از جهان به دنیا می‌آید. به همین معنا چون او ایرانی، انگلیسی، ژاپنی، افریقایی و... پا به جهان می‌گذارد، او را ایرانی و... می‌نامیم. جهان ساختارهای وجودی انسان است. یکی از ساختارها بودن با دیگران است. با همدیگر بودن ذاتی انسان‌هاست. تنها شدن به این دلیل ممکن است که با هم بودن را مورد «غفلت» قرار می‌دهیم. با این وجود، شیوه‌های متفاوتی از بی‌پروایی از سوی انسان‌ها در پیش گرفته می‌شود. برای مثال، بی‌اعتنا از کنار یکدیگر می‌گذریم و علیه دیگری می‌شویم که جملگی شیوه‌های دیگری از «دگر پروایی» ناقص است که در این نوشته از آن به بی‌پروایی یاد می‌شود. ساختارهای وجودی انسان‌ها در خصلت‌های زندگی روزمره نمایان است اما از شدت بدیهی بودن بدون تامل رها می‌شوند اما زمانی جلب توجه می‌کنند که این ساختار دچار اختلال یا گسست شده باشد. چنانکه درباره فضای کار و پیشه که به آن اشاره شد(خودروسازی)، امروز استفاده از خودرو را در زندگی برای آسایش و انجام امور، ضروری می‌دانیم. خودروسازان هم به‌عنوان کسانی هستند که وسیله‌ای را برای «دیگری» می‌سازند. به همین جهت دگرپروایی در تمام مراحل کار بر شکل نهایی اثرگذار است. فردی که متصدی کاری در تولید محصول است، اگر اهتمام لازم را در زمینه کاری خود نداشته باشد، نتیجه کارش کل ساختار ارجاعی را متاثر می‌کند. در یک واحد خودروسازی «دگرپروایی» طراح، قطعه‌ساز تا کارگر نتیجه‌اش به کل یک مجموعه که همانا خودروسازی مشخص است، برمی‌گردد. حتی فردی که به یک کار ساده برای مثال، محکم کردن «پلوس» گمارده می‌شود، اگر در کارش دل‌نگران مصرف‌کننده نباشد، مسلم خسارت جانی یا حتی مالی مصرف‌کننده(دیگری) به حساب کل مجموعه گذاشته می‌شود زیرا این مصرف‌کننده است که به یک خودرو «اعتماد» می‌کند یا «بی‌اعتماد» می‌شود. «اعتماد» و «بی‌اعتمادی» شیوه‌های دیگر «پروا» هستند. «پروا» و «بی‌پروایی» واژه‌هایی نیستند که در جهان انتزاعی با قوانین یا دستورهایی برای مردم ایجاد شوند. آنها جلوه‌هایی از واقعیت‌های «زندگی»اند. در مورد پیش‌گفته معیار«اعتماد» همانا اقبال در خریدی است که یک خودروساز می‌تواند با جلب «رضایت» مشتریان کسب کند و تا زمانی این «پروا» وجود داشته باشد، این «کسب» برقرار است. این مناسبت عملی تا زمانی که اهتمام‌گونه باشد به صورت امر بدیهی و مداوم خود را نشان می‌دهد. تبلیغ نشان از یک گسست یا جلوه یک امکان جدید است. «اغوا» و«ترغیب» اشکال دیگر «پروا» هستند. ساختاری که از «بی‌پروایی» نسبت به مصرف‌کننده دچار گسست در کار شود، دست به دامان تبلیغ از نوع «اغوا» می‌شود. اگرچه کالایی در زندگی مردم حضورش را دائمی می‌کند که کاربرد داشته باشد. «بی‌پروایی» در تولید یک کالا ساحت‌های دیگر یک جهان را نیز متاثر می‌کند.

بی‌پروایی
کد خبر: ۲۶۵۲۵
۱۷ دی ۱۳۹۶ - ۱۵:۱۱
ارسال نظر
captcha