محمدرضا زائری / کارشناس دینی و فرهنگی
دکتر حسین انتظامی پس از تجربهای بسیار موفق مسئولیت معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را واگذار میکند. درباره این مدیر توانا و چهره ارزشمند از جهات مختلف میتوان سخن گفت و به ابعاد گوناگون شخصیت او پرداخت. بهعنوان کسی که سالها از نزدیک با ایشان همراه، همکار و دوست بودهام و نزدیک ۲۴، ۲۳ سال در فرصتهای گوناگون اطلاعات دقیق از رفتار و کردار ایشان دارم میتوانم برخی از ویژگیهای بارز را چنین برشمارم. ۱- او از نظر فردی بسیار باهوش است و حافظهای قوی دارد. بسیار خوش ذوق و دارای روحیهای لطیف و علایق فردی هنرمندانه است. ۲- در عرصه رسانه، شخصی حرفهای است که از کار روزنامهنگاری عادی تا مدیریت در بالاترین سطوح مانند تاسیس روزنامه جامجم و مدیریت مجموعه بزرگ همشهری را در کارنامه خود دارد. ۳- تحصیلات دانشگاهی را در کنار تجربه عملی دنبال کرده و پس از تحصیل فنی در مقطع کارشناسی، تحصیل در مقاطع ارشد و دکترا را به طور جدی دنبال کرد. ۴- نوگرا، پیشرو و آیندهنگر است و سالها پیشتر از بسیاری دوستان روزنامهنگار به حوزه رسانههای نوین توجه کرد و برای ورود به عرصه روزنامهنگاری دیجیتال همت داشت و طرحهایی مانند جامجم آنلاین را کلید زد. ۵- از قدرت راهبری و اجرایی و توان بالای مدیریت برخوردار است و تجربه عملی ویژه از کارشناسی در معاونت مطبوعاتی تا مدیرکل مطبوعات داخلی و معاونت در همین حوزه داشته، بههمین دلیل از جزییات امور مطلع است و با یکایک دست اندرکاران این حوزه آشنا و از پیشینه همه پروژهها آگاه است. ۶- معتقد به ضرورت همکاری و ارزش کار جمعی است و روحیه دیگرپذیری و گروهگرایی دارد و بهطور معمول در همکاریهای بین سازمانی بسیار موفق میشود. ۷- حال و هوایی جوان دارد و از آمادگی فراوان برای یادگیری برخوردار است. بارها دیدهام که چه در گفتوگوهای دوستانه با استادان ارجمندی مانند دکتر شکرخواه و چه در جلسههای رسمی اداری بهدنبال دادههای جدید یا مطالب علمی یا نکتههای تازه است تا فراگیرد و به یاد بسپارد و بهرهمند شود. شاید هر یک از این ویژگیها یا برخی از آنها را بتوان بهراحتی در افراد دیگر نیز یافت، اما آنچه دکتر انتظامی را از دیگران متمایز میکند جمع شدن همه این ویژگیها در یک نفر و حضور آن یک نفر در مسئولیت و جایگاهی است که شایستگی و توانش را دارد. با چنین کسانی به یاد شعر مشهور و زیبای ابوالعتاهیه میافتم که در مدح خلیفه عباسی سروده بود: «و لم تک تصلح إلا له و لم یک یصلح إلا لها»! یعنی نه خلافت سزاوار کسی جز او بود و نه او شایسته کاری کمتر از خلافت! راستش فراوان نیستند کسانی که احساس کنیم خداوند آنان را برای کاری مشخص ساخته و همه عوامل برای رسیدن آنان به این جایگاه دست بهدست هم دادهاند.