بهرام فرزاد - کارشناس زغالسنگ
تولید و مصرف زغال سنگ در امریکا در مسیر نزولی بوده و علت آن ارزان شدن گاز طبیعی و ادامه سیاستهای مربوط به ارتقای تولید انرژی از منابع پاک برآورد میشود. در سالهای گذشته به ویژه پیش از ورود ترامپ به کاخ سفید کاهش تولید زغال سنگ در امریکا به از دست رفتن موقعیتهای شغلی مربوط به آن منجر شد و سقوط نرخ زغال سنگ با توجه به تولید بالای این کانی در بازارهای جهانی، کارشناسان را به این نتیجه رساند که زغالسنگ در مقابل افزایش تمایل جهان به رقیبان آن آینده مطمئنی نخواهد داشت، به ویژه گاز طبیعی که نسبت به زغالسنگ در تولید برق پیشی گرفته است. در نتیجه گاز طبیعی تبدیل به بزرگترین رقیب زغالسنگ در بازار جهانی و در زمینه تولید انرژی شد، در حالی که کمکهای مالی دولتها برای جایگزینی انرژیهای تجدیدپذیر و گاز طبیعی به جای زغال سنگ نیز به این روش دامن زد و توجه جهان به محیطزیست باعث شد زغال سنگ هر چه بیشتر در انزوا قرار بگیرد. به دنبال این اتفاق سازمان اطلاعات انرژی امریکا اعلام کرد که هدف درازمدت آن کاهش تدریجی نیروگاههای تولید برق زغالسنگی در درازمدت است تا استفاده از زغال سنگ در تولید برق به کمترین میزان خود در امریکا برسد؛ رویکردی که علاوه بر امریکا در اروپای غربی هم جریان پیدا کرد. این در حالی است که استخراج زغال ککشو برای تولید فولاد همچنان ادامه خواهد داشت، با توجه به اینکه زغال سنگی که در تولید فولاد مصرف میشود، کیفیتی بالا و ویژگیهای ترکیبی منحصر به فردی دارد. بنابراین استخراج این نوع با توجه به وابستگی حدود ۸۰ درصدی تولید فولاد از راه زغال کک آینده خوبی را با توجه به تولید بالای چین مورد انتظار قرار میدهد. در کنار اینها فناوریهای نویی هستند که به استحصال عناصر نادر از زغالسنگ کمک میکنند و به احیای این کامودیتی همچنان یاری میرسانند. این پدیده به ظهور عناصری اشاره دارد که پیشبینی میشود مصرف آنها در ابزاری که هایتِک نامیده میشود، از جمله تلفنهای هوشمند، لپتاپها و مانند اینها بینجامد. این عناصر در ساخت پنلهای خورشیدی و خودروهای برقی نیز کارآیی دارند به این معنا که زغال سنگ نه تنها از عرصه مواد معدنی جهان خارج نمیشود، بلکه کارکرد آن تغییر میکند و در دستیابی به عناصر نادر و همچنان در تولید فولاد کارآیی دارد.